-اقرار میکنید که مامور را حین انجام وظیفه خلع سلاح کرده و او را کتک زده! -اقرار میکنم، او هم مرا کتک زد و دندانم شکست. -بسیار خوب! سلاح ژ۳ را با یک خشاب فشنگ چکارکردهاید؟ -یاغی رامیار از من دزدید. -یاغی رامیار کجاست؟ -تو کوها. -کدام کوه؟ -نمیدانم. -از کی یاغی رامیار را میشناسی؟ -نمیدانم. -یعنی چه؟ چه مدت با او بودی؟ -یک شب و یک روز. -چطور اسلحهات را برد و مقاومت نکردی؟ -تو خواب بودم. -خودت هم این حرفا را باور میکنی؟...
منصور ياقوتي از نويسندگان قديمي كرمانشاه و از هم نسلان علي اشرف درويشيان است. روح طغيانگري دارد كه در داستان هايش و از جمله در رمان بن بست پيداست. رمان بن بست شرح حال جواني روستايي است كه ظلم كارفرما كار او را به ياغي گري مي كشاند و سپس پايش به مبارزه اجتماعي باز مي شود. بن بست اولين رماني بود كه من از منصور ياقوتي خواندم. سفري به كرمانشاه رفته بودم و قرار بود به ديدن اين نويسنده بروم كه اين ديدار ممكن نشد. اگرچه فرصت ديدار خودش را نداشتم اما با جهان داستانش آشنا شدم. ياقوتي آتش تند و جان بي قراري دارد. پشت سرش سرسختي طبيعت و سرگذشت ياغي گري ساكنان زاگرس است و وضعيت و موقعيت هاي دراماتيك داستان هايش را زندگي كرده. در دوره اي كه رمان هاي ايراني اغلب پوچ و تقلبي و سطحي هستند، من خواندن نوشته هاي نويسنده هاي جاافتاده نسل قديم را ترجيح مي دهم.
داستان فوق العاده پرجذبه و کششی داشت و تا حد خوبی قابل پیش بینی نبود مهمترین ویژگیی مثبت رمان شخصیت اصلی داستان بود که کاملا باورپذیر بود و خواننده عمیقا باهاش همدردی میکرد دانای کل داستان هم خیلی دانا بود;) حتما سعی میکنم باز از این نویسنده بزرگوار بخونم