کوهان کوهانْ زنگ _ جلودارِ ابریشم و شّن گامها : جرقههای سقوط
در سارَوان _ تاول بریده میشد.از رجِ خاک سیل شّهاب بر صورتش _ با زانوهاش _ انحنای افق
در سنگچشم _ التهابِ مغاک.
زحل صفحهی ۸۰
اگر فرم و خلاقیت و نوآوری را ملاک قرار دهیم این مجموعه شعر مهمترین مجموعه شعر از دهه هفتاد به اینسو محسوب میشود. مجموعهای که برای نقد باید به عنوان پروژه و کارگاهِ دانشگاهی مورد بررسی قرار بگیرد. شاید بتوان از آن به عنوان ادامهی هوای تازهی شاملو البته در گرایشی حجمگرایانه و فرمالیستی یاد کرد. البته جهانی که جناب هاتف در زبان کشف یا ارائه کرده بسیار برای پرداخت جا دارد خصوصن در مسئله تقطیع یا برش ایشان همسنگ شاعران امروز اروپایی عمل کردهاند. به جز ایشان تمام شاعران حجمگرا و شبهفرمالیست ما در جهانی از مدلولها و ایجازها و استعارات سیر میکنند که دههها قبل توسط مالارمه و والری و خوارز و دیگر بزرگان جویده شد و مورد استفاده و آزمون و خطا قرار گرفت. شعر هاتف در زحل شعریست در ادامه جهانی که اصلانی و اسلامپور و رویایی و شجاعی و ... میل دستیابی به آنرا داشتند اما باز هم قلابِ محتوایِ نیمایی از کامشان رها نشد. اما چنانکه پیداست حامد هاتف یا شعر غرب و امروز اروپا و تئوری آنها را خوب میداند یا دارای خلاقیتی ذاتیست که آنهم نتیجهی ایزوله ماندن از فضایِ منحط شعر امروز ایران است. در آینده مجموعهی او ملاکی برای نوآوری زمان خود محسوب خواهد شد. مانند نیما و هوشنگ ایرانی و تندرکیا و شاملو و رویایی و اسلامپور و حتی براهنی و ...