ناگهان خانه ی کوچکشان غرق در نور و روشنایی شد و در میان نور، شکوه سادات خانمی را دید که بسته ای در دست داشت. آن خانم، به او گفت: «من فضه هستم؛ خدمتکار حضرت زهرا(س). از سوی ایشان برای شما هدیه ای آورده ام.» بسته را گرفت و باز کرد. یک عبای یمنی در آن بود و روی آن هم خوشه ای انگور، با سه حبه ی درشت و زیبا.
وقتی از خواب بیدار شد، احساس خوبی داشت؛ اما نمی دانست تعبیر خوابش چیست. سال ها بعد، وقتی پسرش را در لباس روحانیت دید که صاحب سه دختر پاک و نجیب شده، معنای خوابش را فهمید…
《هو العزیز》 کتاب، کتاب خوبیه؛ کم حجمه و نویسنده به خوبی از جملاتش برای روایت زندگی شهید سید مجتبی نواب صفوی استفاده کرده. من کنجکاو شدم کتابهای دیگهای هم راجع به شهید نواب صفوی بخونم. 🌱 اگر تاریخ رو دوست دارید و دلتون میخواد روایتی جذاب و متفاوت از دورهی پهلوی بخونید، پیشنهاد میکنم پروانهای که سوخت رو مطالعه کنید. ۱۹اسفند ۱۴۰۱🌻💐
این ستاره ها رو فقط و فقط برای شخصیت عجیب و قابل ستایش آقای نواب صفوی دادم یه انسان با اعتقادات راسخ و یک الگوی عملی برای کسانی که دنبال یه ادم با اعتقاد اهل عمل می گردن واقعاً تحت تأثیر زندگی و نوع تفکر ایشون قرار گرفتم نثر کتاب چیز خاصی نبود شاید اولش انتظار داشتم با قلم خاصی که از خانم عرفانی سراغ دارم داستان به گونه ای خاص و ادبی روایت بشه ولی یه کتاب با روایتی بسیار ساده بود که همین ویژگیش کمک می کرد که فقط تمام ذهن معطوف به خود داستان و شخصیت اصلی بشه تو امام مدت خوندن این کتاب از ته دل آرزو می کردم که خدا امثال آقای نواب صفوی رو برای دین اسلام زیاد کنه