بعد از تصحیح از نسخ متعدده حسب فرمایش جناب مولوی حاجی محمد سعید صاحب تاجر کتب کلکته خلاصی ٹولہ نمبر (85) و مالک مطبع مجیدی از اهتمام تام عاجز محمد عبدالواحد در مطبع انتظامی واقع کانپور به ماه شعبان سنه 1327 هـ. مطبوع شد.
داستان عشق جهاندارشاه و بهروربانو که در خلال اون حکایتهای دیگری رو هم میخونیم که بخش اعظم کتاب رو تشکیل میدن و گاهی هم آشنا به نظر میرسن و چنان که از هندی بودنش برمیاد به هزارویکشب شبیهه. نویسنده به وضوح تحت تاثیر منظومه سرایان معروف بوده و در حکایتها از اشعار زیادی، به خصوص از نظامی، حافظ، جامی و امیرخسرو استفاده کرده. نثر متکلف و صفت های مرکب طولانی و پی در پی نفسگیر ویژگی های اصلی این کتاب هستن ولی خواننده بعد از چند صفحه به قلم نویسنده عادت میکنه. اکثر نسخه های کتاب حاشیه نویسی شده ن و معنی خیلی از واژه هایی که برای مخاطب ایرانی حتی متداول هستن چندین بار تکرار شده ن تا خواننده هندی راحتتر پیش بره. متاسفانه معمولا عنوان هر بخش سرانجامش رو لو میده. همون طور که از داستانهای قدیمی نمیشه توقع زیادی داشت، در اینجا هم بی اخلاقی و دروغگویی لطمه ای به وارستگی یا عشق شخصیتها نمیزنه. بیش از بیست درصد کتاب هم شامل حکایتهاییه که (به خاطر منصرف کردن عاشقی از عشق) فقط به مذمت زنان اختصاص دارن!