Jump to ratings and reviews
Rate this book

الواح صلح

Rate this book

Paperback

7 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (6%)
4 stars
4 (25%)
3 stars
7 (43%)
2 stars
3 (18%)
1 star
1 (6%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
699 reviews29 followers
April 20, 2021
بارانی از بنفشه گرفت، آه! پشت بنفشه‌ها تو نبودی
یا بودی و صدام نکردی، یا گریهٔ مرا نشنودی

پشت بنفشه کلبه و مه بود، من خسته سمت کلبه دویدم
یا کلبهٔ تو خواب مرا دید، یا در زدم، تو در نگشودی

پشت بنفشه دختری آمد، در دامنش هزار گل سرخ
یک‌یک به نام کوچک گل‌ها، پرسیدمش، ولی تو نبودی

من شاعرم، و جرم من این است: گل را به نام کوچک خواندم
گفتم چقدر اسم تو زیباست... گل گفت: هی! چقدر حسودی!

بعدا که دوست‌تر شدمش گفت: با من هزار اسم دگر هست
اصلا عجیب نیست که هرگز زیبایی مرا نسرودی

آن‌وقت از مکالمهٔ ما یک شاخه گل در آن سوی مه ماند
دختر نبود و برف و بنفشه، آوار شد، چه خواب کبودی!

یک چشمه و هزار بنفشه؟ یک دختر و هزار گل سرخ؟
باور نمی‌کنم تو نباشی، باور نمی‌کنم تو نبودی...
______________

ـ و جـمله را که نوشتیـــد ، بچه هـا ، نقطه !

و ســبز میـشود آرام و بی صـــدا ، نقطه

به راه می افتد کوپه کوپه ســــوت زنان ...

قــطاری از کلمـــــات ِ سیاه تـا ، نقطه

و مـن کــه یک کلمه هستم از تو می پرسم

کجـــاست اول ِ ایــن جمله و کجا نقطه ؟

و تو به گریه می افتی درون کوپه ی خود :

ـ نمی رسیم منو تو به هم ، چرا نقطه ؟

قطـــار می پیچد ســمت ِ سطــر ِ پایینی

و بــــــاز مقصد دلگــیر ِ کــوپه ها ، نقطه

ـ بیا به کوپه ی من ، نحو جمله را بشکن !

نپــرس در ســر ِ خــط مانده ایم یا نقطه

ـ ولی اگر ته دره سقــوط کردم ، بعــــــد ؟

ـ نوشته خواهد شد جای تو ، سه تا نقطه

قطار سوت زد و ایستاد با وحشت ......

و بــعــد هر کــلـمه اشـک ریخت ، با نقطه

و ریل خـالی و متروک ، سـطر ِ گنگی شد

از ابتـــدا نـقطــه ، تــــا به انتهـــــا ، نقطه

و دفتر کودک مثـل آســـــمان شده بود ؛

کلاس ، روشـن و جای سـتـاره ها ، نقطه !

( شاعر با مهارتی شگفت از واژه "نقطه" برای زدن حرف هایش استفاده می کند. نقطه گاهی معنای فاصله می دهد و گاهی معنای توقف )
_________________
در یک خواب عاشقانه، معشوق مثل ماه است و شاعر در خیالش و در شعرش یک صندلی برایش می گذارد. بعد خودش را در ایستگاهی در هیئت مردی کور می بیند تا معشوق دستش را بگیرد و بعد در دادگاهِ شعرش در هیئت متهم ظاهر می شود تا معشوق علیه او شهادت دهد و بمیرد و در گورستانش، ماه یعنی همان معشوق به وفاتش گذری کند:

 

یک صندلی گذاشته ام جای اسم ماه

تا تو بیایی و بنشینی به اشتباه

اما تو باز اول این شعر غایبی

مثل سکوت، یا کلماتی شبیه آه

این صندلی خالی را پاک می کنم

و می نویسم آخر این بیت: ایستگاه

تا باز دست تو بخورد روی شانه ام

من مرد کور می شوم، این بیت:کوره راه

این بیت را محاکمه تشکیل می دهم

با دستبند،می رسم از راه،بیگناه

تنها به شرط این که تو از حاضران شوی

من مرد متهم، همه ی بیت: دادگاه

خود را به تیر باران محکوم می کنم

حتی به جرم های خودم می شوم گواه

این بیت، سمت جوخه ی اعدام می روم

با پای زخم،پیرهن زرد راه راه

خونم به روسری تو پاشیده میشود!

این بیت را که با هیجان می کنی نگاه-

آن وقت توی قبرم بیدار می شوم

شب، با صدای رد شدن کفش های ماه

تو می توانی آمده باشی و یک غروب

برسنگ من گذاشته باشی گل سیاه

حالا کدام بیت می آیی؟-کدام سطر؟

حتی به یک بهانه ی کوچک،یک اشتباه

حالا تو باز آخر این شعر، غایبی

مثل سکوت،یا کلماتی شبیه آه !

 
Profile Image for chalist.
17 reviews7 followers
February 6, 2021
هزار تن ، ز درختی تناور آویزان
هزار سر ، و بدن های بی سر آویزان

به روی خاک پر از شاخه های خون آلود
ز ابر ها ، سر ِ گل های پرپر آویزان

درون جنگل شب، جغد جغد ، چشمک زن
زچنگ مرگ ، کبوتر کبوتر ، آویزان

شکسته های دو آیینه ، سرخ رنگ و سیاه
یکی ز باختر ، آن یک ز خاور آویزان

به پنج چشم زمین مانده سایه ی دستی
ز پنج انگشتش، پنج خنجر آویزان

شب است و بی تو درونم اتاق تاریکی ست
ز سقف آن جسدی سرد و بی سر آویزان

شب است و بی تو وجودم درخت تبداری ست
ز شاخ گردن ِ من ، میوه ی تن آویزان

دو بار چشم تو خندید و از نوازش اشک
شد از دو گوشهٔ چشمم، دو گوهر آویزان

شبی تو رفتی و من هر دو حلقه چشمم را
به راه آمدنت کردم از در آویزان

به شهر کوچکی خویش رفتم و دیدم
سری بریده ز پستان مادر آویزان
(عجب تصویری...)

چه کس به جز تو پناهم شود؟ که می بینم
ز کین ِ دار ِ برادر ، برادر آویزان...

این کتاب شعرهای محمدسعید میرزایی‌ست قبل از گرفتار شدن به غم نان!
برعکس شعرهای اخیرش شاهکاره به نظرم
Profile Image for Farzane Farjadikia.
18 reviews3 followers
January 20, 2019
تجربه ي اولم از خوندن شعرهاي اين شاعر بود.
تو مجموعه ي شعرهاش شعرهاي قشنگي داشت و البته غزل هاي ضعيف هم كم نبود :)
با توجه به اينكه از تجربه هاي اول شاعر بوده و مي توان متوجه اين شد كه شاعر دارد فضاهاي مختلف را تجربه مي كند وجود غزل هاي ضعيف توجيه مي شود .
غزل هاي زيبا و بيشتر از آن تك بيت هاي ناب در كتاب كم نيست :)
خوندنش توصيه مي شود :)
Profile Image for Javad.
24 reviews3 followers
September 25, 2017
نمی رسد به تو با هیچ نامه بر، نامه؟
چقدر جمع کنم بی تو نامه بر نامه؟
...
چقدر فکر کنم تا چگونه بنویسم
که ساده باشد و زیبا و مختصر نامه؟

مجموعه ۸۴ غزل که گه‌گاه دلنشینند.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.