سیروس شَمیسا (زادهٔ ۲۹ فروردین ۱۳۲۷ در رشت) استاد ادبیّات فارسی و نویسندهٔ پرکار ایرانی است که تاکنون بیش از ۴۰ اثر خلق کرده است. وی تحصیلات عالی خود را در دانشگاه شیراز آغاز کرد و چند سالی پزشکی خواند، ولی پس از چندی تغییر رشته داد و در همانجا مدرک کارشناسی خود را در ادبیّات فارسی گرفت. پس از آن وارد دورۀ دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۵۷ از رساله خود به راهنمایی دکتر خانلری دفاع کرد. او در سال هشتاد یکی از چهرههای ماندگار ایران لقب گرفت. کتابهای او در بسیاری از دانشگاههای ایران تدریس می شود.
تحلیلهای درخورِ تأمّلی داشت. هرچند در جاهای قابل توجّهی غیرمستند و سطحی حرف زده بود. ای كاش بخشهای مربوط به آیین میتراییاش را منسجمتر مینوشت. بسیاری از مطالب در چند بخش تکرار شده بود، مطالب در عنوانها و پاراگرافها ارتباط منسجمی نداشتند و به آن میمانست که مؤلّف فقط درصدد است حجم بسیاری از اطّلاعات را به خواننده منتقل کند و صرفاً فیشهایش را در اختیار او قرار داده است. اسلوب پژوهش و نگارش علمی رعایت نشدهبود. کسی به استاد پاراگرافنویسی بیاموزد! همچنین این حجم عظیم اطّلاعات میتوانست مبنای خوبی برای تحلیلهای بیشتر باشد. كار به نظر بسیار شتابزده میآمد، بسیار. دور از انصاف است که زحمت مؤلّف در دیدن منابع گوناگون را نادیده بگیریم. از این حیث، بسیار آموزنده بود. بسیار.
تأویلش از مقدّمهٔ داستان رستم و اسفندیار هم جالب بود.
پژوهشی ست همه جانبه در اطراف ریشه های داستان رستم و اسفندیار. از سابقه ی نام های "رستم" و "اسفندیار" در متون اوستایی و دیگر متون کهن هند و ایرانی، بررسی روایت های تاریخی مشابه داستان رستم و اسفندیار، نگاهی به ریشه های آیین مهر و مذاهب کهن ایرانی، تا بررسی ریشه های باورهای سنتی مردم در باره ی عناصر داستان نظیر چوب گز، سیمرغ، شیر، گاو، تقدس آب و اسطوره های دیگر در باور ساکنان شرق فلات ایران. سیروس شمیسا معتقد است که عناصر داستان رستم و اسفندیار را باید در باور مهردینان کهن جستجو کرد. از همین رو معتقد است که رستم و اسفندیار کهن تر از بسیاری دیگر از داستان های شاهنامه است.