Romanian-born historian of religion, fiction writer, philosopher, professor at the University of Chicago, and one of the pre-eminent interpreters of world religion in the last century. Eliade was an intensely prolific author of fiction and non-fiction alike, publishing over 1,300 pieces over 60 years. He earned international fame with LE MYTHE DE L'ÉTERNAL RETOUR (1949, The Myth of the Eternal Return), an interpretation of religious symbols and imagery. Eliade was much interested in the world of the unconscious. The central theme in his novels was erotic love.
بنا به باور بودايى ها، انسان پس از مرگ، از سه مرحله مى گذرد، پيش از آن كه دوباره در بدن ديگرى متولد شود. فرد بايد بتواند در يكى از اين سه مرحله كه بسيار سريع مى گذرند، به آگاهى الهى چنگ بزند و همان جا بماند، وگرنه دوباره به زندگى باز خواهد گشت و به رنج هاى زندگى مبتلا خواهد شد. به همين خاطر اطرافيان مرده بايد به او پيوسته تلقين كنند و او را با خواندن ادعيۀ مخصوص راهنمايى كنند، هر چند در اكثر قريب به اتفاق موارد راهنمايى ها بيهوده است و فرد باز به زندگى بر مى گردد.
در مرحلۀ نخست، بلافاصله پس از مرگ، فرد آگاهى اش را به كلى از دست مى دهد و در نوعى خلأ و تهيگى، بى جوهرى و تاريكى مطلق فرو مى رود، و تنها احساسى از شور و وجد شديد را تجربه مى كند. اين حالت گذرا، همان آگاهى الهى و واقعيت نهايى است كه بودا مردم را به آن فرا مى خواند. مقصد و مقصود همين مرحله است، فرو رفتن در ناآگاهى و وجدى ابدى. اطرافيان بايد بى درنگ به او يادآورى كنند كه به هر قيمت شده از اين حال بيرون نيايد: «اى زادۀ خاندان شريف، حال كه با پرتو روشنايىِ روشن واقعيت محض رويارو شدى آن را بشناس... تنها امر ضرورى ماندن در ذهن الهى بوداست...»
بلافاصله پس از اين لحظه ى كوتاه، فرد آگاهى خود را باز مى يابد اما نه به طور كامل، بلكه با گيجى و منگى، و نمى تواند بفهمد كه مرده است يا نه. اينجا باز اميدى هست كه بتواند به آگاهى الهى برگردد و اطرافیان باید ادعیۀ مربوطه را بخوانند.
مرحلۀ بعد مرحلۀ آگاهى كامل است. فرد ديگر صداها و رنگ ها را حس مى كند و اطرافيان خود را مى بيند كه بر او مويه مى كنند. در اين حال او به شدت آرزوى بازگشت مى كند و همين اشتياق و كشش بازگشت است كه او را باز مى گرداند و در قالب جديدى متولد مى كند. به همين دليل براى بازگشت به آگاهى الهى بسيار دير شده، هر چند شايد ناممكن نباشد. اطرافيان در اين مرحله بايد با اذكار مخصوص او را از باگشت منصرف كنند: «اى زادۀ خاندان شريف، مرگ فرارسيده، اما فقط تو نيستى كه دنيا را ترك مى كنى. مرگ براى هر كسى روى مى دهد. پس آرزوى اين زندگى را نكن و حسرت آن را نخور. حتى اگر بازگردى نمى توانى بمانى (و باز خواهى مرد) و چيزى جز سرگردانى در چرخۀ زندگى هاى بى پايان نصيبت نخواهد شد...»