Jump to ratings and reviews
Rate this book

شیار ۱۴۳

Rate this book
آبیار درباره این رمان گفت: عنوان رمان نیز بر اساس عنوان فیلم‌(شیار 143) انتخاب شده است. شیوه نگارش در رمان به صورت سیر خطی است که به شکل کلاسیک و زاویه دید دانای کل، این اثر نگاشته شده است.

وی ادامه داد: رمان در حدود سیصد صفحه است که بخش عمده‌ آن مربوط به عملیات والفجر مقدماتی است که در مورد شخصیت پردازی ، فضا سازی و لحاظ کردن فضای بومی شهرستان بیجار، محلی که داستان در آن اتفاق می‌افتد نگاه داستانی و دراماتیک در آن لحاظ شده است. همچنین سعی کرده‌ام در نگارش رمان بر وقایع مستند آن وفادار بمانم.

آبیار همچنین درباره وجه تمایز فیلم نامه و رمان شیار 143 خاطر نشان کرد: در فیلم یک شخصیت محوری داریم که قهرمان داستان است در صورتیکه در رمان سیزده شخصیت اصلی داریم که از این لحاظ تکثر شخصیت‌ها در رمان زیاد است.

267 pages, Paperback

First published January 1, 2015

10 people want to read

About the author

نرگس آبیار

12 books5 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (21%)
4 stars
6 (42%)
3 stars
4 (28%)
2 stars
1 (7%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Tannaz.
733 reviews52 followers
October 17, 2017
یکی از زیباترین تاثیر گذار ترین و غم انگیز ترین کتابهای تاریخ جنگ ایران و عراق
Profile Image for Monir.
22 reviews15 followers
November 23, 2020
شیار ۱۴۳ داستان بچه های دبیرستانی در بیجار است که می‌خواهند به جبهه بروند در حالیکه پدران و مادرانی نگران را پشت سر خود می‌گذراند و راهی این سفر می‌شوند. در سال ۶۱ همان ابتدای ورود به جبهه‌ی جنگ در عملیات والفجر در شیار ۱۴۳ تعدادی شهید و بقیه به اسارت در می‌آیند.
داستان حول محور ماجرای آن عملیات و بعد خاطرات اسارت می‌چرخد. در این میان داستان از دید اختر یکی از مادران چشم انتظار روایت می‌شود. به زعم من قشنگ ترین بخش داستان همین جاست. مادری با ایمان که از شدت دل نگرانی و چشم انتظاری درگیر خرافه شده و با رادیویی به کمر پانزده سال زندگی خودش را می‌گذراند. در انتظار شنیدن صدای جعفرش از موج رادیو عراق که اسیر شدنش را اعلام کند.
اختر را هر چی می‌کردم جز مریلا زارعی در همان فیلم ۱۴۳ نمی‌دیدیم. آنجا زنی بود با اسم الفت و چشم به راه یونسش. با آن بازی بی‌نظیر که فقط پایش گریه کردم.
فیلم برداشتی از زندگی و چشم براهی اختر یا همان الفت است. کتاب اما بیشتر از جنگ و اسارت است.
Profile Image for Amene.
824 reviews84 followers
September 7, 2024
روایت گیرا و جذاب و دلنشینی داشت.پرداخت سینمایی‌اش هم عالیه.
150 reviews2 followers
راوی-باش
September 28, 2022
باز هم جنگ باز هم درد و رنج از دست دادن عزیز درجنگ از نگاه مادر ، مادری عاشق پسر بسیار زیباست . درد و رنج مادرهای شهید و منتظر نشون میده ... فیلمش بسیار قشنگ است ...
https://taaghche.com/book/407
Profile Image for Maryam Peyrovi.
196 reviews4 followers
December 24, 2024
"استخوان‌ها را در کفن پیچیدند. حالا کفن به اندازه‌ی یک نوزاد شده بود. اختر نوزاد را در بغل گرفت. بوی شیر می‌داد؛ بوی گس شیر... نه... بوی نام گندم بهاره."
روایتی دلنشین با صحنه‌پردازی‌هایی متفاوت که به مخاطب کمک می‌کند واقعه‌ی به جنگ رفتن چند نوجوان از یک شهر کوچک را به خوبی و از زوایای مختلف درک کند. قلم نویسنده خوب است اما نه به اندازه‌ی فیلم‌هایش. ترجیح می‌دهم نرگس آبیار را در مقام یک کارگردان فوق‌العاده ببینم تا یک نویسنده‌ی معمولی.
راستی، این کتاب ارتباط خیلی خیلی کمی با فیلمی به همین نام دارد و کاش سوره مهر عکس جلد و اسم کتاب را عوض کند. حداقل آدم‌ها با پیش‌فرض آن فیلم معرکه، سراغش نروند.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.