چرا رخدادهای سیاسی در ایران، همواره تحلیلگران، سیاستمداران، رسانهها و مردم را غافلگیر میکند؟ رخدادهای ناگهانی و غافلگیرکنندهای همچون پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۷۶، آشوبهای سال ۱۳۷۸ پس از توقیف روزنامه سلام، پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۴، آشوبهای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، کنار رفتن نسبی هاشمیرفسنجانی از صحنه سیاست ایران و بهویژه ریاست مجلس خبرگان در سال ۱۳۸۸، چرخش مجلس شورای اسلامی نهم در رویگردانی از حمایت از احمدینژاد و حتی تهدید به استیضاح وی پس از ماجرای استعفای وزیر اطلاعات در سال ۱۳۹۰، رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات یازدهم ریاستجمهوری ۱۳۹۲، جدایی احمدینژاد از طیف اصولگراها، و در نهایت پیروزی غافلگیرکنندة حسن روحانی در انتخابات ۱۳۹۲ ریاستجمهوری نمونههایی از رویدادهای غیر قابل پیشبینی در سپهر سیاست ایران در سالهای اخیر است. در این کتاب از نگاهی علمی به این موضوع پرداخته شده و برای پاسخگویی به این پرسش، از دو نظریه پیچیدگی و آشوب که بیشتر در دانشهای ریاضی و تجربی کاربرد دارند، استفاده شده است تا از این راه، پیچیدگی سیاست در ایران توضیح داده شود. این کتاب با نگاهی فشرده به تعریف و الگوهای نظری سیستمهای پیچیده و آشوبی، در پی آن است تا دلایل شگفتآور بودن و غیر قابل پیشبینی بودن رخدادهای سیاسی ایران بین سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۲ را تحلیل کند. در پایان، پیشنهادهایی برای سیاستمداران در چنین فضای غیرقابل پیشبینیای ارائه شده است.
گویا کتابْ پایاننامهی نویسنده است، با نثری ملالانگیز و مملو از تکرار حرفهای خود. بدترین وجه آن، بیان حرفهای مغرضانه است با پزی علمی، که نه بر پایهی حقیقت است و نه علم.
۱. در فصل اول، صد صفحه به معرفی نظریه پیچیدگی و آشوب میگذرد، که عملا در فصول بعد از این مقدمات استفاده نمیشود تا ربطشان به سیاست معاصر ایران را ببینیم. ۲. اساسا تصور نویسنده این است که چون دستفروشی خودسوزی کرده و بهار عربی رخ داده، پس اثر پروانهای وجود دارد و نمیشود سیاست دنیای امروز را با تئوریهای دیگر فهیمد. با همین منطق، نویسنده معتقد است که مناظرهی آن شب موجب ۸۸ شد و ۹ دی باعث «پایان» آن، و بسته شدن روزنامهی سلام موجب وقایع ۷۸. اما نویسنده فراموش میکند که این تقلیلها برای ژورنالیستها جذاب است و حقیقت به این سادگی نیست؛ در واقع به جای اینکه بنشیند تاریخ معاصر را بخواند و مصاحبه کند و از فاکتورهای مختلف را برای توضیح رخدادها در نظر بگیرد، یک سری نظریهی بیربط به کارش را سپر نادانیاش قرار داده است. نویسنده تلاش دارد بگوید پس باید حواسمان به عوامل کوچک باشد، و چون سیستم پیچیده است، یک تغییر اولیه موجب تغییرات نمایی میشود و در نتیجه تحلیلهای خطی سایر تحلیلگران (غیر از نویسنده) غلط از آب در میآید. نویسنده همچنین کشفهای دیگری هم کرده است - مثلا اینکه چون ایرانیها به اینترنت دسترسی زیادی پیدا کردهاند و مطالبهگرتر شدهاند و نیز گروههای کوچک قدرت زیاد شدهاند (حلقهی رحیممشایی و...)، پس اتفاقات سیاسی اخیر پیچیده شده است. ۳. نویسنده در فصل سوم در تحلیل وقایع ۸۸ با نظریهی آشوب شخصیاش، میگوید جنبش رو به افول رفت (با امگای زیرِ ۱!)، چون بیشتر مردم با آن همراه نبودند. از آنجایی که احمدینژاد «شاهکار اقتصادی» خلق کرده بود با کاهش قیمت مسکن در آن سال، پس مطالباتْ اقتصادی نبود - بلکه «خواستههای لیبرالیستی»ای بود که «هر از چندی» رخ میدهد - اینگونه نویسنده موفق میشود در این بینظمی، یک نظم بیابد. (و اینگونه میآموزیم چگونه با استفاده از شبهعلمْ تاریخ را تحریف کنیم.) دلیل واضحِ بیاساس بودنِ ادعای نویسنده هم این است که «شدت نارضایتیها» را ایشان بر چه اساسی به امگای کمّی تبدیل میکند؟ جز این که در خیالش اعتراضاتْ مطالبات روشنفکران بود و نه اکثر مردم، و به همین دلیل «شکست!» خورد. ۴. نویسنده معتقد است رای مردم به حسن روحانی در سال ۹۲ نشانهی عقل و درک بالای آنها است. نیز انصراف عارف را حرکت پروانهایِ بُرد روحانی میداند - (اما این تحلیلها دقیقا به چه دردی میخورد؟! تحلیلی که نه تنها قابلیت پیشبینی ندارد، که صحیح بودنش هم مشخص نیست).
بازگشت همه علوم به ریاضیات است؟ حتی علم سیاست؟ این شاید اولین سوالی باشد که ذهن خواننده بعد از اتمام کتاب درگیرش شود. نویسنده میخواهد رویدادهای اجتماعی را در بستر نظریه آشوب بررسی کند اما اینکه چقد موفق بوده است یا خیر را باید به عهده خوانندگان و اهل فن گذاشت. فصل 1 کتاب به طور مفصل نظریه آشوب را در علم ریاضی و دیگر شاخههای علوم بررسی میکند. شاید اختصاص دادن نصف کتاب به این فصل از ضعفهای کتاب باشد. سوال بعدی که ذهن مخاطب را با آن درگیر میکند این است که آیا آخر سر میشود رویدادهای اجتماعی را پیشبینی کرد یا اینکه تنها میتوان آنها را با استفاده از این نظریه تحلیل و بررسی کرد؟ نکته قابل توجه کتاب میتواند این باشد که به مخاطب به درستی القا میکند که رویدادها و حوادث اجتماعی بسیار پیچیده اند و برای تحلیل و بررسی آنها نیز میبایست این پیچیدگی را لحاظ کرد و از تحلیلهای تک بعدی و تک علتی پرهیز کرد. در آخر باید گفت خواندن کتاب خالی از لطف نیست.
قسمت اول کتاب خیلی کلی دربارهی نظریهی آشوب حرف میزنه و یکی دو جا هم که میخواد وارد بحثهای ریاضی بشه اصلا موفق نیست. قسمت دوم کتاب ساختار خوبی داشت از این جهت که هر بار که میخواست پدیدهای رو در سیاست ایران با نظریهی آشوب مدل کنه کاملا متوجه میشدید که هر جزئی از اون رو چه طور داره در مدل آشوبناک قرار میده. اما این که چقدر از نظر علمی درست میگفت رو نمیتونم بگم چون نه در زمینهی علوم سیاسی تخصص دارم و در نظریه آشوب و این که چقدر حرفاش عملا میتونه مفید باشه (چیزی که بیشتر توی این کتاب دنبالش بودم) فکرمیکنم خود نویسنده هم هدف این نبوده که راهکار عملیاتیای در قبال این کتاب ارائه بده، بیشتر میخواسته نظر تحلیلگران رو به نظریهی آشوب و کاربردش در علوم سیاسی معطف کنه که فکر میکنم در این قسمت موفق بوده، هر چند که بد از اتمام کتاب شما با پذیرش حرفهای نویسنده به این فکر میکنی که «حالا باید چه کرد؟«