نگرش شاعران و نویسندگان کهن ما به انسان و جهان عمدتاً نگرشی الاهی بوده است؛ از نگاه آنها تنها در سایۀ خداست که انسان پدیدار میشود و معنا مییابد. اما مرکز ثقل ادبیات معاصر خودِ انسان و مسائل آنی و عینیِ اوست. «شهر خدا» به جهان آسمانی یا آرمانی ادبیات کهن و «شهر انسان» به دنیای ادبیات معاصر اشاره دارد.
محتویّات این کتاب، مسائلِ جزئیتری را دربردارند، نه به این شکلِ کلّیِ «نقد و بررسیِ ادبیّات کلاسیک و معاصر». درعین حال، موضوعات فشرده و متنوّعی در آن هست که به گمانم، برای سلیقههای مختلف بد نباشد. فهرستوار، اشارهای میکنم به نامِ نوشتههایِ این کتاب: بخش یکم: نگاهی به تاریخ ادبیِ ایران داد و بیداد مرگ(بررسی تصویر مرگ در شاهنامه) زبان قدرت در تاریخ بیهقی اتوپیای غزّالی بابی از این کتاب نگارین(چند نکته دربارۀ گلستان) جور استاد!(تحلیل حکایتی از گلستان) طلوع آفتاب مولانا در غرب بخشِ دوم: شعری که زندگی نیست(بحثی در آسیبشناسی شعر کلاسیک فارسی) انوری و آلنپو(نگاهی به تفاوتهای مهم شعر فارسی و فرنگی) «غراب»ِ منوچهری و «کلاغ»ِ آلنپو غُربَت و غِرابَتِ نیما نیکوس کازانتزاکیس، طَرَفَةی بنِ العَبْد، و زبان فارسی در کوهِ سینا بخش سوم: بزرگترین داستاننویسان ایران در قرن بیستم روایت و ارتباط آن با رماننویسی زنان در ایران اسطوره یا رمان؟(بررسی رمانِ «عادت میکنیم») بازیهایِ سهگانه نگرش و سبک ویژۀ اسلامی ندوشن در سرگذشتنامههایِ او خودشیفتِگیِ اروپا در «تصویرِ دوریان گِرِیْ» داستانی که مرا آزاد کرد(بحثی دربارۀ داستاننویسیِ عرب) ویژگیهای حماسه بخش چهارم: رابطۀ هنر و امنیّت در تاریخ ادبیّات دفاع از سنّت چرا ادبیّات معاصر ما جهانی نمیشود؟ ضعف تحقیقات ادبی! چرا؟ تأثیر بینش سیاسی در طلیعۀ نقد ادبی ایران
برخی از مقالاتِ این کتاب، چندان تازه نیستند؛ از «نگرش و سبک ویژۀ اسلامی ندوشن در سرگذشتنامههایِ او» که در سال 84 در مجموعهای به نام «رهاورد دیدار» دربارۀ سفرِ دکتر اسلامی ندوشن به یزد چاپ شد گرفته، تا «نیکوس کازانتزاکیس، طَرَفَةی بنِ العَبْد، و زبان فارسی در کوهِ سینا» که سال 68 در «آینده» به چاپ رسید؛ خودِ نویسنده در بخشی به نامِ «یادآوری» این دسته از مقالات را فهرست کردهاست. برای من، که دنیا و ذهنم ادبیّات کلاسیک را بیشتر میپسندد و با آن بیشتر سر و کار داشته، بخشِ اوّلِ این کتابْ خواستنیتر بود، آن هم نه همهاش. از آن طرف، بعضی نوشتههای سه بخش دیگر را هم به علاقه خواندم. آنچه الان میتوانم گفت، این است که مقالۀ اوّل، متن فشردهشدهای است دربارۀ تاریخ ادبیّات ایران پس از اسلام، که نامِ هوشمندانۀ آن(در ترجمۀ «The Literary History Of Iran») را دارد و برای یک آشنایی خیلی مختصر و مفید با سِیْرِ ادب فارسی پس از اسلام، سودمند خواهد بود. به نوعی، خلاصۀ موجز و سرراستی است از گفتارهای ذبیحالله صفا در تاریخ ادبیّاتش، و یکسری منابع دیگر. مقالۀ «زبان قدرت در تاریخ بیهقی» را دوسه بار خواندم. فهمیدنش سخت نبود، بیشتر برایم تکاندهنده مینمود. خصوصاً اینکه خودم هم یکی دوموردش را قبلاً جایی نوشتهبودم، بدونِ اینکه بدانم همچین اشارهای در همچین کتابی به آن هست. دیدنش حُکمِ «دیدار یارِ غایب» را داشت! احاطۀ نویسنده بر مسائل و گفتگوهای تاریخ بیهقی، ستودن دارد. مقالاتِ « بابی از این کتاب نگارین(چند نکته دربارۀ گلستان)» و «جور استاد!(تحلیل حکایتی از گلستان)» هم برایم شیرین بود. خصوصاً مورد اوّل را که بیشتر به بیانِ یکسری انتقادات دربارۀ چاپ مرحوم یوسفی اختصاص داشت؛ آنان که چاپ ایشان از گلستان و بوستان را خواندهاند و ر و کاری با آن داشتهاند، به احتمالِ زیاد، به یک یا چند موردِ لاینحل دربارۀ آن برخورده یا لااقل جایی، از ارجاعات گیجکنندۀ مرحوم یوسفی برکنار نماندهاند. بخشِ چهارم کتاب را هم با همین دغدغۀ یک دانشجوی ادبیّات خواندم، مخصوصاً دوستان را به خواندنِ این بخشِ خاصّ آن دعوت میکنم، که برخی حرفهای اساسی یا لااقل قابلتوجّه در آن هست، که شاید در ذهنِ هرکدام از ما هم باشد، ولی توجّهی به آن نداشتهباشیم.
نوشتههای محمد دهقانی را برای اولینبار در فصلنامه بان (که حالا بدلیل نبود کاغذ و منبع مالی، گویا دو فصلنامه شده(!)، که امیدوارم سالنامه نشود) و مجموعه مقالاتش با عنوان «ارمغان مینوی» خواندم. چند سالی میشود که مسئول کتابخانه پر و پیمان مجتبی مینوی شده و در حال استخراج مطالب از نوشتههای پراکنده و حاشیهنویسیها و نامههای مینوی است (ظاهرا قرار است تمام این مطالب در سایت مجتبی مینوی «آپلود» یا بارگذاری شود). کتاب مجموعهای از مقالات دهقانی است در باب شعر و بطور کلی فرهنگ و ادب فارسی و چندتایی هم در نقد دانشکدهها و دانشجویان ادبیات، پارهای از آنها بسیار خواندنی اما تعداد معدودی هم هست که محتوای دندانگیری ندارد. در مجموع کتاب احتمالأ به درد کسانی میخورد که دلبسته همین زبان فارسی هستند و میخواهند با گذشته یا دستکم جریانهای اصلی آن بیشتر آشنا شوند. کتاب در بهار ۱۴۰۰ به چاپ دوم رسیده، اما چاپ دومی با تیراژ ۱۱۰ نسخهی ناقابل! که ظاهرا آن هم بدون اطلاع نویسنده بوده.