یکی از موضوعاتی که بایسته است در مورد آن پژوهشها و تحقیقات گسترده و عمیقی صورت گیرد، فلسفه سیاسی اسلام است. فلسفه سیاسی به معنی اعم و اندیشه سیاسی به طور اخص، از آن جهت اگر به درستی عرضه شود و مورد قبول جامعه قرار گیرد، میتواند موجد و موجب نظم سیاسی مطلوب باشد، از اهمیّت بسیاری برخوردار است. با توجّه به این نکته، اثر حاضر عهدهدار ارائه سیر تطور اندیشه امام خمینی(ره) خواهد بود. به نظر نگارنده، بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) قیام و نهضت اسلامی خویش را از نظر فکری، با احیای اندیشۀ سیاسی اسلام، به ویژه احیای تئوری حکومتی اسلام، آغاز کرد و این در واقع یکی از تفاوت های اساسی نهضت بیدارگرانه و حیات بخش امام راحل با دیگر نهضتهای اسلامی قرون اخیر در جهان است و همین تفاوت اساسی یکی از عوامل مهم موفقیت و پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. در حالی که از نظر رفتار سیاسی، ایشان در آغاز مبارزات، بر اساس عمل به قدر مقدور، در قالب و چارچوب اصلاح رژیم عمل می کرد و از حدود اواخر دهۀ چهل شمسی بود که وارد گفتمان انقلابی شد و به این نتیجه رسید که لازم است در جهت نفی رژیم سلطنتی و استقرار نظام اسلامی عمل کند. در این مرحله امام خمینی(ره) علاوه بر مبارزه برای نفی استعمار و استبداد، به ارائۀ نظاممند فلسفۀ سیاسی اسلام پرداخت و به این دو پرسش اساسی و مهم فلسفه سیاسی که «چه کسی باید حکومت کند؟» و «چگونه باید حکومت کرد؟» پاسخهای صریح و روشنی داد و در عمل نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای جاری کردن این اندیشه، اهتمام ورزید. در جهت تبیین مدعای مذکور، این تحقیق در شش فصل سازماندهی شده است: فصل اول به بررسی مفاهیم و کلیات پرداخته است. در فصل دوم، با طرح بحث ماهیت اندیشۀ سیاسی اسلام، تمهیدات تاریخی و نظری لازم برای بحث دربارۀ اندیشۀ سیاسی امام فراهم شده است. در فصل سوم از ثبات و تحول در اندیشۀ سیاسی امام سخن گفته شده است. با توجه به پذیرش تحوّل در اندیشۀ سیاسی امام از سوی نگارنده، در دو فصل بعدی به تحلیل چگونگی این تحولات پرداخته شده است. در فصل چهارم اندیشۀ امام را در دو مرحلۀ اصلاحی و انقلابی طبقه بندی کرده و با اندیشه یکی از فقهای گذشته، یعنی محقق سبزواری، مقایسه نموده است. در فصل پنجم اصول ثابتی را که مبنای تحول در اندیشۀ سیاسی قلمداد می شوند مدنظر قرار داده و به بحث گذاشته شده است. در فصل ششم ضمن گفت و گو دربارۀ بازتاب های اندیشۀ سیاسی امام، به تحوّل مهم دیگری که در عرصۀ اندیشۀ سیاسی شیعه در دورۀ معاصر رخ داده است، یعنی عبور از فقه سیاسی به کلامی سیاسی، پرداخته شده است.