کتاب «حقیقتهای رهاییبخش» زادهٔ اندیشههای ژرف و سخنان ناب استاد مصطفی ملکیان است که پیشتر در قالب درسگفتارهایی سنجیده به گوش جان مشتاقان نشسته. اکنون، آن سخنان در قامت نوشتار درآمدهاند تا ماندگار شوند و به دست جویندگان بیشتری برسند. این کتاب حاصل فرایندیست پرزحمت امّا پربرکت؛ تلاشی جمعی و دلسوزانه برای آنکه معنا، با دقت و صداقت، از زبان گفتار به زبان نوشتار برگردانده شود، بیآنکه روح و طراوت خود را از دست بدهد.
مصطفی ملکیان (زاده ۱۲ خرداد ۱۳۳۵ در شهرضای اصفهان)، فیلسوف، اخلاقپژوه، عرفانپژوه و مترجم ایرانی است. بخش عمده پژوهشهای وی در حوزه تاریخ فلسفه، منطق، فلسفه اخلاق، فلسفه دین، عرفان، ادیان و مذاهب، روانشناسی اخلاق، کلام، هرمنوتیک و فقه و اصول، فلسفه فقه و مولاناپژوهی بوده است. پدر وی، عبدالرحیم ملکیان، از عالمان و عارفان بزرگ شهرضا است که هماکنون نیز در قید حیات است. مجموعهای از اشعار ایشان با عنوان دیوان ناصح قمشهای را انتشارات سهروردی به همت مصطفی ملکیان منتشر کرده است.
ملکیان دوران تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان خود را در شهرضا گذراند، اما تحت تأثیر جو حاکم بر جامعه و توصیه برخی خویشان، از سال ۱۳۵۲ در رشته «مهندسی مکانیک» تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کرد اما پس از دو سال تحصیل در این رشته متوجه شد علاقه اصلی او فلسفه است. لذا از تحصیل در دانشگاه انصراف داد و مجدداً در کنکور شرکت کرد و در رشته فلسفه دانشکده الاهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران پذیرفته شد. در اواخر دوره کارشناسی، که فقط یک ترم از تحصیل ایشان باقی مانده بود، رژیم شاه به دلیل در دست داشتن آثار دکتر شریعتی و پخش آن، وی را دستگیر و سه روز زندانی کرد. پس از آن، از ادامه تحصیل محروم شد، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ در اسفندماه به تحصیل بازگشت. در تیرماه ۱۳۵۸ با خانم سیمین صالح ازدواج کرد و برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم آمد.
همچنین با اصرار دکتر مفتح (رئیس وقت دانشگاه تهران) در مقطع ارشد رشته فلسفه ادامه تحصیل داد و در کنار آن به تحصیل و سپس تدریس در حوزه علمیه مشغول شد. در اواخر تحصیل در مقطع ارشد به دلایلی از تحصیلات آکادمیک صرف نظر کرد و به مطالعه شخصی و تحصیلات حوزوی ادامه داد. مهمترین استادان حوزوی وی عبارتاند از: محمدتقی مصباح یزدی، عبدالله جوادی آملی، حسن حسنزاده آملی، یحیی انصاری شیرازی، سید رضا بهاءالدینی و آیتالله ستوده. ملکیان در زمان حضور در قم با مؤسسات مختلفی همچون امام صادق (ع)، باقرالعلوم، امام خمینی، دانشگاه تربیت مدرس قم و دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشگاه شهید محلاتی در بخشهای آموزشی و پژوهشی همکاری مستمر و خوبی داشت و شاگردان بسیاری در زمینههای مختلف علمی پرورش داد. در تهران نیز در دانشگاه تهران و امام صادق (ع) و دانشگاه تربیت مدرس تدریس میکرد. از سال ۱۳۸۸ فعالیت وی به تدریس در مؤسسات خصوصی همچون پنجره حکمت، پرسش و سروش مولانا محدود شد.
کتابها، جزوات درسی، سخنرانیها و کلاسهای وی مخاطبان فراوانی دارد و زوایای فکری- فرهنگی جدیدی را به روی مخاطبان میگشاید. برخی از تألیفات مهم او چنین است: تاریخ فلسفه غرب، اخلاق باور، نقد آرای اخلاقی - سیاسی مکاینتایر، مشتاقی و مهجوری، راهی به رهایی، مهر ماندگار، در رهگذر باد و نگهبان لاله و ... .
نگریستن از ناکجا به هر کجا (اثر تامس نیگل)، گابریل مارسل (اثر سم کین)، ویتگنشتاین (اثر هادسن) و سیری در سپهر جان (مجموعه مقالات) هم از جمله آثاری است که وی به فارسی ترجمه کرده است. همچنین، وی در ترجمه، ویرایش، و سخنرانیهای متعدد در زمینههای گوناگون فکری و فرهنگی، و نگارش مقدمههای عالمانه بر کتابهای مختلف آثار ارزشمندی آفریده است. علاوه بر این، وی در سمت استاد راهنما و استاد مشاور، در نگارش رسالههای دانشگاهی فراوانی نقش ماندگاری ایفا کرده است.
دستهای دیگر از حقایق وجود دارند که صرفاً آگاهی از آنها، بدون نیاز به اقدامی در قالب گفتار یا کردار، زندگی ما را بهبود میبخشد. در مورد این دسته، نفس آگاهی از حقیقت هم شرط لازم و هم شرط کافی برای بهبود زندگی است. برای مثال، در مورد این دسته از حقایق، وقتی فردی از حقیقتی آگاه میشود، این آگاهی ممکن است یکی از باورهای او را تغییر دهد، احساسات و عواطف و هیجانات او را دگرگون کند، یا خواستههای او را اصلاح کند و این تغییرات درونی به تنهایی میتوانند زندگی او را بهبود دهند، بدون این که نیاز به اقدام بیرونی خاصی باشد. این نوع حقایق، که صرفاً با آگاهی از آنها میتوان به بهبود زندگی دست یافت، به تعبیر حضرت عیسی، «حقیقتهای رهاییبخش» نامیده میشوند. نقل قول معروف حضرت عیسی که میفرماید: «درپی حقیقت باشید و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد»، دربارهی این نوع حقایق به خوبی صدق میکند. … حقایق رهاییبخش نیازی به عمل بیرونی (گفتار یا کردار) ندارند. این نکته به معنای آن است که تأثیر این حقایق محدود به ذهن است و نیازی نیست که مستقیماً به گفتار یا کردار تبدیل شوند. بسته به وزن و اثر حقایق رهاییبخش، باورها، احساسات، یا خواستههای ما تغییر میکنند و این تغییرات درونی به بهبود زندگیمان منجر میشوند. مقدمه. صفحه ۱۷ کتاب وقتی شما به رفتار من نگاه میکنید و آن را به باورها یا احساسات من نسبت میدهید، در واقع شما معرفت به آن رفتار پیدا نکردهاید، بلکه تنها تفسیر خودتان را ارائه کردهاید. در این حالت، شما منفعلانه به اطلاعات بیرونی پاسخ ندادهاید که معرفت نامیده شود، بلکه به طور فعال تفسیری از رفتار من ساختهاید که ممکن است صحیح باشد یا نه. تفسیر و فهم به هیچ وجه با معرفت برابر نیستند. معرفت، همان طور که گفته شد، دریافت اطلاعات از بیرون است که هیچ دخالتی در آن نداریم، در حالی که در فهم و تفسیر، ما بر اساس پیش فرضها، باورها، و ذهنیتهای خود، به معنای پشت رفتارها پی میبریم. اگر بتوانیم این تفکیک میان تفسیر و معرفت را در زندگی خود درک کنیم و بپذیریم، آثار مثبتی در روابط انسانی ما خواهد داشت. دیگر نمیتوانیم خود را به عنوان کسی که به حقیقت «واقعی» دست یافته است تصور کنیم. در این صورت، دیگر در برابر نظرات مخالف با خود حساس نمیشویم، تعصبات و خودشیفتگیها از بین میروند و ما قادر خواهیم بود با دیگران مدارا کنیم و نظرات و رفتارهای آنها را به طور سازنده تحلیل کنیم. این درک از منظرگرایی میتواند ما را از بسیاری از رفتارهای منفی، مانند پیشداوری، استدلال گریزی و خرافهپرستی، رها کند. وقتی انسانها خود را تنها مفسران درست جهان و رفتارهای دیگران ندانند، از هر گونه نگرش بسته و محدود اجتناب میکنند و درک بهتری از پیچیدگیهای انسانی پیدا میکنند. در اینجا دیگر با درک درست از منظرگرایی، میتوانیم فهم کنیم که هر فرد تفسیر خود را از جهان و رفتارهای دیگران دارد و این تفسیرها ممکن است با دیگران متفاوت باشد. صفحات ۷۷-۷۸ کتاب ۱۴۰۴/۰۷/۰۸
این کتاب برام مثل یه گفتوگوی طولانی با یه دوستِ عاقل بود؛ دوستی که هم به عقل احترام میذاره، هم به معنویت. آشنایی من با مصطفی ملکیان به یوتوب و دیدن سخنرانیهاش برمیگرده؛ مطالب قابل تامل زیادی رو از ایشان شنیده بودم و با دید مثبتی سراغ کتاب رفتم. (اولین کتابی بود که از ایشون میخوندم؛ فکر کنم یه بار معرفی کتابی از پیتر سینگر رو هم نوشته بودن اما این اولین مواجهم با یه اثر فیزیکی مستقل از ایشان بود) ۵ یا ۶ گفتار از کتاب واقعا کمککننده بود و باعث شد از دریچه جدیدی به بعضی مسائل نگاه کنم. اگه زندگی رو خیلی سخت میگیری؛ فکر میکنم این کتاب خیلی بیشتر از یه شخص عادی بهت کمک میکنه.