Jump to ratings and reviews
Rate this book

ویژه‌ی بهرام بیضایی و تئاتر - سیمیا 2

Rate this book

370 pages, Paperback

First published January 1, 2008

1 person is currently reading
10 people want to read

About the author

علی دهباشی

98 books31 followers
Ali Dahbashi

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (33%)
4 stars
1 (33%)
3 stars
1 (33%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Sajad.
155 reviews7 followers
June 9, 2018
سیمیا ۲ مجموعه مقالاتی است که به "بهرام بیضایی و تئاتر" می پردازد. مقالاتی از حمید امجد، محمد رحمانیان، رضا کیانیان، افشین هاشمی، مژده شمسایی و... که شامل گفتگوهایی با خود آقای بیضایی در فواصل زمانی مختلفی -از اوایل کار او تا اجرای "افرا؛یا روز می گذرد"- نیز می شود.[کتاب سال ۸۶ چاپ شده و طبعاً به نمایش های اخیر او مانند "آرش" یا "طربنامه" نمی پردازد.]

کتاب ۳ فصل دارد؛ غریبه و مه که به نمایشنامه های بیضایی اختصاص دارد و نگاهی مختصر به گزیده ای ا ز آن ها -مانند "عروسک ها"، "سهراب کشی"، "ندبه"- که اکثراً اجرا نشده اند، دارد. روشنایی صحنه که به اجراهای بیضایی می پردازد و از "میراث" و "ضیافت"- به عنوان نخستین کارگردانی مستقل اش برای تئاتر- تا توضیحی کوتاه درباره "مجلس شبیه؛در مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین" را در بردارد. و ریشه یابی درخت کهن که فصلی مجزا است برای "افرا؛یا روز می گذرد" که در حوالی انتشار این فصلنامه به روی صحنه رفت.

اگر نمایشنامه ها را خوانده باشید درک بهتری نسبت به تحلیل ها پیدا میکنید و نقد برایتان روشن تر و دلپذیر تر می شود هرچند اگر نمایشنامه ای را هم نخوانده اید توضیحاتی که در لا به لای سخن نویسندگان می آید به نظر کافی می آید.

دوست دارم آنچه از آقای بیضایی فهمیده ام بیان کنم ولی بهتر است آنچه را که دوست و یار دیرینش -اکبر رادی- برای ولادت بیضایی نوشته بازگو کنم...
" تو آن حماسه نستوهی که در امتداد نیم قرن آفرینش و نوزایی، در عصر بی خصلتی که خرده کاسبان، عفاف صحنه ی ما را جواز کسب خود کرده با خیال جمع در لابی های تولیدی و بنگاه های سریالی پرسه می روند و گورزادگان و کوچک پایان، پسمانده های مکتب پاریس و لندن سابق را در دایره ی فرم غرغره می کنند و با تعدادی کارتون، یک چینش هندسی، دو تیغه نور و یک سکوت خواب آور و ناگهان خرنعره های پلشت و یک زبان معلق یأجوج (لال بازی؟ یا متن زدایی؟) مدعی کشف لحظه های ناب هستی اند، در این عهد بی خصلت بی هویت بی معنی، تو پاسوخته ی بیرون صحنه مانده، در جستجو ی معنی تئاتر، جام خضر زمانه ای و زهی ما که معنی تئاتر را در ژرفه های درون و آن تشعشع اسطوره های شور انگیز تو بازجسته ایم...بهرام عزیز، بیضایی بینوای من، اینک در این روز آبی و در نهایت خرسندی افتخار دارم که از سالروز ولادت انسانی یاد کنم که برکت خاندان تئاتر ماست و عزت اصحاب سرسپرده ی آن در اینکه به احترام او ( که تویی) از جا برخیزند و پیش پای تو مخلصانه کرنش کنند. زیرا که بر قله های درخشان فرهنگ ایران، میلاد یک درام نویس بزرگ برای فخر ملتی کفایت می کند."
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.