Jump to ratings and reviews
Rate this book

عشق‌نوازی‌های مولانا

Rate this book
قصد این کتاب نه شرح احوال و افکار مولانا، بلکه تنها طرح و توضیح خصیصه‌ای معین در طریقت عشق مولاناست. مولانا خدا را پرستشی عاشقانه می‌کند و در این سیر نیازمند چنگ زدن در دامن شیخی است که خلیفه و مظهر حق و محرم عالم عرفان و همدم عارفان عالم است و حق در آینه‌ی صورت وی مشاهده می‌شود. عشق او از ایمان راسخش به سزاواری و شایستگی مردان در نیل به مقام خلیفگی و خدانمایی آب می‌خورد و فقط آنان را که درّ و گوهر اسرار حق در باطن‌شان به جوش آمده مظاهر راستین انسان کامل می‌داند.

124 pages, Paperback

First published April 1, 2005

3 people are currently reading
69 people want to read

About the author

جلال ستاری

78 books69 followers
Jalal Sattari

جلال ستاری ( ۱۴ مرداد ۱۳۱۰ - ۹ مرداد ۱۴۰۰) محقق، اسطوره شناس و اندیشمند ایرانی است، وی بالغ بر ۹۰ جلد کتاب در زمینه‌های اسطوره شناسی، ادبیات نمایشی و نقد فرهنگی در طی ۵۰ سال به رشته تحریر در آورده، این کتب بعضاً از کتاب‌های مرجع و شاخص در زمینه‌های تخصصی خود هستند
وی در سال ۸۴ به پاس عمری تلاش فرهنگی نشان آفیسیه (نشان ادب و هنر فرانسه) را دریافت کرد.
.
از جمله آثار آقای ستاری می‌توان به «چشم انداز اسطوره»، «زبان رمزی افسانه‌ها»، «زبان رمزی قصه‌های پرشور»، «رمز پردازی آتش»، «اسطوره و رمز»، در زمینه اسطوره و روانشناسی، «حالات عشق مجنون»، «افسون شهرزاد»، «درد عشق زلیخا»، «عشق صوفیانه»، «پژوهش در قصه اصحاب کهف»، «پژوهش در قصه یونس و ماهی»، «پژوهشی در قصه شیخ صنعان و دختر ترسا»، «پژوهشی در قصه سلیمان و بلقیس»، «گفت و گوی شهرزاد و شهریار» و آثاری دیگر در این زمینه اشاره کرد.

وی همچنین در زمینه تحلیل مباحث ادبی و اسطوره‌‌ای ادبیات و فرهنگ ایران کتاب‌های «نمایش در شرق»، «نماد و نمایش»، «آیین و اسطوره در تئاتر»، «تراژدی و انسان»، «پرده داری و شبیه سازی»، «تقلید و تماشا»، تالیف و انتشار داد.

کتاب «در بی‌دولتی فرهنگ» وی نیز از جمله معدود تحلیل‌ها در زمینه وضعیت فرهنگ در دوره پهلوی است که از سوی نشر مرکز (ناشرعمده آثار آقای ستاری) به بازار کتاب عرضه شده بود

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
13 (35%)
4 stars
8 (21%)
3 stars
10 (27%)
2 stars
3 (8%)
1 star
3 (8%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Ali Niazi.
241 reviews31 followers
April 13, 2018
کتابی است که در کنار کتاب های شناخت مولانا بسیار موثر است
Profile Image for Azadeh A.
16 reviews13 followers
December 18, 2016
گرچه من و او به تن از هم دوریم، اما
بی‌تن و روح، هر دو یک نوریم
Profile Image for Shantia.
114 reviews13 followers
December 22, 2017
آخرهاي كتاب هست كه نوشته جون ميگيره. تا نيمه كتاب واقعا خوندنش ثقيله و نفس گير.
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
558 reviews1 follower
February 22, 2025


در کتاب مناقب‌العارفین احمد افلاکی و رسالۀ فریدون سپهسالار که از نخستین آثار مرجع دربارۀ زندگی و اندیشه‌های شمس و مولانا است، از عشق شمس تبریزی به دخترخواندۀ مولانا و ازدواج آن دو سخن رفته و آمده است:

منکوحۀ مولانا شمس‌الدین زنی بود جمیله و عفیفه؛ مگر روزی بی‌اجازت او زنان او را مصحوبِ جدّۀ سلطان ولد برسمِ تفرّج بباغش بردند، از ناگاه مولانا شمس‌الدین بخانه آمده مذکوره را طلب داشت؛ گفتند که جدّۀ سلطان ولد با خواتین او را بتفرّج بردند، عظیم تَولید و بغایت رنجش نمود؛ چون کیمیاخاتون به خانه آمد فی‌الحال درد گردن گرفته همچون چوب خشک بی‌حرکت شد، فریادکنان بعد از سه روز نقل کرد (افلاکی، ۱۳۶۲: ۲/ ۶۴۱-۶۴۲).

عبدالحسین زرین‌کوب با کمی تردید به این نقل احمد افلاکی نگریسته و می‌نویسد:

معلوم شد اولیای حق هم از اسارت در دام عشق در امان نمی‌مانند. به دنبال این عشق پیرانه‌سر، شمس ناخودآگاه اندک‌اندک دگرگونی یافت. رفت‌وآمد کیمیا به خارج از خانه را محدود ساخت و از تأخیر او به شدّت دغدغۀ خاطر می‌یافت و در حق زن خشونت می‌کرد. در این میان روزی به سبب تأخیر کیمیا که با زنان به باغ رفته بود، مشاجره‌ای طوفانی بین او و همسرش روی داد و سبب آن شد که مرگ، کیمیا را بعد از یک بیماری سه روزه از او بگیرد... و شمس برای همیشه مولانا را ترک گوید (زرین‌کوب، ۱۳۹۰: ۱۳۶ الی۱۴۰).

شاید این نگاه متفاوت دکتر زرین‌کوب به چگونگی وفات کیمیاخاتون سبب شده باشد که سعیده قدس در رمان «کیمیاخاتون» شمس تبریزی را انسان حسود و خشمگینی معرفی کند که همسر جوانش را به علّت آن‌که بی‌اجازه به گردش در باغی رفته بود آن‌قدر کتک می‌زند که زن بینوا جان می‌سپارد و آن‌گاه خود ناپدید می‌شود. چنان‌که جلال ستاری نیز در پاورقی «عشق‌نوازی‌های مولانا» در عبارتی جالب و قابل تأمل می‌آورد:

خانم سعیده قدس در رمان کیمیاخاتون، که بر مقولات عرفانی وقوفی روان‌شناختی دارد، خواسته بسیاری از اسرار و نادانسته‌های زندگی دو اسطورۀ عرفان جهان را بی‌نقاب کند (ستاری، ۱۳۸۴: ۸۰-۸۱).

ستاری در این کتاب مختصر و خواندنی، که در رابطه با طریقۀ عشق نزد مولانا و شمس است، به خوانندگان نشان می‌دهد جدای از آن‌که مذهب مولانا و شمس را مذهبِ عشق نامیده‌اند و گذشته از درستی یا نادرستی نظر خانم قدس، حالات این دو عارف ایرانی متناقض بوده و گاهی نیز زن‌گریز و حتی زن‌ستیز می‌شده‌اند! مولانا و شمس به زن بی‌التفات نبودند و باآن‌که گاهی او را پرتو حق می‌شمردند، اما این لطف و عنایت هیچ‌گاه از نوعی احساس بی‌اعتمادی در حق زن که با تحقیر و کوچک شمردن و فروداشت پهلو می‌زند، خالی نیست (همان: ۷۵ الی۷۷).

شمس در برابر خصم، بردبار و مداراجو بود. جهودان را دعا می‌کرد و کافران را دوست داشت، اما همین مرد زن را که نه جهود است و نه خصم و نه کافر، صاحب نفسکی پلید تاریک ژنده می‌داند: نفس، طبع زن دارد؛ بلکه خود زن، طبع نفس دارد. «شاوِروهُنّ و خالِفوهُنّ». یا رسول‌الله می‌فرمودی که مشورت کنید، خاصه در کاری که منفعت و مضرت آن عام باشد. اکنون اگر مردی نیابیم با آن مشورت کنیم، آنجا زنان باشند چون کنیم؟ می‌فرماید که با ایشان مشورت کنید هرچه گویند ضد آن بکنید. از زن شیخی نه آید. هیچ از او نیاید. اگر فاطمه یا عایشه شیخی کردندی، من از رسول علیه‌السلام بی‌اعتقاد شدمی. الا نکردند. زن را همان به که پسِ دوک نشیند در کنج خانه، مشغول به خدمتِ آن‌کس که تیمار او کند. اگر زنی را بالای عرش جا دهند و او را از ناگاه نظری به دنیا افتد و در روی زمین، قضیبی [آلت مرد] را برخاسته بیند، دیوانه‌وار خود پرتاب کند و بر سر قضیب افتد، از آنک در مذهب ایشان بالاتر از آن چیزی نیست (همان، ۱۳۸۴: ۷۷ الی۷۹؛ افلاکی، ۱۳۶۲: ۲/ ۶۴۰-۶۴۱).

منابع:

_ ستاری، جلال، ۱۳۸۴، عشق‌نوازی‌های مولانا، تهران، مرکز.

_ افلاکی، شمس‌الدین احمد، ۱۳۶۲، مناقب‌العارفین، به کوشش تحسین یازیجی، تهران، دنیای کتاب.

_ زرین‌کوب، عبدالحسین، ۱۳۹۰، پله‌پله تا ملاقات خدا، تهران، علمی.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.