میچیو کاکو: من هر چه بیشتر به پیچیدگی های مغز پی می برم بیشتر شگفت زده می شوم که میبینم دقیق ترین و پیچیده ترین پدیده کیهان در سر ما جا گرفته است. به گفته دیوید ایگلمن: " مغز چه شاهکار حیرت آوری است و ما چقدر خوش اقبالیم که به نسلی تعلق داریم که از فناوری و اراده لازم برای تحقیق درباره آن برخوردار است. مغز شگفت آورترین چیزی است که تا کنون در کیهان کشف شده و درواقع خود ماست." بنابراین هرچه بیشتر آن رابشناسیم بیشتر حیرت خواهیم کرد. سقراط دوهزار سال قبل گفت: "خودشناسی آغاز خرد است." برای اینکه به خودشناسی برسیم راه درازی در پیش داریم.
راستش امتیاز من به این کتاب چهار و نیم هست چون خیلی سهل و آسون به پیشرفت های تکنولوژی و مهندسی بشر نگاه کرده .یجورایی نویسنده میاد احتمالات این آینده ذهن رو بیان میکنه ولی مهم تر از اون راه رسیدن به این پیشرفت ها هست که بیان نشده. ولی ولی خیلی نکته های خوبی از این کتاب یاد گرفتم و واقعا برام ارزشمنده و میتونه یکی از کتاب های خوب pop science باشه چون خیلی ساده و با مثال و توضیح و نتیجه گیری های مناسب مسائل رو مطرح کرده .و همینطور فکت های خیلی خیلی جالبی که راجع به آگاهی ، خواب دیدن ، بیماری های روانی یاد گرفتم ❤️🙂 و یکی دگ از عیب های کتاب شاید زیادی پاس نگه داشتن زبان فارسی توسط مترجم هست که خیلی از کلماتی که به زبون انگلیسی راحتتر درک میشدند رو فارسی ترجمه کردن. ولی در کل من خیلی این کتابو پسندیدم چون با سلایقم هم ، آگاهی و عصب شناسی و مغز، هم خواانی داره اگر شما هم علاقه دارین به این دست مسائل، پیشنهاد میکنم نگاهی بهش بندازین
آگاهی یافت شده روی زمین، بالاترین شکل پیچیدگی شناخته شده در گیتی است، و به احتمال نادرترین... هیچ چیزی به غیر از این فهم به زندگی مفهوم بیش تری نمی بخشد که هر لحظه از آگاهی، هدیه ای است گران بها و شکننده...
پس انگار با مشکلی طرفیم... از یک سو، مکانیک کوانتومی و نظریه آشوب مدعی اند که گیتی پیش بینی ناپذیر است، و بنابراین اراده آزاد انگار وجود ندارد. ولی مغز مهندسی معکوس شده، از جنس ترانزیستورها، بنابه تعریف، پیش بینی پذیر است. چون از جنبه نظری، مغز مهندسی معکوس شده با مغز زنده یکسان است، آنگاه مغز آدم نیز علیت مند می شود و خبری از اراده آزاد نمی ماند...
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ (نمی توانیم با قطعیت هم مکان و هم تکانه الکترون را بدانیم) موجب زیر سوال رفتن تابع موج شرودینگر و در نهایت دفاع وی با بیان گربه شرودینگر شد که سه راه حل برای آن ارائه شده : تفسیر کپنهاگی (بور و هایزنبرگ)، قلمرو ایزد (یوجین ویگنر) و گیتی های چندگانه (هیو اورت)...
فک میکنم ده سال پیش اولین بار یه کتاب از میچیو کاکو گرفتم دستم بخونم. خوندنش چندسال طول کشید ولی بعضا توش به مطالبی بر میخوردم که برام جالب بود. این کتابشم چند سال طول کشید بخونمش. خیلی متن کتاباش سنگینه واقعا. حداقل برای منی که فیزیک نخوندم. حتی شاید از لحاظ فیزیکی هم نه صرفا، مثلا من نمیدونم "رُمبیدن" موج ینی چی که تو چندجای کتاب استفاده شده بود. تو این کتابشم مطالب خیلی جالبی داشت ولی میگم مشکلم نفهمیدنه به خاطر سنگینیه متن. چون هم سنگینه هم خیلی خوندنش طول میکشه ۳ میدم. یه نکته هم هست. این کتاب چند سال پیش در مورد تکنولوژی نوشته شده. قاعدتا به خیلی تکنولوژیهای الان اشاره نکرده و ممکنه یه سری چیزاش الان متفاوت باشه.
کتابی که باید خوند تا بفهمی مغزت چطور کارمیکنه و چقدر هم قسمت چپ مغز الکی گاهی همه چیو توجیه میکنه ،کتاب هیجانانگیزیه و قدرت تخیل و بشدت تحریک میکنه ،و باعث میشه تا ارزو کنی حالا حالا ها زنده باشم تا اینده مهیج و ببینم و تاسف از عمر محدود بخوری.
اطلاعات کاملا واضح و کاملی نمیده و بیشتر به ایده هایی ک ممکنه وجود داشته باشه میپردازه. این نقطه ضعف و نقطه قوته. قوت ازین بابت که باعث میشه با متن درگیر بشی و راجع به مطالب کتاب فکر کنی.
مچیو کاکو معرف حضور همگان هست. ایشان در این کتاب به تحلیل قدرت تکنولوژی بر ژنتیک و آینده بشری میپردازد. آیا بشر میتواند به تله پاتی از جنس تکنولوژی دست یابد و مثلا با عینکی بتواند افکار مردم را بخواند؟ از علم همه چیز بر میآید برای پی بردن و خواندن موارد ببشتری از این دست سوالات این کتاب را مطالعه کنید https://taaghche.com/book/42355/
اگر به مباحث علمی درباره شعور و مغز علاقه دارید، حتما این کتاب را بخوانید. دکتر میچیو کاکو بسیار زیبا مباحث مطرح شده در این زمینه را در کنار هم چیده و در ارائه نموده است.
آنقدر خلاصهوار به سرفصلها پرداخته بود که دیگر هیچیک از آنها ارزش واقعی نداشتند. اما در کل، دورنمای خوبی از آیندهی بشر برای اشخاص بدون مطالعه داشت.