کتاب نادر پسر شمشیر اثر نورالله لارودی، روایت تاریخی و جنگی یکی از مقتدرترین پادشاهان ایران، نادر شاه افشار است، نادرشاه افشار به گواهی تاریخ یکی از بیباکترین و کوشاترین سرداران جهان بوده است.
کتاب نادر پسر شمشیر به زندگی کامل نادرشاه از بدو تولد، جنگ و فتوحات، سیر کامل زندگانی او تا به انتها به همراه نامهها و اسناد و مدارکی که در طول زندگانیش از جاهای مختلف کسب کرده بود، میپردازد. از جامع بودن کتاب این بس، استاد رشید یاسمی از آن به عنوان "مبسوطترین شرح که از دوره پرافتخار آن جهانگشای بزرگ به زبان فارسی تألیف گشته" نام برده و استاد سعید نفیسی گفته "کتابی بدین روشنی و با این درجه از تحقیق و حقگوی و انصاف در این زمینه تاکنون در زبان پارسی نبوده است."
با خواندن این کتاب عظمت، نبوغ، سخت کوشی، شجاعت و بزرگی نادرشاه کبیر را درک کردم و از تجربیات نادرشاه بسیار آموختم. در بیشتر موردها موهای بدنم سیخ می شد! نادرشاه یکی از شگفت انگیزترین انسانهایی است که کشور پرافتخارمان،ایران، به خود دیده است. جاوید ایران
به ناحق کشتند، به ناحق بدنام کردند...مبادا الگو شود!!! از بهترین استراتژیست های تاریخ با شهرت جهانی که به لاشه ی نیمه جان ایران جان دوباره داد نادرشاه بزرگ
میدونستید تو طویله ی بولد سازی به نام اروپا به نادر شاه میگن ناپلئون شرق؟ درحالی که اون شیرینی نادر شاه غرب بود. چی میشه گفت؟ به عنوان یه ایرانی کتابی پر از جزئیات از یکی از مهترین پادشاهان کشور بی همتا و شاه خیزت میخونی و از تک تک لحظات کتاب لذت میبری غصه و فشار میخوری میخندی احساس افتخار میکنی غم وجودت رو میگیره و بقیه احساس ها. داشتن بدخواهان بسیار در طول تاریخ باعث تولد اسطوره های بی شماری در ایران شده اسطوره هایی که بقیه ملل ها حسرت داشتنشون رو دارن. یکی از اون اسطوره ها افسانه ای به نام نادرشاه بزرگ بود که به معنای واقعی ابر مرد بود. شما ببینید چطور یه جوون ساده بی نام و نشان از گوشه ای از ایران بلند میشه اونم وقتی کشور بخاطر گندی که اون استخاره گیر های بی خاصیت که البته نادر بالاخره تونست یه کار مفید در صنعت کشاورزی براشون پیدا کنه پتانسیلشون رو شکوفا کنه، با تعلل و بی رگی همیشگیشون زدن و اصفهان و بخش های دیگه ای از ایران رو دادن دست افغانی های همیشه انگل از اون ور عثمانی و روس ها هم حضور داشتن چندین سال هر غلطی که خواستن کردن تا اینکه همین مرد جوان میهنپرست شد کابوسشون. موقع خوندن واقعا حیرون میمونید دیدن خستگی ناپذیری غیرعادی نادر توی عمر فرا بابرکتش واقعا بغضیتون میکنه. سلطان فقط در حال ماچ کردن خائنین دوزاری و بازپسگیری میهن و زهر چشم گرفتن از متجاوزان بود. مظهر شجاعت کاش یکی بود ازش میپرسید نظرت درباره ترس چیه. استفاده درست از خشونت یکی از بهترین وجه های شخصیت نادر بود چون در اون اوضاع فقط اینجوری میشد کشور رو نجات داد. از شروع کار سرکوب راهزنای لول پایین تا رسیدن به از دم تیغ گذروندن متجاوزان عثمانی روس افغان. از دید من اوج کار نادر نه فتح هند و نه نوازش کردن مداوم عثمانی ها و نه نشون دادن افق های دریایی و نه حتا تعویض کردن گاو با بعضیا برای شخم زدن زمین ها بود بلکه رها کردن ایران از دست جانوران محمود و اشرف بود که چند سال مشغول جنایت بودن. تصور فرار کردن این زالو ها از دست نادر که پایان خوشی ها و البته جونشون رو میدیدن، پناه گرفتنشون تو غار و دره، سقوط خودشون و خانواده هاشون هنگام فرار از روی پل و پاشیدنشون کف صخره ها واقعا شاعرانه، انسانی و زیباست. هر نسلمون مخصوصا الان به یکی عین نادر بزرگ نیاز داره. نادر سانسور شده حرف براش زده میشه و هدفمند به کشورای جعلی دیگه نسبت داده میشه فقط بخاطر اینکه نکنه یه وقت الگو بشه. الگویی که جهان برای ایرانیان میپسنده سلمان فارسی نه نادر که به جای ماندن و ساختن پاشی بری به دشمن خدمت کنی. شما الگو رو درست انتخاب کنید. البته که نادر بی نقص نبود و اشتباهاتی داشت اشتباهاتی که به پایان افشاریه منجر شد. متاسفانه نادر در اواخر به یک نوع شکاکی و جنون مبتلا شد که این جنون با تصمیمش برای کور کردن پسرش اوج گرفت. بعد اون سرشکستگی نادر میخواست خودشو بازنشست کنه که متاسفانه بخاطر حملات و کرم ریختن های پشت سر هم عثمانی و یه مشت پاشا ماشا داغون این فرصت از نادر گرفته و اون هنوز برای سرکوب مشغول جنگیدن شد. جنون نادر به شدت ناراحت کننده بود. این جنون حاصل ندیدن یه روز خوش بود شما فکر کن از جوونی فقط داری جنگ و خون و خیانت میبینی معلومه یه جا میزنه بالا. بعد از خونریزی های داخلی فرماندهان رو هم ریختن و نادر رو در محل استراحتش از بین بردن و چقدر حیف. با مرگ نادر به معنای واقعی کلمه هرج و مرج شکل گرفت و هر خری از راه میرسید یه شاه میچسبوند به اول اسمش به تخت شاهی تکیه میزد بیست دقیقه بعدش یکی میومد نابیناش میکرد و خودش جاش میشست. این کور کردن رو نادر شاه مد کرد. تا اینکه کریم خان اومد نظمی بخشید. اواخر کتاب نظر تاریخ نویس انگلیسی رو درباره نادر میخونیم که در عین جالب بودن یه حسی از نوشته ها گرفتم که شاید به دلیل عدم علاقم به عینگیلیسی جماعت. بعدم از کلات نادری اطلاعات خیلی زیادی رو میخونیم. بعدم سخنان و رفتار نادر، داستان ها روایت های دیگه و فرمان ها و مکتوبات نادر شاه. کتاب یه افت هیجان و احساسی بعد از تموم شدن سرنوشت نادر داره. نگین دولت و دین رفته بود چون از جا به نام نادر ایران قرار داد خدا راستی مقدمه زیبا و حماسی آقای لارودی عزیز اول این یادگار زیبا و دقیقش که حتی میوه مورد علاقه نادرشاه رو هم داخلش اعلام کرده، بهترین مقدمه ای بود که داخل یه کتاب خوندم و خودش به تنهایی پنج ستاره داشت. فقط یه بخش کوچکشو اینجا مینویسم. ما فرزندان همان سربازانی هستیم که به فرمان خشایار شاه پرچم پیروزی را بر فراز دروازههای آتن پایتخت یونان برافراشتیم. زنده باد ایران و ایرانی. مراقب هم باشیم و همدیگه رو تنها نزاریم تو این اوضاع.
لطفا این کتاب رو بخونید و به دوستانتون هم معرفیش کنید و کادو بدیدش. همیشه مطالعهی تاریخ جذابه و تاریخ یکی از مهمترین و مفیدترین شاخهها برای مطالعهست ولی بین کتب تاریخی که خوندم این کتاب واقعا زیبا و لذتبخش بود برام، انقدر قشنگ بود که از قصد طولش میدادم تا زود تموم نشه، بخونید تا ببینید چه افرادی در این مملکت بودن و این مملکت رو از نابودی نجات دادن، نادرشاه بدون شک جزو بزرگترین و مقتدرترین و نابغهترین سرداران و پادشاهان جنگی تاریخ بشریته، با خوندن این کتاب به ایرانی بودن خودتون افتخار میکنید، واقعا شاهکار بود.