تا جایی که در ذهن دارم این بهترین متنی بود که دربارهی نیما خواندهام. سه نکتهی برجسته در کتاب است که آن را ویژه میکند یک: کتاب برخورد یک هنرمند است با یک هنرمند. جورکش تلاش میکند جلوتر از ماهیت زبانی و لفظی نیما به او به عنوان شاعر بنگرد. به عنوان کسی که مهمتر از زبان جهان را به چالش میکشد و آن را به زبان میآورد
دو: به درستی تغییرات نیما در وزن شعر فارسی جایگاه چندم را در نگاه جورکش دارد و او ابتدا به جایگاه شاعرانه، فرم شاعرانه و بخشهای مهمتر شعر نیما در اشعار و سخناناش نگاه میاندازد، حال بهنظر نقدهای دقیق نیما باید برعکس سالهای نخستین بدانند اهمیت از میان برداشتن اوزان جزو کوچکترین عملهای نیماست
سه: کتاب همزمان با مرور نظرات نیما نقدهای جالبی به کتابهای تحلیلی دیگر پیرو او و شاگردان او دارد و در این مسیر هیچ نقدی را بیاساس احساس نکردم(بهترین نقدی که بر نظریات رضا براهنی پیرو نیما خواندم همینجاست، کاملا دقیق)
خلاصه، شاید شما هم مانند جورکش باشید که میگفت پیش از تحقیق دربارهی نیما او برایام شاعری بزرگ نبود و در حد همان توصیفات کلیشهای میدانستماش، اگر چنین است این کتاب درب جدیدی به نیماست. به مهمترین هنرمند صد سال اخیر ما
بخش تلخ کتاب سخنان اطرافیان و بزرگان! ادب فارسی پیرو نیما است در سالهای نخستین که تا چه حد نیما را اذیت کرد. و یادمان باشد امثال آنها همچنان زندهاند و هنرمندان پیشرو را آزار میدهند. کاش ما نقشمان را درستتر بازی کنیم
تقریبا ۶۰ سال از مرگ نیما یوشیج گذشته است. نیما، میراث مهمی از شعر و یادداشت (نظریه/عمل) به جا گذاشت که فیالواقع پس از تمام این سالها تا جایی که مطلعم هیچ تلاش بسامان و دقیقی برای صورتبندی نظریهی شعری او، براساس یادداشتهایش (و سنجش موفقیت او در مقام عمل) انجام نشده است. کتاب جورکش نخستین تلاش است تا با خواندن یادداشتهای نیما دربارهی شعر و شاعری، نظریهی بوطیقایی وی را بررسیده و ترسیم کند. گرچه فضل تقدم با جورکش خواهد بود (چه، تلاشی در چنین سطح و ابعاد را در مقاله/کتاب/یادداشت دیگری پیش از او نمیبینیم.) ولی شاید تقدم فضل نه. تلاشش ستودنی است، اما به شخصه در مواردی، مثل موضوع بسیار مناقشهبرانگیز ابژکتیویته و سوبژکتیویته در شعر، معتقدم راه به جایی نبرده که حتی گمراهکننده میتواند باشد. تاکیدش بر «دموکراتیک»بودن شعر، و چندصدایی بودن آن، در هنگام وصف شعر ابژکتیو، کاملا از مقصود نیما دور بهنظر میرسد وقتی میگفت «شعر ما وصفالحالی است» و باید ابژکتیو باشد. درمواردی هم بهنظرم صرفا از واژههای نیما اصطلاحسازی بیهوده کرده ( مثلا استغراق).
کتاب مهمی است. باید چندبارهاش خواند. ولی بهنظرم تنها شروع خوبی بر پژوهش جدی دربارهی نظریهی بوطیقایی نیماست و نه یک تصویر کامل و یا نزدیک به کامل. نیما را آدمهای بسیاری خواندهاند، و آدمهای خیلی کمتری دقیق و جدی خواندهاند؛ نیما را باید از خلال یادداشتهای همهی آنها که نیما را بهصورت جدی خواندند و بررسیدند فهمید و شناخت بهمثابهی پازلی که تنها با در اختیارداشتن چند تکهی محدود، حقیقت خویش را نمینمایاند.
شاپور جورکش از شاعران نوگرا و بهاصطلاح آوانگاردی است که در سالهای ابتدایی پس از انقلاب سرایش شعر را آغاز کرد و دو دفتر شعر با عنوان «هوش سبز» ( نوید شیراز- 1368) و «نام دیگر دوزخ» (آگه- 1380) ثمره سالهای شاعری اوست. اما کتابی که نام جورکش را بیش از هر اثر دیگرش در محافل ادبی مطرح کرد. کتابی پژوهشی بود؛ «بوطیقای شعر نو» با زیرعنوان «نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیما یوشیج». این کتاب اولبار در سال 1383 توسط انتشارات ققنوس منتشر شد و توجهات زیادی را به خود جلب کرد. کتابی که آن را میتوان یکی از آثار مهم در حوزه نیماشناسی دانست. در ادامه این مطلب بهبهانه درگذشت مولف نگاهی گذرا به آن خواهیم داشت به امید اینکه نکاتی که در ادامه میآید مخاطب را به خواندن این کتاب ترغیب کند.
جورکش با بخش پیشگفتار، کتاب خود را پرشور آغاز میکند، او از خود تصویر یک شیفته نیما را ترسیم میکند. کسی که پس از سالها قلمزدن در عرصه شعر و مطالعه آن بهتازگی نیما را شناخته و به کشفهایی در این زمینه رسیده است. خواندن چند سطری که از پیشگفتار انتخاب شده و در ادامه میآید گواه بر این مدعا است: «و اذعان این نکته برای دوستدار ادب نیز خالی از شرمساری نیست که بگویم پیش از مطالعه کل یادداشتها و اشعار نیما –در مقایسه با همتای معاصر او در داستاننویسی ایران، صادق هدایت- و از نظر آشنایی با مدرنیته، او را روستاییِ سادهدلی میپنداشتم و شعر نو را صرفاً زاده آشنایی او با ادبیات فرانسه»
پس از پیشگفتار، شش فصل با عنوانهای «گونههای متفاوت آببرداشتن از رودخانه»، «میدان دید تازه»، «تکنیک»، «میدان دید تازه در عمل»، «نیما و پیروان او» و «پیجویی دستاوردهای نیما» از پی هم آورده شدهاند. جورکش در این شش فصل میخواهد نظریه خود را درباره شعر نیما و نوگراییهای او برای مخاطب شرح دهد. در فصل اول مقدمه نظریه خود را میگوید و به اشتباهاتی که دیگر پژوهشگران شعر نیما در فهم شعر او داشتهاند اشاره میکند. در فصل دوم و سوم اصل نظریه خود را مطرح میکند و بهخوبی آن را شرح میدهد، این دو فصل منسجمترین و بهترین بخش کتاب است. او با مطالعه نظریات نیما از خلال کتابهایی چون «حرفهای همسایه»، «ارزش احساسات»، «نامهها» و «یادداشتهای روزانه» به چند مولفه در نوگرایی او یا بهقول خودش «میدان دید تازه نیما» رسیده است و آن را با شعر او مطابقت داده. مولفههایی که هرچند میتوان در تعداد و حتی نامگذاریاش حرفهایی زد. ولی از این جهت که این نوع نگاه به شعر نیما تازگی دارد، ارج نهادنی و قابل تامل است و میتواند زمینهساز پژوهشهایی دیگر باشد.
جورکش چهار مولفه «استغراق»، «ابژکتویته»، «وصف» و «روایت» را اساس کار نیما میداند. او «استغراق» و «ابژکتویته» (عینیگرایی) را از مولفههای پیش از سرایش و «وصف» و «روایت» را از ابزارها و تکنیکهای اصلی نیما در سرایش میداند و اینها را متمایزکننده شعر او از شعر کلاسیک برمیشمرد. همانطور که عرض کردم این دو فصل منسجمترین و بهترین بخش از کتاب جورکش است. ولی متاسفانه در فصلهای بعد، از این دقت کاسته میشود و طبقهبندی و فصلبندیهای دقیق او جای خود را به اظهار نظرهایی که بیشتر برآمده از ذوق است تا استدلال منطقی، میدهد. او در فصل «میدان دید تازه در عمل» میخواهد نظریه خود را با آوردن مصداقهایی از شعر نیما تثبیت کند و از آنجا که اصرار بیش از اندازهای بر نظریات خود دارد شعرهایی از نیما را مبنا قرار میدهد که جزو بهترین و پختهترین اشعار او نیست و مربوط به دوران گذار نیما برای رسیدن به مقصود اصلی خود است. جورکش با مصداق آوردن از منظومههای «قلعه سقریم»، «مانلی»، «پیدارو چوپان» و «مرغ آمین» میخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند. اصرار او بر نظریاتش مشکل عمده کتاب اوست امری که در فصل ششم با عنوان «پیجویی دستاوردهای نیما» که متن پیادهشده میزگردی است با حضور مولف و مرحوم آتشی و مشرف تهرانی (م. آزاد)، م. آزاد به آن اشاره میکند: «نکته این است که شما یک پیشفرض دارید که به آن اصرار میکنید و میخواهید بهعنوان یک امر مسلم در شعر نیما آن را اثبات کنید.»
در پنجمین فصل جورکش به نسبت شعر پیروان نیما با شعر و نظریات او میپردازد. او در این بخش سه شاعر را برمیگزیند: «میرزاده عشقی»، «احمد شاملو» و «مهدی اخوانثالث». اینکه چرا او این سه نفر را برمیگزیند؟ و یا اینکه چرا عشقی را جزو پیروان نیما میداند؟ مشخص نیست. عشقی را میتوان تاثیرپذیرفته از نیما قلمداد کرد ولی او اصلا فرصت نکرد که پیرو او باشد. ضمن اینکه بیشتر این فصل به شعر شاملو اختصاص دارد. گویا نامبردن از دو تن دیگر برای تنهانماندن شاملو است. جورکش میخواهد در این فصل بگوید که شاملو بهرغم ادعای خود نهتنها نوگراتر از نیما نیست بلکه محافظهکارتر از اوست و مقصود اصلی استاد خود در نوگرایی شعر فارسی را درنیافته است. همین موارد و دیگر پراکندهگوییهای مولف سبب میشود که بگوییم هرچه بر تعداد صفحات کتاب افزوده میشود از انسجام مطالب آن کاسته میشود. هرچند اگر از حق نگذریم جورکش در مقایسههای خود به نکات بسیار خوبی اشاره میکند.
در فصل ششم همانطور که اشاره شد متن پیادهشده مصاحبه مولف با دو تن از شاعران مطرح نوگرا آمده است که بهعلت اینکه متن نهایی از نظر مصاحبهشوندگان نگذشته است حشو و زواید زیادی دارد که خود جورکش هم به آن اشاره میکند.
در آخرِ کتاب هم گزیدهای از اشعار نیما به انتخاب مولف آمده است که تعداد اندکی دارد و بیشتر ناظر بر نظریات مولف گردآوری شده است. بههررو در برهوت نشر کتابهای تالیفی در حوزه پژوهش ادبی بهخصوص شعر معاصر، «بوطیقای شعر نو» کتاب حائز اهمیتی است و میراث خوبی است که مرحوم جورکش برای ما مشتاقان و علاقمندان به شعر فارسی از خود به جا گذاشته است، خداوند ایشان را رحمت کند.
تلاش نیما یادآور جستجوگر فرزانه ا��ست که برای افزودن حرفی بر دفتر فرهنگ ما بیش از سی سال به نظر و عمل پرداخت و خلوت گزینی او غیر از التزام شاعری به این دلیل هم بود که خود را در برابر کاخ نظمی می دید که دست بردن در هر خشتش تامل و تفکر همه عمر اورا می طلبید . بحرانی که امروز در شعر ما خود را نشان می دهد به دهه ی چهل و پنجاه ارجاع می دهیم اما نیما پنجاه سال پیش از این در شعر ما چیزی به نام بن بست را شناسایی کرده و شعر نو را به مثابه ی راه حل گام به گام برای گذر دادن هنر ملی از این راه کور پیشنهاد داده است