پنج ماه پیش گمونم خوندمش... الان خوب یادم نمیاد نظر اون موقعم چی بوده دقیقن...؟اما خیلی ملموس و دوست داشتنی بود برام خیلی زنده بود مخصوصن بعضیاش که فوق العاده بودن. ایده ش خیلی نو بود و به نظرم اصلنم آسون نبود که روش کار کنی اما جمال آبادی ثابت کرده بود که میتونه. پ.ن:الان یادم افتاد که یکی دو تا شایدم دو سه تا روایت چسبیده به هم داشت راجبه جنگ که زبونم کار نمیکنه دربارشون حرف بزنم و خیلی گریه کردم باهاشون.
این داستانها از زبونِ کودک بیان میشه اما برای بزرگسالان نوشته شده؛ خوندنِ این روایتها به مادران و پدران، یه بارِ دیگه گوشزد میکنه تا رفتارشون رو در قبالِ فرزندانشون موردِ بازنگری قرار بدن. . - از موضوعاتی که این کتاب روی اون تمرکز کرده، ترسوندنِ کودک از چیزیه که ذهنِ کودک رو به شکلِ بیمارگونه درگیرِ خودش میکنه و یا پنهانکاریِ بزرگترها و دروغهایی که به کودکانشون میگن تا سرشون رو گرم کنن.