کتاب حاضر، تلاشی است برای ارائه تفاسیری فلسفی از برخی سویههای تفکر مدرن بر پایه دیدگاهی تاریخی-انتقادی. متفکرانی چون نیچه و وبر، مکاتبی چون پدیدارشناسی و نسبیگرایی، و عرصههایی چون زیباشناسی، تاریخ، الهیات و سیاست ازجمله مضامین اصلی این کتاب هستند.
چرا در ایران این همه مجلهی سینمایی داریم و نشریات فلسفی نه؟ مراد فرهادپور پاسخ میدهد که سینما (چه از نوع خاص و چه عام) عامل ایدئولوژیِ منفعل کردن مخاطب است. از فاز کوهنوردی و عرفانی ایرانیها میگوید که ریشهاش در پناه بردن به درون است، وقتی که از بیرون سرخوردهای. از سبکیِ گفتار اگزیستنسیالیستی میگوید. فرهادپور از خیانت هنر به فاجعه میگوید. از اینکه نسبیگرایی در خدمت قدرت و ایدئولوژی فعلی اقتصاد جهانی است. بعد در یک فصل محشر، تلاش میکند توضیح دهد که غرب چطور غرب شد؛ با تشریح تاریخ یهودیّت و مسیحیّت.
یکسری مقالات با مشرب فلسفی اونم ازاون نوعش که نمیخاددربندانتزاعیات بیفته ونمیخاد کلی گویی کرده باشه . چون نویسنده ش بر غرب واندیشه فیلسوفان قدیم وجدیدش خوب احاطه داره وازطرفی یک انسان آزاده به نظرمیاد هضم دیدگاهش میتونه توی قضاوت شخصیتون درباره ملغمه دنیای کنونی کمکتون کنه .
کتاب از ده تا مقاله/یادداشت تشکیل شده و علیرغم نداشتن ترتیب و روند خاص، بازتابدهندهی دغدغهها و علایق فرهادپور یعنی تفکر انتقادی مکتب فرانکفورت،ایدئالیسم آلمانی به خصوص هگل، نقد نیچه و هایدگره. کتاب رو به خصوص از این جنبه که به مطالعات چند وقت اخیرم سر و شکلی داد و ارتباط مفاهیم رو برام روشنتر کرد، دوست داشتم. . -عقل افسرده: نکاتی دربارهی وبر و ماندارینهای آلمانی
-تاملاتی درباب شعر
-انتقادیشدن پدیدارشناسی: هوسرل و مرلوپونتی
-شیطان، ماخولیا، تمثیل
-خشونت، فاجعه و تاریخ: فرضیهای دربارهی توحش صربها
-یادداشتی بر گفتار روشنفکری و کارکردهای ایدئولوژِیک
-حقیقت، قدرت و زیباشناسی: نکاتی دربارهی فلسفهی فردریش نیچه (در پدیدارشناسی روح هگل، همراه با ارتقا از مرتبهی فهم به خودآگاهی، مفهوم انتزاعی و کلی نیرو به مفهوم انضمامی و تاریخی کار تبدیل میشود. نبرد نیروها که پیشتر فقط میتوانست در مسیر توحش نسبیگرایانه به تولید و مبادلهی خشونت بیشترمنجر شود، حال به میانجی مفهوم کار میتواند صلح و آشتی به بار آورد. در اندیشهی هگل، کار، محصول تعالی دیالکتیکی مفهوم نیروست. این گذار مستلزم استدلال فلسفی و بسط دیالکتیکی درونی خود این مفاهیم است. اما جهشهای دیالکتیکی نیچه اساساً متکی بر ذوق و شهود زیباییشناختی است. در واقع او نیز همچون بسیاری از فلاسفهی مابعد هگل پیرو ناآگاه نوعی دیالکتیک تحمیلی است که در بطن خود موضوع نهفته است)
-گفتاری درباب ماهیت تاریخی مغرب زمین (نفس دوبار بیدار میشود: بیداری اول وقتیست که با عشق روبهرو میشود (دیگری) و به هویت متمایز خود پی میبرد در حالی که بیداری دوم (تولد واقعی نفس) موقعیست که پی میبرد این عشق نقابیست بر چهرهی مرگ)
-سوفسطائیان پست مدرن: ملاحظاتی درباب نسبیگرایی
-بیست و پنج نکته درباب حقیقت و تاریخ (تماشای آتشبازی، سرگرمی موردعلاقهی همهی فیلسوفان و شاعران سوداییست.)
پِی: وقتی دل سودایی میرفت به بستانها/ بیخویشتنم کردی بوی گل و ریحانها گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل/ با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها
کتاب مجموعهای از مقالات فرهادپور است که از میان آنها، «گفتاری در باب ماهیت تاریخی مغرب زمین» و «شیطان، مالیخولیا و تمثیل» برای من جذابتر از بقیه بودند.
کتاب قابل تاملیه برای کسایی که تو فلسفهی قرن بیستم حضور دارن و با تناقضات و مسائلش آشنان. خوندنش باعث میشه رهیافتهای جدیدی از این فلسفه و مناسبات اون دست آدم بیاد.
assalamualaikum wr wb smoga keselamatan senantiasa mengiringi anda yg slalu mengedepankan salamun alaikum.insya ALLOH SWT selalu melindungi kita umat muslim sedunia. Amin.