هیچ یک از قصه های این کتاب، ساخته ی ذهن نویسنده نیست؛ بلکه بازگویی قصه هایی است که ضرب المثلی را پدید آورده اند. این کتاب برای بزرگترها مرجع قصه گویی و برای کودکان و نوجوانان مجموعه قصه ای شیرین و ایرانی است.
در نخستین روز تیرماه ١٣٢٩ در همدان به دنیا آمدم . کودکی قابل ذکری نداشتم. مثل همۀ بچه ها بازی می کردم و درس می خواندم . اسباب بازی مهمی نداشتم. وسیله بازی فردی من جوی آب توی کوچه بود. سدّی جلو خانه مان می ساختم و حرکت آب را به سوی درخت های حاشیه جوی هدایت می کردم. حوضچه ای هم پدید می آمد که من پاچۀ شلوارم را بالا بزنم و پاهایم را در خنكی آب حوضچه بازی بدهم...