روباه و انگور؛ ازوپ (کمدی یونانی در سه پرده) / گیلرمه فیگیریدو / تهران: قطره، چاپِ اول 1393 نمایشنامهی برزیلی - قرن 20م.
مقدمهی مترجم «مهران سپهران» در ابتدای این کتاب، دربارهی شخصیتِ "ایزوپ" مقدمهای ششصفحهای نوشته است. البته بدون حتا یک ارجاع برای اشاراتِ تاریخیِ آن. این خطایی است که در مقدمهی هشت صفحهای «محمود فروغی» مترجمِ دیگرِ این اثر نیز وجود دارد. مقدمهای که در سال 1345خورشیدی نوشته شده است. پیوستِ «مجتبی مینوی» بر چاپِ قدیمی این اثر را نیز به این نکته اضافه کنید. و با توجه به مقدمهی «سپهران»، مشخص است بعد از گذشت حدودِ پنجاه سال از چاپِ فارسیِ این اثر، هنوز سطحِ نیاز به مستندسازیِ نوشتار، نزدِ برخی از ما دچارِ تحول و تکاملِ قابلِ استنادی نشده است. بهجز نامِ شخصیتهای این نمایشنامه که دوباره به آنها بازگردانده شده است. «سپهران»، در مقدمهی خود سعی کرده از چهرهی «ایزوپ» تا حدِ امکان راز-زدایی کند. رازهایی مانند اینکه او احتمالاً چهکسی بوده و در کدام زمانه و جغرافیا میزیسته است. اما تمرکزِ اصلیِ این نمایشنامه دربارهی «ایزوپ» نیست، بلکه توجه آن بر نقدِ صریحِ برخی از مفاهیمِ اساسی و همه-زمانی است. مفاهیمی که برآمده از سطحِ درکِ فردی و ارتباطات اجتماعی ما انسانها است. درکِ فردی و ارتباطاتِ اجتماعیای که در شکلگیری سرنوشتهای انسانی نقشی تعیینکننده دارند و فهم ما از آنها در چگونگیِ مدیریتِ روزمرههایمان بسیار مؤثر است. نظرِ من ایناست که بهتر بود این مقدمه با شیوهنامهای علمیتر نوشته شده و بهعنوان ضمیمه به انتهای کتاب پیوست میشد.
بهلحاظ سانسورِ رسمی و خودسانسوریهای مرسوم در میانِ ما ایرانیها، سویههایِ «اروتیکِ» این نمایشنامه در ترجمهی «فروغی»، کمتر آسیب دیده است.
نمایشنامهی «روباه و انگور» را «محمود فروغی» (سفیر سابق ایران در برزیل) نیز ترجمه کرده که نخستین چاپ آن توسط انتشارات «بنگاه نشر و ترجمهی کتاب» در سال 1345خورشیدی نشر شده است. جالب است که «فروغی» بخشی از انگیزهی انجام این ترجمه را تمرینی برای آموختن زبانِ پرتقالی دانسته است. و اقدام به انتشار آنرا متأثر از سفر "اعلیحضرت همایون شاهنشاه" به برزیل اعلام میکند. سفری که لابد پا قدمِ آن چنان اختیار دهنده بوده که پای «فخری» و «نرگس» و «جوهرالحکما» و «لقمان» و «بهرام» را نیز توسط مترجم و ویراستاران ایرانی به متن نمایشنامهنویسِ برزیلی باز کرده است. البته «مجتبی مینوی» در پیوستی تاریخکاوانه فقط برای "لقمان/Esopo" توجیهاتی فراهم کرده است.
روباه و انگور. ترجمه محمود فروغی. نشر علمی فرهنگی. 8 هزار تومان. 56 صفحه اگر کسی بخواد برای اولین بار یه نمایشنامه بخونه بهش هملت یا ادیپ را معرفی نمی کنم چون تبدیل میشه به آخرین نمایشنامه اش بلکه بهش این نمایش کم حجم فوق العاده رو معرفی می کنم تا کیفور بشه. نمایشنامه برای ما یارانی ها هم احتمالا عزیزتره چون لقمان حکیم خودمون توش حضور داره. مقدمه ی کتاب هم خیلی خوب از تاریخچه ی لقمان برای ما اندکی حرف زده که بسیار مفیده. "ای گرگ بره خور می دانی حیواناتی هستند به اسم بشر که آن ها هم یکدیگر را می کشند و گوشت کشته ی خود را هم نمی خورند. آن ها را در زیرزمین با خاک می پوشانند تا طعمه ی گرگ ها شوند. به منظور تهیه ی غذا کشت و کشتار نمی کنند بلکه از کشتن لذت می برند؟" "آزادی عمل محرمانه ای نیست همه باید بدانند که شخص آزاد است." "با آزادی بدون عشق چه می توانی بکنی؟ با عشق بدون آزادی چه می توانی بکنی؟"
شخصیت اصلی یک غلام زشت و باهوش به نام لقمان (همون لقمان نام آشنا برای ما ایرانیها) که با صحبتها و ذکاوتش هم افراد داخل نمایشنامه و هم ما رو مجذوب میکنه. هدفش آزادیه. چه هدفی بالاتر از این؟ مسیر داستان به طوری پیش میره که نشون بده آیا این غلام واقعا آزادی رو میخواد و حاضره بهاش رو بپردازه یا نه!
از خوندنش واقعا لذت بردم. یک نمایشنامه کوتاه و دوستداشتنی بود.
✴به کسایی که اولِ راهِ نمایشنامهخوانی هستن، این کتاب رو پیشنهاد میکنم. کوتاه و شیرین و جذابه، اصلا هم سختخوان نیست.
Muy concisa y compacta. No es la octava maravilla del mundo pero si se lee y tiene los lineamientos de los personajes bien claros. Hace que la transición en la “inseguridad” del personaje se vea sumamente turbada. El lenguaje que manera es puramente clásico, para honrar el tiempo donde se plantea el desarrollo de la obra.