دوستانِ گرانقدر، «تاریخ سری مغول» بیشتر حماسه سرایی و داستان هایی از شخصیت هایِ مشهورِ مغول است... "یوآن چائوپی شه" یا همان تاریخ سری مغول، تا سدۀ 19 میلادی و در اروپا شناخته نشده بود.. این کتاب در اصل داستانِ منظوم است از چنگیز و تبارِ او در گذشته که بیشتر نگاهِ افسانه ای به اخبار داشته است و برخی مورخان و مغول شناسان، بر این باورند که در حدودِ سالهای 1200 میلادی نوشته شده است و از آغازِ حکومتشان است تا سلطنتِ اگتای قاآن این کتاب اطلاعاتِ زیادی از جنگها و اجتماعاتِ پیش از چنگیزخان به خواننده ارائه نمیدهد.. و حتی مشخص نیست که چنگیز خان چطور به یکباره اینچنین قدرتمند شده و بعد از ازدواج با همسرش «برتا» هم ردیفِ نامدارانِ مغول و کارائیت ها قرار میگیرد و حتی مشخص نیست در چه زمان و در چه سالی چنگیز را به عنوانِ خانِ بزرگِ مغول ها به شمار می آورند اصل و نسب چنگیز در این کتاب به شخصیتی افسانه ای به نام «برتاچینو» بازمیگردد که از آسمان به زمین آمده بود و همسرش «اوقوای مرال» نام داشت که از دریاها آمده بود یوسگای بهادر، دختری از تاتارها یا همان تائیچیئوت ها با نام «هوآلون اوجین» را دزدیده و با وی ازدواج میکند و همان زن مادرِ چنگیز و برادرانش میباشد.. زمانِ نبردِ یوسگای بهادر با تارتاها که رئیسِ آنها «تموچین اوگه» بود، هوآلون اوجین فرزندی را باردار بود که بعد از نبرد، این فرزند به دنیا آمد و در مشتِ راستش تکه ای خونابه شبیه به استخوان قرار داشت.. از آنجایی که پدرش تموچین را شکست داده بود، نامِ این پسر را تموچین گذاشته و بعدها همگان وی را با نامِ چنگیز شناختند.. پس از مرگِ یوسگای بهادر، چنگیز، به همراهِ مادر و برادرانش آواره شدند و مادرش یکتنه آنها را بزرگ کرد.. ولی انتقام جوییِ تاتارها از چنگیز و خانواده اش ادامه داشت.. بارها تموچین یا همان چنگیز، از دستِ آنها گریخت و بارها تا دمِ مرگ پیش رفت و سرانجام آنها را شکست داد آلان قوا، جدۀ چنگیز خان دو فرزند داشت که شوهرش مُرد.. و پس از او سه پسرِ دیگر بدون داشتن شوهری به دنیا آورد.. دو پسر بزرگتر دربارۀ مادرشان شک کردند و او برایِ تبرئۀ خود، به ایشان چنین گفت: هر شب یک مردِ زردِ نورانی، از سوراخِ بالای چادر یا از درزِ روشن پنجره، وارد میشود و بر شکمِ من دست میمالد و پرتوِ نورانی اش در شکم من نفوذ میکند .. چون او میخواست خارج شود، مانندِ سگ زردی در اشعۀ آفتاب یا ماه، میخزید و خارج میشد.. چه ثمر که با این گفته، جوابِ شما داده شود.. برای کسی که درک کند مسلم است که این سه پسر، میبایستی فرزندانِ آسمان باشند... چگونه شما آنها را با مردانِ سرسیاه مقایسه میکنید؟؟ ایشان سلاطینِ جهانی خواهند شد و آنگاه مردمِ عادی به خوبی درخواهند یافت عزیزانم، میبینید که داستان شباهت به زایمان مریم و به دنیا آمدنِ عیسی مسیح دارد.. هر دو داستان از دیدگاه خرد و دانشِ انسانی و طبیعت، دروغین و غیر عقلانی میباشند.. ولی داستانِ مریم و عیسی را مبلغان و دینفروشانِ مذهبی، بارها و بارها در طولِ سده ها تکرار کردند و به ایمان و باورِ مردمِ ساده و زودباور تبدیل شد.. ولی داستانِ آلان قوا و به دنیا آمدنِ پدرِ چنگیزخان، توسطِ دینسازان و مبلغانِ دروغگویِ مذهبی تبلیغ نشد، وگرنه این دو داستان تفاوتی با یکدیگر ندارند.. کسی که حاملگیِ مریم را بدونِ رابطه با جنسِ مخالف باور میکند، باید داستانِ زایمانِ آلان قوا را نیز باور کند ---------------------------------------------- امیدوارم این ریویو در جهتِ آشنایی با این کتاب، مفید بوده باشه «پیروز باشید و ایرانی»