محمد مختاری در روز ۱ اردیبهشت سال ۱۳۲۱ به دنیا آمد و در ۱۲ آذر ۱۳۷۷ خورشیدی در ماجرای قتلهای زنجیرهای ترور شد. وی از شاعران، نویسندگان، مترجمان و منتقدان معاصر ایران بود. وی چندین سال در بنیاد شاهنامه فعالیت داشت. از اعضای کانون نویسندگان ایران و همچنین عضو هیأت دبیران آن بود. او در پاییز ۱۳۷۷ ترور شد. ترور او، محمدجعفر پوینده، داریوش فروهر و پروانه اسکندری به قتلهای زنجیرهای معروف شد و مقامات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بیانیهای اعتراف کردند که این قتلها به دست عوامل این وزارتخانه صورت گرفتهاست. مختاری آثاری در بررسی آثار شاعران معاصر از جمله نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد. از مختاری دو فرزند به نامهای سیاوش و سهراب به جا مانده است که حاصل ازدواج وی با مریم حسینزاده است
ک گزارش پژوهشی از زنده یاد محمد مختاری که ابعاد اسطوره ی زال، از تولد، و سپیدی (زال) و رانده شدن کودک از خانواده تا سیمرغ و رابطه ی زال با سیمرغ، زیستن زال تا دوران کیخسرو، رابطه ی این اسطوره با زمان (زروان) و بالاخره توضیح و بررسی تضاد و وحدت در حماسه ی ملی ایران است. فهرست منابعی که مختاری در انتهای کتاب آورده نشان دهنده ی وسعت پژوهش او در اسطوره و حماسه ی ایرانی است
این کتاب پژوهش و تحلیلی هست که در اون محمد مختاری با تکیه بر شخصیت زال سعی بر این داره که ریشههای پیوند زال با اسطوره و پیوند اسطوره با حماسه رو بازشناسی کنه؛ رویکرد آنالیز مختاری به زعم من، در این کتاب رویکردی دیالکتیکی هست ،چیزی که خودش از اون به عنوان طرح کلی تضاد و وحدت در کتاب یاد میکنه و شامل چهار بخشه 1- تز: تضاد میان آرزو و آرمان گروههای مختلف اجتماعی، که در روند زندگیشان، خود را در کشمکش هستی زال مجسم کرده اند و نمودار تضاد نو و کهنه، ارزشهای کهن و مرسوم و نوآیینی و نوآوری است 2- آنتیتز: تضاد عوامل گوناگونی که به ضرورت با هم ترکیب شدهاند تا از مجموعهی ذهنیت جامعه، چنان شخصیتی ساخته و پرداخته شوند 3- سنتز: تضاد میان بینش و اساطیر و افسانههای ایرانی و سکایی، که در مواجهه یا تلفیق و آشتی با هم، بخشی از وحدتی را که آرزو شده، تصویر کردهاند 4- دوباره تز: تضاد میان واقعیت تاریخ و تخیل حماسه، که با نهادهای مشخصی چون دین زرتشتی نیز همراه و نمودار شده است و در این پایان است که جنبهی غمگنانهی همهی ماجرا و آفریدههای ذهنی، در مواجهه با خشونت عریان تاریخ رخ میدهد
این کتاب با مقدمهای از رویکردهای مختلف به اسطورهشناسی شروع میشه و سپس به واکاوی زال و شخصیتهای وابسته به اون میپردازه و نهایتا با جنون رودابه که به نظرم درخشانترین بخش کتابه به پایان میرسه. ارتباط شاهنامه با اسطورههای بینالنهرینیای همچون زروان و... رو بررسی میکنه و نحوهی تجلی نوین اون در غالب حماسه رو به ما میشناسونه. مشکلی که با کتاب داشتم این بود که مرز مناسبی میان پژوهش مختاری و گمانهزنیش در کتاب وجود نداشت. جاهایی خیلی دقیق و عین به عین این انطباق با متون گذشته رو پیش میبرد و جاهایی مشخص بود که صرفا داره بیش از حد به تخیلش پروبال میده و خب این کمی در خوندن منو اذیت کرد و به مشکل انداخت. درواقع جاهایی بود که برخورد خردگرایانهی نویسنده جاش رو به برخورد رمانتیک میداد و این اذیتکننده بود. اما دو بخش این کتاب ـ یک بخش که به پیوند زال و زروان میپردازه و یک بخش دیگه که شامل جنون رودابه و بررسی سرنوشت نهایی حماسهست ـ به نظرم خیلی درخشان بود. در مجموع اگر به رویکرد اسطورهشناختی به شاهنامه و موضوعاتی از این دست علاقهمندید، خوندن این کتاب میتونه براتون خالی از لطف نباشه.
حماسه فصل مشترک اسطوره و تاریخ است و زال در شاهنامه شخصیتی حماسی ست؛ از طرفی پرورش یافتهی سیمرغ افسانهای ست و برخوردار از خرد غریزی و از طرف دیگر پهلوانی ست که گوش به فرمان شاهان دارد، هرچند داستان پهلوانیهایش را چندان نمیشنویم و نقش خرد و داناییاش را در رفع مشکلات شاهان ایران زمین پررنگتر میبینیم. مختاری در این کتاب زندگی زال را از بدو تولد تا پایان حماسه بررسی میکند. از راندهشدنش از جامعه و سپس پذیرفته شدنش و دوباره تضادی که با جامعه پیدا میکند و چه بسیار نکاتی که با ریزبینی از دل داستان بیرون میکشد. روحش شاد!
یک گزارش پژوهشی از زنده یاد محمد مختاری که ابعاد اسطوره ی زال، از تولد، و رانده شدن کودک از خانواده تاپرورش سیمرغ و رابطه ی زال با سیمرغ، زندگی زال تا دوران کیخسرو، رابطه ی این اسطوره با زمان (زروان) و بالاخره توضیح و بررسی تضاد و وحدت در حماسه ی ملی ایران است. فهرست منابعی که مختاری در انتهای کتاب آورده نشان دهنده ی وسعت پژوهش او در اسطوره و حماسه ی ایرانی است.
در دورانی که حماسه پدید میآید دیگر انسان در چنان وضعیتی نیست که آرزوها و تخیل خود را فقط در نمودها و پدیدههای صرفاً دور از دسترس و غیرزمینی متجلی سازد. بلکه تخیلش قادر است که نیروهای آرمانیش را در اشیا و آدمیان نیز متبلور سازد. بدین ترتیب است که زال در حماسه همان کارکرد و خصلتی را پیدا میکند که پیشتر از آن خدایی به نام زروان بوده است. او صورت زمینی زروان میشود و در نتیجه مسالهی زمان و جاودانگی در او به شکلی تازه ظهور میکند.
بزرگترین ترس یا ناتوانی انسان ترس از مرگ است و عکسالعمل آدمی در برابر آن اعتقاد به بقا و دوام خویش است و از این مقولهاند نوید رستاخیز و روز معاد یا تناسخ ...(و تصور بیمرگی و رویینتنی یا عمر طولانی برای قهرمانان).
اما اندیشه یا مضمون بقا که در اساطیر به صورت زندگی جاودان در پناه خدایان در آمده است در حماسه به صورتی دیگر جلوهگر میشود. حماسه که بر فصل مشترک اسطوره و تاریخ قرار دارد در عین گرایش به تاریخی شدن قهرمان وضعیت اساطیری او را حفظ میکند. از این روی، مسالهی زمان و بقا را نیز به صورت عمرهای دراز و پر دوامی در میآورد که سراسر دورانهای حماسی را در برمیگیرد.
...در اساطیر خدایان جاوید بیمرگند. اما در حماسه قهرمان اصلی در همین دورهای که میزید چندان دوام مییابد که دوره سرآید. او از نوعی بیمرگی دورهای برخوردار است و تا دوره تمام نشده در او نشانهای از مرگ نیست. رستم و زال از آغاز دوران حماسی تا پایان آن همچنان هستند. نه گذشت زمان آنها را به مرگ میرساند نه از میان رفتن و کاهش نیروهای مادی جسم.
اما رستم زمینیتر از زال است. او تجلی نیروهای مادی حماسه است. پس مرگ نیز طبیعیتر او را درمییابد. یعنی رستم حماسیتر است و زال اساطیریتر، پس مرگ یک دورهی حماسه نیز نخست باید رستم را فرو گیرد.
...او[زال] همانگونه که زندگی و آغاز زمان را در آفرینش رستم و پیوند با رودابه دریافته است، پایان خود را نیز در فرجام رستم ادراک میکند. مرگ رستم انگار همان مرگ زال است. ... و سرنوشت هولناک زال بیرستم زیستن است. فرا رسیدن تاریخ است. منقطع شدن حماسه است بیآنکه او را مرگی دریابد.
نويسنده در اين كتاب ريشه هاى شخصيت زال را با عمقى ستودنى بررسى مى كند. كتاب مجموعه اى است از آراى دست اول نويسنده و همين طور بحث روى نظرات ساير پژوهش گران. ظاهرن زال موجود بسيار پيچيده و پر تناقضى ست كه حلقه ى اتصال اسطوره به حماسه را در تفكر ايرانى مى سازد. از اين رو كتاب را به همه ى علاقهمندان ايران توصيه مى كنم.