۱۱ آوریل ۱۹۶۸، جوانی با گرایش راست افراطی از نزدیک سه تیر به سمت رودی دوچکه شلیک میکند. تیرها شخصیتی نمادین را نشانه میگیرند: کسی که جوانان مخالف و دانشجویان انقلابی بهعنوان الگو میستایند و بخش بزرگی از مؤسسات آلمان غربی او را چونان انقلابی مزاحم یا انقلابی سرسپردۀ مسکو لعن و نفرین میکنند. تظاهرات سراسری در دو روز بعد در پاسخ به سوءقصد، شدیدترین اعتراضات پس از جنگ جهانی دوم تا آن زمان محسوب میشود. رودی دوچکه از سوءقصد جان سالم به در میبرد، اگرچه بهشدت زخمی میشود. اما اکنون این متفکر جنبش و خطیب ماهر و برجسته باید از نو راه رفتن، سخن گفتن، نوشتن و خواندن را بیاموزد. او اتفاقات جنبش ۶۸ را فقط میتوانست بهعنوان تماشاگر از تبعید دنبال کند، و هنگامی که قصد داشت پس از ده سال دوباره به میدان سیاست بازگردد، بر اثر پیامدهای سوءقصد جان باخت. هیچکس در آلمان مانند رودی دوچکه با جنبش ۶۸ ارتباط نداشت. او فراری آلمان شرقی، رهبر دانشجویان، انقلابی، پدر خانواده، تئوریسین و خیالپردازی بود که افکار عمومی فقط سالهای معدودی از او متأثر شد… آنگونه که هابرماس گفت: «دوچکه نیروی جاذبۀ جنبشی روشنفکرانه، الهامبخش، خستگیناپذیر و قطعاً سخنرانی ماهر به شمار میآمد؛ کسی که از قدرت تخیل عظیم و همچنین توانایی بیمانندی جهت پیوند آن به واقعیات موجود بهرهمند بود.» کتاب روح سرخ دانشگاه: زندگینامۀ رودی دوچکه، رهبر جنبش دانشجویی آلمان به قلم اولریش شوسی با اتکا به اسناد محرمانۀ دستگاههای امنیتی آلمان شرقی و غربی و آرشیوهای شخصی و دولتی است. این کتاب به همراه مجموعهای از تصاویر تاریخی از این وقایع، با ترجمۀ مرجانه فشاهی از زبان آلمانی در نشر مردمنگار منتشر خواهد شد.