«اين پرسش كه چهگونه شهري مطلوب ما است نميتواند جدا از اين پرسش باشد كه خواستار چه نوع روابط اجتماعي، ارتباط با طبيعت، شيوهي زندگي، تكنولوژي، و ارزشهاي زيباشناختي هستيم.'حق به شهر' بسيار فراتر از آزادي فردي در دسترسي به امكانات شهري است. حق به شهر حقِ تغييردادن خودمان از طريق تغييردادن شهر است. بهعلاوه، اين حقي عمومي و نه فردي است، چه اين دگرگوني بهطور اجتنابناپذيري وابسته به اعمال نيروي جمعي در تغييرشكلدادن به روند توسعهي شهري است. من ميخواهم چنين استدلال كنم كه آزاديِ ساختن و بازساختن شهرها و خودمان يكي از باارزشترين، و در عين حال فراموششدهترين، حقوق بشر است.» (از متن كتاب)
Librarian Note: There is more than one author by this name in the Goodreads database.
David Harvey (born 1935) is the Distinguished Professor of Anthropology at the Graduate Center of the City University of New York (CUNY). A leading social theorist of international standing, he graduated from University of Cambridge with a PhD in Geography in 1961.
He is the world's most cited academic geographer (according to Andrew Bodman, see Transactions of the IBG, 1991,1992), and the author of many books and essays that have been prominent in the development of modern geography as a discipline.
His work has contributed greatly to broad social and political debate, most recently he has been credited with helping to bring back social class and Marxist methods as serious methodological tools in the critique of global capitalism, particularly in its neoliberal form.
2.5 رشته ی شهرسازی و برنامه ریزی شهری حاوی بصیرت های عمیقی است. ارتباط وثیقی با تفکرات فیلسوفان در نحوه ی شهرسازی وجود دارد. مثلا اینکه چه نوع شهری میتواند خاستگاه انقلاب شود. پابه پای تفکرات فیلسوفان ، چهره ی شهرها هم عوض شده است. باری ، در این کتاب یکی از متفکرین چپ به ارتباط بحران های مالی و شهرها پرداخته. متاسفانه از زیرنویس آنچنان خبری نبود درصورتی که اصطلاحات فایننسی بسیار زیادی به کار برده شده.اصطلاحاتی که هنوز معادل هایی مناسبی برای آنها وجود ندارد. بنده توصیه به خواندن نمیکنم
هر سه مقاله فوقالعادهاند، هرچند ضعف ترجمه و نارسایی زبان آن باعث میشود خواندنشان لطفی نداشته باشد. این اواخر درگیر ترجمۀ مقالهای از «اندی مریفیلد» بودم (یکی از مقالات این کتاب نوشتۀ اوست) که مشترکات زیادی با مقالۀ او در همین کتاب داشت، برای همین کتاب را بازخوانی کردم تا شاید کمکی باشد برای ترجمۀ خودم اما ای دریغ! کمک که نبود هیچ، باعث شد نشر آگاه/آگه هم برود توی لیست سیاه. جزو معدود انتشاراتیهایی بود که چشمبسته کتابهایش را میخریدم.
کتاب بسیار جالبی بود که کلا از منظری متفاوت به توسعه شهری و مشارکت افراد در اون و این که چه تحولاتی از این طریق می تونه اتفاق بیفته نگاه می کرد. من به خصوص مقاله آخر رو خیلی دوست داشتم. البته یکم برای منی که اولین کتابی بود که در این زمینه می خوندم سنگین بود و فکر می کنم نیاز به خوندن مجدد داره. البته ترجیح می دم مقالات رو به صورت انگلیسی بخونم چون ترجمه اش چنگی به دل نمی زد.
اين پرسش كه چهگونه شهري مطلوب ما است نميتواند جدا از اين پرسش باشد كه خواستار چه نوع روابط اجتماعي، ارتباط با طبيعت، شيوهي زندگي، تكنولوژي، و ارزشهاي زيباشناختي هستيم.'حق به شهر' بسيار فراتر از آزادي فردي در دسترسي به امكانات شهري است. حق به شهر حقِ تغييردادن خودمان از طريق تغييردادن شهر است. بهعلاوه، اين حقي عمومي و نه فردي است، چه اين دگرگوني بهطور اجتنابناپذيري وابسته به اعمال نيروي جمعي در تغييرشكلدادن به روند توسعهي شهري است. من ميخواهم چنين استدلال كنم كه آزاديِ ساختن و بازساختن شهرها و خودمان يكي از باارزشترين، و در عين حال فراموششدهترين، حقوق بشر است.
کتاب جالبیه و مسئله کنونی جوامع انسانی بخصوص کشور ماست و اشاره به حق مسکن فاصله طبقاتی و در نتیجه رابطه انقلاب و زندگی شهری و جمله لوفور که انقلابات اصل اساسی شون همین شهری شدن پایه اصلی کتاب رو شکل میده مشکل کتاب اضافه گویی و تکرار مکرر مسائل در مواردی است