این اثر اسطورههای ایزدان، ایزدبانوان، قهرمانان اساطیری و موجودات شگفتآور ماوراءالطبیعی یونان را روایت میکند و خواننده را باشخصیتهایی چون زئوس، هرا، آشیل و... آشنا میکند.
اساطیر یونان نوشتهی ف. ژیران به ترجمهی دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور است که اسطورههای ایزدان، ایزد بانوان، قهرمان اساطیری و موجودات شگفتآور و ماوراء طبیعی را روایت میکند. این کتاب، خواننده را با شخصیتهایی چون زئوس، هرا، آشیل و... آشنا میکند. در اساطیر یونان تحلیلی از اسطورههای یونانی و تأثیر آن در فرهنگ بشری به ویژه در شاهکارهای ادبی _ هنری ارائه شده است. حدود 100 تصویر از جنبههای گوناگون اسطورهها، زینت بخش کتاب است که خواننده را به طور عینی با اساطیر یونان آشنا میکند.
کوتاه و خلاصه بود. پیشزمینههایی راجب اکثر اسطورهها داده بود (بجز هادس یا Hades) و میتونه رفرنس مناسبی باشه؛ در صورتی که به اطلاعات کم بسنده کنید. داستانها و روایات رو در صورت لزوم تنها گریز و اشارهای بهشون زده و از دادن توضیحات بیشتر خودداری کرده. در کل اگر به دنبال آشنایی کلی با اساطیر یونان باشید کتاب جذابیه -علیرغم ادبیات نه چندان روانش- و در انتها هم چندتا عکس از آثار باستانی و تاریخی نظیر مجسمهها، دیوارکوبها و پرستشگاهها و… هم منظور شده.
آشیل قهرمان اسطورهای یونان در داستان جنگ تروآ (troy) است. همه پیکر او به جز پاشنه پایش رویین بود و همین بخش تنش هم مرگ او را رقم زد. آشیل پسر پلئوس (پهلوان یونانی و از یاران هراکلس) و یک دریاپری به نام تتیس بود. زئوس (خدای خدایان اساطیر یونان و پدر اکثر خدایان کوچک نسل جدید) قصد داشت خود با تتیس وصلت کند، اما با پیشگویی تایتان پرومتوس مبنی بر اینکه «پسر تتیس از پدر نیرومندتر شود» او را به پلیوس پهلوان که مورد لطفش بود واگذاشت. تتیس آشیل نوزاد را به جهان زیرین برد و او را از پاشنه گرفته، در رود سیاه جهان مردگان (استیکس) فرو کرد و باعث شد بدن او فنا ناپذیر شود. تمام تن او جز پاشنه که در دست مادر بود به آن آب آغشته شد و تنها آن نقطه آسیبپذیر باقی ماند. همچنین خیرون به اوآموزش دویدن داد و وی بادپا شد.روایت منظومه ایلیاد در میانه جنگ تروآ واز نزاع آشیل و آگاممنون (سرکرده یونانیان، پادشان مسینی) آغاز میشود. آشیل آگاممنون را مجبور کرد دست از معشوقهاش خروسئیس بکشد. آگاممنون نیز وی را مجبور نمود دست از معشوقهاش بریسئیس بکشد. در نتیجه آشیل قهر کرد و از جنگ کنارهگیری کرد.هکتور فرمانده سپاه تروا پسر عموی آشیل، پاتروکل را میکشد و به دلیل شباهت زیادی که بین اشیل و پاتروکل بود، هکتور گمان کرد با اشیل مبارزه کرده و او را کشتهاست. اما آشیل به انتقامجویی بر میخیزد و هکتور را میکشد و سپاه تروا را شکست میدهد. بنابر کتاب آشیلید از استاتیوس، قبل از پایان جنگ، پاریس فرزند کهتر پریام، شاه تروآ، آشیل را به تیری زهرآلود هدف قرار داد. آپولون، خدای خورشید، تیر را به پاشنه آسیبپذیر آشیل هدایت کرد و به زندگی کوتاه این پهلوان مشهور پایان داد.
اطلاعات خیلی خوبی در مورد اساطیر میداد و خیلی تابشون نمیداد، چیزی که اکثر کتاب های اساطیری رعایتش نمی کنن. تقریبا کامل بود و اونقدری که این تعداد صفحه ظرفیت داشتن اطلاعات جا داد. منتها به نظرم قبلش اگه یه مقدمه ای درمورد استطیر یونان داشته باشیم خوبه:")