Jump to ratings and reviews
Rate this book

(درباره‌ی زبان (مجموعه مقالات

Rate this book

147 pages, Paperback

First published January 1, 1988

2 people are currently reading
20 people want to read

About the author

محمدرضا باطنی

18 books18 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (11%)
4 stars
8 (47%)
3 stars
6 (35%)
2 stars
1 (5%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books207 followers
April 14, 2017
مطلب‌های این مجموعه همه مقاله‌هایی است پیش‌ترچاپ‌شده که به‌گفتۀ نویسنده، تجدیدنظر ‏و حک‌واصلاح‌هایی در آن‌ها صورت گرفته است. از این میان، جز دو مقالۀ «زبان در خدمت ‏باطل» و «کلمات تیره و شفاف»، همۀ نوشتارها به‌لحاظی در زمرۀ بحث‌هایی جا می‌گیرد که ‏تحت عنوان «روان‌شناسی زبان» شناخته می‌شود. این شاخه از زبان‌شناسی از پیوند ‏زبان‌شناسی و روان‌شناسی پدیدار شده و عمدۀ بحث‌هایش معطوف است به رابطۀ ذهن و زبان، ‏بحث‌های عصب‌شناختی مرتبط با زبان، آسیب‌های زبانی (ازقبیل اختلال‌های گفتاری، انواع ‏زبان‌پریشی) و اموری ازاین‌دست. بنابراین، در غالب این نوشته‌ها آشکارا رنگ‌وبویی از مباحث ‏زیست‌شناختی به‌چشم می‌خورد. ازاین‌حیث، این دسته از موضوعات زبان‌شناختی تفاوتی بزرگ ‏دارد با بحث‌های صِرف زبان‌شناسی نظیر دستور زبان و واژه‌شناسی و معنی‌شناسی.‏
سیاهۀ نوشته‌های این اثر چنین است:‏
ـ زبان در خدمت باطل؛
ـ هم‌زبان‌شدن با شمپانزه؛
ـ پدیدۀ زبان از دو دیدگاه؛
ـ تفاوت‌های فردی در زبان و علل آن‌ها؛
ـ نابسامانی‌های زبانی؛
ـ کلمات تیره و شفاف: بحثی در معناشناسی.‏
Profile Image for Taha Rabbani.
164 reviews214 followers
July 21, 2014
کتاب جالبی بود. یکی از مقالاتش که درباره‌ی یاددهی زبان به شامپانزه‌ها بود که خیلی هیجان‌انگیز بود. من رفتم توی ویکی‌پدیا سرچ کردم و شامپانزه‌هه رو پیدا کردم. ویکی‌پدیا داستان جالبی رو می‌گه:
یکی از پرستارهای میمونه برای زایمان مرخصی می‌گیره ولی بچه‌اش می‌میره. بعد از مدتی که برمی‌گرده میمونه برای این که بهش بفهمونه که از دستش ناراحته بهش بی‌محلی می‌کنه. پرستاره تصمیم می‌گیره واقعیت رو به میمون بگه. با علائم مخصوصی بهش می‌گه «بچه‌ام مرد». میمونه سرش رو پایین می‌ندازه و بعد به پرستاره نگاه می‌کنه و بهش می‌گه «گریه» و ناراحتی خودش رو از این خبر به این شکل نشون می‌ده. و بعد دوباره رابطه‌اش با پرستار خوب می‌شه.
این داستان برای من وحشتناک شگفت‌انگیز بود
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.