جزیره سلاخی داستانی نو و با ایدهای خلاقانه در حوزه ادبیات داستانی ایرانی به زبان فارسی است. ژانر جنایی/وحشت در میان داستانهای ایرانی بسیار بکر و دست نخورده است و نویسندهی جزیره سلاخی به خوبی از عهده این کار بر آمده است به طوری که خواننده تنها با خواندن چند صفحه، داستان را بیوقفه تا آخر میخواند و کتاب را زمین نمیگذارد.
داستان کتاب واقعا گیرا و جذابه.ماجرا در مورد دختری به اسم پرستو هست که ثروت کلانی داره و خیلی هم زیباست.پرستو شخصیتی مغرور و متکبری داره و خودش رو همچون یک جزیره ای میدونه که بر اون حکمرانی داره و هر کس به استقلال این جزیره صدمه بزنه و درصدد آسیب به اون باشه باید حذف بشه.بعد از جدایی از شوهر اولش،عاشق مردی به اسم احمد که یکی از کارمنداش هست میشه اما بعد از اینکه احمد به او خیانت میکنه اونو به قتل میرسونه و این خود آغازی برای قتل های بعدی او میشه و این جزیره به معنای واقعی کلمه به جزیره سلاخی مبدل میشه.
همانطور که گفتم داستان گیراست و مخاطب را گام گام با خود به پیش میبره.از کتاب های خوبی بود که در این ژانر قتل و وحشت خونده بودم.طرز روایت کتاب هم هنرمندانه است و راوی دو شخصیت موازی با یکدیگر هستند.
کتاب متفاوتی بود در نوع خودش . ژانر وحشتی ، زانری که کمتر ازش استفاده شده و یا استفاده درستی برای مخاطب ایرانی نشده بطوری که بتونه جذب کننده مخاطب باشه . اما این کتاب با سبک نوشتاری که داره تونسته که در جذب مخاطب خوب عمل کنه . البته به نظرم اخر داستان اصلا خوب تموم نشده یا به قولی نویسنده کاملا عجله ای اونو تموم کرده