هرقدر که تصویرسازیهای کتاب درخشان و عالیه، همونقدر داستان بد، بیمایه و سادهلوحانهست. نادر ابراهیمی بهعنوان یک نویسندهی متعهد [به یک تفکر سیاسی] تقریبن همواره در اشتباهه و خوندن داستانهاش برای فهمیدن روابط پدیدهها در دنیا بسیار مضره. اما نقشها و تصاویری که نورالدین زرینکلک در این کتاب کشیده بینهایت زیباست و برخیش شگفتانگیزه. امتیاز تصویرسازی پنج، امتیاز داستان یک و نیم
هیچ قصد نداشتم که از این نویسنده دیگه چیزی بخونم و فقط به خاطر تصویرگر این کتاب انتخابش کردم. امتیازم هم فقط به تصاویر کتابه نه متنش. خوندنش برای من بزرگسال هم حوصلهسربر بود. نمیدونم این قصهی شعارزده با اون همه آمد و شد تکراری، برای یه بچه چه جذابیتی داره. وقتی با ذهن ایدئولوژیزده بخوای قصه بنویسی و سیمرغ و سیمرغ و چیزهای دیگه رو بهش گره بزنی، میشه چنین داستان نچسبی. صفحهی آخرش هم که وارد ژانر وحشت شد و من رو یاد اون کتاب فیلم بابادوک انداخت. :))
یکی از بهترین نمونههای داستان فابل برای کودکان و خردسالان در این داستان، کلاغها نماد آدمهای خبرچین و دوبههمزنی هستند که به این مرض عادت کردند و بدون آشوبگری زندگیشون نمیگذره بعد نحوۀ برخورد با این موارد رو یادِ آدم میده