چرا با چنین تزلزلی دربارهی بشریت آینده از خود به پرسش مینشینیم؟ احساس این شکاف عمیق بین آنچه پیش از ما بوده و آنچه پس از ما خواهد بود، از کجاست؟ آیا آنچه فراخواهد رسید به راستی دنبالهی همان است که پیش از این وجود داشته؟ کتاب حاضر دربارهی وجدان بشر امروز گفتوگو میکند: آیا همچون همیشه توهمی است، یا اساسی محکمتر از همیشه دارد؟ در جهانی که علم همهچیز را رسانهای کرده و فن و فنآوری آنها را برنامهریزی و عقلانی نموده، ترک عقل، پرسش از حقیقت و ... طرحی نو از بشریت به تصویر نمیکشد؟ آیا چیزی هست که نشان دهد آینده استمرار مییابد و زندگی به همین گونه دوام نمیآورد؟ نیکلا گریمالدی فیلسوف و استاد فلسفهی معاصر میخواهد در این کتاب برای این پرسشها و پرسشهای دیگری از این باب از دیدگاه فلسفی پاسخی بیابد. پاسخهای او ممکن است پسند ما نباشد اما مسلماً ما را به اندیشه وامیدارد و شاید هم سبب شود خود پاسخهایی شایستهتر، از دید خویش، برای آنها بیابیم.
اين كتاب در نوع خود جالب است، چون گرچه با يك ديدگاه تقريبا عاطفي مطلب را شروع كرده، اما پس از آن كاملا چگونگي تطور ذهني تفكر پراگماتيكي از ديد عاطفي به ديد منطقي را مي توان ديد. به علاوه اينكه موضوع بحث هم يك موضوع عام است.
فارغ از اينكه شما يك ايراني باشيد يا يك انگليسي و يا يك فرانسوي، دغدغه جداشدن جامعه از گذشته احتمالا افتخار آميز و قرار گرفتن در مسيري كه به آينده اي بدون اخلاق، بدون ارزش هاي سنتي، و بدون افتخار منتهي مي شود، در كنار شماست.
اين دغدغه حس مشترك همه كساني است كه تكامل و يا سقوط معنوي جامعه براي آنها مهم است. در كل با توجه به حجم كم كتاب (130 صفحه) حتما خواندن آن را به كساني كه به فلسفه و جامعه شناسي علاقه دارند، توصيه مي كنم.
کتاب جمع و جور خوبی است برای درک وضعیت انسان مدرن. البته که کتاب برای ما نوشته نشده ولی به این معنا نیست که نتوان از نکات مطرح شده لذت برد. حتما ارزش خوانده شدن را دارد
کتاب و چندین و چندین بار خوندم بسیار زیبا بود مجبورت میکرد خیلی خوب به درون خودت نگاه کنی انسانیت یک انسان وعوامل بیرونی و تاثیرات این دو روی هم فرهنگ پیشرفت علم تضادها و تاثیرات روی همدیگه واقعا بعضی از قسمت های کتاب ساعت ها منو تو فکر میبرد