ذهن و عکاسی مجموعهای است مشتمل بر ۱۰۰ گفتار که نویسنده طی دورهای بالغ بر ۲۵ سال نگاشته است. با تلفیق مطالعات عکاسی و فلسفه ذن، شخص میآموزد از دوربین به عنوان راه ارتباطی عمیقی با جهان استفاده کند. اگر میخواهید خلاق باشید و عکسهای خود را به سطحی برسانید که دیگران از مشاهده لحظهها متأثر شوند، این کتاب در اختیار شماست.
کتاب که شامل صد گزین گویه در توصیف ارتباط میان عکاسی، تفکر، سکوت و تأمل است؛ با ۵۵ عکس شاخص از عکاسان مشهور دنیا همراه شده (که افزودهٔ نشر فارسی کتاب است)، تا از این طریق خواننده به تجسم ملموس تری از نوشتهها دست یابد. فصل پایانی کتاب، به بحث و گفتگوی میان پل مارتین لستر (نویسنده کتاب) و دانشجویانش میپردازد و آراء متقابل آنان را در خصوص مبحث ذن و عکاسی منعکس میسازد.
گفتارهایی کوتاه از پُل مارتین لستر که میتوانند هر خوانندهای –و نه فقط خوانندهی علاقهمند به عکاسی- را جذب کنند. از آن دست گفتارهایی که میشود روی تکه کاغذی کوچک نوشت و چسباند به گوشهای در دیدرس. و شاید ویژگی اصلی کتاب هم همین باشد، اینکه بهجای تشویق به عکاسی، آدمها را به رسیدن به حقیقت، زندگی و احساسات درونیشان تشویق میکند.
یک دانشجوی واقعی باش و شانس ها را دریاب. بر لبه ها زندگی کن. در مرز تلو تلو بخور. روی طناب بندبازی ورجه وورجه کن. و اگر افتادی از بادی که به صورت مسرورت می خورد لذت ببر
ذهن(ذن) و عکاسی/ پل مارتیل لستر/ ترجمه ی زانیار بلوری/ نشر حرفه نویسنده/ 128 صفحه/ چاپ سوم پاییز 1392/ تاریخ اتمام کتاب: چهارشنبه 23 فروردین 96 این کتاب با تمام کتاب های عکاسی که قبل از این خوانده بودم فرق می کند. کتاب شامل صد گفتار کوتاه از نویسنده است که در طی 25 سال نوشته است و بسیاری از این جملات هیچ ارتباط مستقیمی با عکاسی ندارند یعنی این کتاب، کتابی نیست که پر از جملات قصار درباره ی عکاسی (چه تکنیک چه ایده عکاسی) باشد. بسیاری از جملات این کتاب درباره ی نگاه به زندگی است... چیزی که ما عکاس ها گاه فراموش می کنیم. آن قدر غرق در فکر به تکنیک ها و نوردهی و ایده و غیره هستیم که یادمان می رود زندگی کنیم، جهان را ببینیم و لذت ببریم. به نقل از کتاب: " هدف راستین، آموختن عکاسی نیست. چگونه زیستن را باید آموخت." جمله ای دیگر از کتاب که بسیار پسندیدم : " مهم دیافراگم و لنز، قلم و کاغذ، نت و سیم، کاردک و گل نیست. آن چه مهم است خنده ی کودکانه، آغوش عاشقانه و قلب پذیرا است." . تقریبا تمام این صد گفتار کتاب تاثیرگذار، زیبا، مفید، تامل برانگیز و عمیق هستند. حرف هایی گفته شده که بسیاری از ما ممکن است فراموش کنیم و به آن ها دقت نکرده باشیم. واقعا عکاسی بسیار فراتر از انتخاب دوربین و لنز و تجهیزات و ... است و بسیاری از مردم در مواجهه با یک عکس خوب اولین سوالی که می پرسند این است: "دوربینت چیه؟" در حالی که همان دوربین اگر در دست فرد دیگری بود همان عکس گرفته نمی شد چرا که نگاه و پیش زمینه های ما متفاوت است، جاهایی که رفته ایم، کتاب هایی که خوانده ایم، فیلم هایی که دیده ایم و موسیقی هایی که گوش داده ایم بسیار بسیار تاثیرگذارتر از مدل دوربین و لنز و تجهیزات دیگر است. باید زندگی کنیم، دنیا را با چشم های خودمان واقعا ببینیم. تجربه کنیم و از این مسیر لذت ببریم. حرف های او آرامش زیادی به من داد و حال خودم و عکاسی ام را خوب تر کرد چرا که چند وقتی بود که بسیار سخت گیرانه و عقلانی به عکاسی نگاه می کردم و احساس را کم رنگ کرده بودم اما بهتر است سخت گیری مان در حدی نباشد که خودمان را اذیت کنیم و مانع رشد خودمان شویم. کتاب ارزش بارها خواندن را دارد چرا که هرکدام از گفتارها محتوای بسیاری دارند. جملاتی از این کتاب عالی: " زندگی پیچیده نیست. ذهن، آن را پیچیده می سازد. قلب به ذهن نشان می دهد که زندگی ساده است. ذهن را به سکوت وادار و به قلبت گوش بسپار". " هرگاه توانستی لذت و شادی را در پنجر شدن چرخی، وسط جاده ای متروک، خارج از شهر، در شبی طوفانی بیابی، به حقیقت نزدیکی." " آن چه بر تو مقدر است، روی خواهد داد. آرام باش، آسوده باش و لذت ببر. این است که هم سهل است و هم دشوار." " اگر پروردگار مهربان است، این همه رنج از چیست؟ اگر تو مهربانی، چرا رنج را در آغوش نمی کشی؟ " " خود را با سوال هایی چون "هنر چیست ؟" یا "هنرمند چه کسی است؟" مشغول مکن. هرچیزی هنر است و تو هنرمندی، هرگاه نگاه و کردارت از دل برآید." " انسان ها همه ویژه و یگانه اند. هرکسی چیزی برای بیان و ارائه دارد. هرگاه خود را بشناسی و قادر به اشاعه ی نیروی خاص خود شوی، آن گاه شخص خلاقی خواهی بود." " عکاسِ خوب بودن، شرط نیست بلکه باید انسان خوبی باشی که عکس می گیرد."
فرآيند عكاسى به قدرى ساده است كه گوريلى عكس ميگيرد و عكس اش بر جلد نشريه " نشنال جيوگرافى" چاپ ميشود. اما همين سادگى خود خطرى است. عكس گرفتن سهل است، احساس كردن دشوار.
بعضى از عكسها مثل عكس هاى جوئل استرنفلد ، گالينا سانكو و جف وال نظرم رو به خودش جلب كرد و لذت بردم
در مقدمه کتاب یک جمله هست که همان یک جمله خوب بود. الباقی یا مزخرف بود یا تکراری! شاید بتوان فلسفه اخلاق را در این یک جمله خلاصه کرد : آیا عمل شما سبب آزار کسی می شود یا نه؟