خاطرات حمید داودآبادی از سالهای 1358 تا خرداد 1360. چادر وحدت مجموعه خاطراتی است که داودآبادی در صفحه 104 کتاب ازمعراج برگشتگان قول انتشار آنها داده بود. داودآبادی در چادر وحدت، دیده ها و خاطرات خود را از حوادث و وقایع سالهای بحرانی اول پیروزی انقلاب اسلامی، در نبرد با گروههای ضدانقلاب ارایه داه اشت. چادر وحدت محل تجمع بچه های حزب اللهی در جلوی دانشگاه تهران در آن سالها بود.
چندی پیش حمید داود آبادی، نویسنده ای که بقول خودش ارزشی و حزب اللهی است را در نمایشکاهی دیدم. کتاب چادر وحدت را که نوشته خودش بود به من هدیه کرد. چندی پیش آن را خواندم. چادر وحدت اسم چادری بوده است که در سال ۵۸ جلو دانشگاه برپا بوده است و نیروهای حزب اللهی در آن جمع می شده اند و با تحرکات گروه های سیاسی زاویه دار با انقلاب مقابله می کرده اند. این کتاب برای من خیلی خواندنی بود. سال های اول انقلاب من در تهران نبودم و دورادور آن روزها اخبار را می شنیدم و در این کتاب خیلی صادقانه جزییاتش را نوشته آن ها را مستند خواندم. اهمیت کتاب در این است که به خاطر فضای مدرن این سال ها، خاطراتش را سانسور نکرده است. نویسنده تقریبا در همه درگیری های سال های ۵۸ تا ۱۳۶۰ بوده و در این کتاب خاطرات درگیری هایش را نوشته است.برای اهل تحقیق خواندن این کتاب و دانستن سابقه سیاسی برخوردهای فیزیکی در شروع انقلاب بسیار مهم است. داودآبادی در این کتاب اصلا ادعای بحث و گفتگوی فرهنگی نکرده است. تقریبا همه خاطراتش از برخوردهای فیزیکی است.اما در همین سه سال حملات فیزیکی سیر غریبی داشته است. از کشف مراکز سلاح گروه های سیاسی و برهم زدن متینگ های سیاسی بزرگ کار حملات فیزیکی شروع می شود و به جمع کردن نشریه های سیاسی از دکه ها و کتابفروشی ها وپاره کردن آنها و بازرسی کیف های زنانه مشکوک به داشتن نشریه و حمله به ساختمان هایی که در اختیار گروه ها بوده ادامه پیدا می کند و این عادت به حمله آن قدر پیش می رود که به کتابخانه مسجد محلشان در نارمک هم می رسد که در آن توضیح المسایل آیه الله خویی را به عنوان اینکه مرجع تقلید انجمن حجتیه ای ها بوده است، جمع می کند. داود آبادی موارد زیادی را هم ذکر می کند که مورد حمله های خطرناک فیریکی گروه های سیاسی قرار گرفته است. و آسیب های زیادی دیده است و کتک خورده است. وی در آن سالها دانش آموز بوده است و مدرسه را برای شرکت در این حملات می پیچانده است. خانواده متوسطی بوده است و پول تو جیبی اش را به اضافه پول هایی که گاهی از فروش جزوات ضد گروهکها گیرش می آمده خرج خرید کتاب می کرده است. در جای جای کتاب هم البته از مسئول کمیته ای نام می برد که باحملات فیزیکی آنها مخالف بوده است و اینها را عامل بی نظمی می دانسته است وداود آبادی آن را نفوذی می نامد. در مجموع روایت صادقانه ای است که بی روتوش سالهای اول انقلاب و درگیری های آن سالها را توضیح می دهد.
من تو دهه ۶۰ زندگی نکردم، تو دهه ۷۰ هم بچه بودم، ولی عمیقا دوست دارم از این برهه زمانی بیشتر بدونم، این کتاب این حس رو به شدت برای من ارضا میکنه، شاید برای هر سلیقه ای مناسب نباشه، اما اگه سرنوشت آدمها و جریان های سیاسی اون دوره براتون جالبه حتما بخونیدش