برگرفته از كتاب اعترافات ژنرال به نويسندگی خودش. شايان ذكر است اين كناب در سال 1362 ه ش در پاريس تحت نام حقايقی از بحران ايران به چاپ رسيد . اجدادم از بعد حمله روسها از قره باغ آذربايجان به تبريز آمده و ساكن شدند . من در تبريز و در محله قره باغيها به دنيا آمدم – ١٢٩٧ – پدرم كه تاجر بود در ١٣٠٨ درگذشت . برادر بزرگم بعدها سپهبد جواد قره باغی شد و برادر كوچكم سروان رضا قره باغی در منطقه اشنويه بدست بارزانيها كشته شد . خرداد ١٣١٥ وقتی در با رتبه ممتاز دبيرستان نظام را در تبريز تمام كردم. اسناندار وقت فهيم الملك يك قبضه شمشير و سرهنگ قلعه بيگی جايزه با انضباط ترين شاگرد را به من داد . سپس راهی تهران شديم . دانشكده افسری سی نفر از برگزيدگان دبيرستانهای نظام كشور برای تشكيل كلاس به همراه وليعهد انتخاب شديم و بعدها برای دوره به سويس رفتيم . كه معاون دسته فوق با فريدون جم ( شوهر شمس ) بود كه دوره افسری را در سن سير فرانسه گذرانده بود . در پايان دوره نفرات زير رتبه آوردند - علی قوام - شوهر اشرف . كه بعد از شهريور ١٣٢٠ از ارتش كناره گرفت - حسين فردوست. عباس قره باغي - فتح ال…مين باشيان – كه در سال ١٣٤٥ رئيس ستاد ارتشداران شد در سال ١٣٢١ برای تشكيل سازمان گارد سلطنتی انتخاب و در ضمن به ادامه تحصيل پرداختم . ١٣٣٢ فارغ التحصيل دانشكده حقوق – تهران ١٣٣٣ دكترای حقوق – پاريس و رتبه اول دوره عالی دانشگاه جنگ فرانسه بعدها در ايران فرمانده دانشگاه نظامی بودم . تدريس ميكردم و در ستاد ارتش هم مشاغلی داشتم . كه به ترتيب :شهريور ٤٤ فرمانده لشكر گارد مهر ٤٧ ريس ستاد نيروی زمينی مرداد ٥٢ فرمانده سپاه يكم كرمانشاه ارديبهشت ٥٣ فرماندهی ژاندارمری شهريور ٥٤ دريافت ارتشبدی وزير كشور در كابينه شريف امامی و ازهاری ١٤ دی ٥٧ رياست ستاد بزرگ ارتشداران . 1۳۵۷/۱۰/۲۵ قره باغی : اعلام ميكند كه ارتش كودتا نخواهد كرد . ۳۵۷/۱۱/۲ قره باغی : ارتش از دولت قانونی بختيار حمايت خواهد كرد . ۱۳۵۷/۱۱/۱۶ قره باغی در مراسم سوگند دانشجويان دانشكده افسری بجای سوگند برای حفظ قانون اساسی از ( حقوق اساسی ) نام ميبرد . ۱۳۵۷/۱۱/۲۱در دفتر بازرگان گفته ميشود كه وی با قره باغی و بختيار ومذاكرات داشته و استعفای بختيار را گرفته است . ۱۳۵۷/۱۱/۲۱ اداره دوم ستاد ارتش به قره باغی گزارش ميدهد كه فرماندهی مركزآموزشهای هوائی { همافران } را مسلح كرده و به آنها دستور داده شده به پرسنل گارد سلطنتی حمله كنند . كه در اين درگيری تمامی همافران كشته ميشوند .صبح ٢٢ بهمن ١٣٥٧ ساعت ١٠:٣٠امضای متن اعلام بيطرفی ارتش - همان كتاب ص ٣٦٥به همراه امضای مقدم – فردوست – حاتم – محققی – خسروداد - رحيمی – حبيب اللهی فيروزمند – شفقت - كاظمی – پژمان – ربيعی در ساعت ١١ با قره باغی تماس برقرار شد و به من گفت: ارتش بيطرفی خود را اعلام كرده است . و من گفتم :حدس زده بودم . !روزنامه جمهوری اسلامی شماره ٦٩ چهارشنبه ٣١ مرداد ١٣٥٨از قول سپهبد فيروزمند :بعد از اعلام بيطرفی قره باغی دستور داد در عين بيطرفی از ورود افراد غير نظامی به پادگانها و سازمانهای ارتشی جلوگيری كنيم . ويليام سوليوان : دو نفر از بحث سياسی دوری ميكردند؛ دريادار حبيب اللهی فرمانده نيروی دريائی و ژنرال قره باغی . قره باغی به زبان انگليسی آشنا نبود و به فرانسه صحبت ميكرد . و اين برای من هم فرصت خوبی بود تا فرانسه حرف بزنم . روزهای آخر جلسه مشتركی با حضور قره باغی و بازرگان رئيس دولت موقت ژنرال هايزر كه بعد از تشكيل اين جلسه ( اعلام بيطرفی ) از موضوع آگاه شده بود سعی كرد قره باغی را منصرف كند ولی تلاش او بيفايده بود
قره باغی بیشتر از آنکه در پی روایت خود از روزهای منتهی به انقلاب باشد در تلاش برای نقش دهی به اقدامات شخص شاپور بختیار و ارتباط آن با پیروزی انقلاب است، از این جهت کتاب در فصول آخر بیشتر به تطبیق دادن اظهارات بختیار در سال57 با متن خاطرات او می پردازد، ولی نکته مهمترعدم درک واقعیت خود انقلاب از طرف بلندمرتبه ترین مقام نظامی رژیم شاه در روزهای منتهی به 22 بهمن دارد، قره باغی چنان روایتی از روزهای سقوط دارد که گویا خبری از طوفان انقلاب نیست و در این راه توده میلیونی مخالفین اراذل و اوباشی بیش نیستند، تو گویی با بخشنامه و اقدامات سریع و اعمال محدودیت های رسانه ای می توان کار را یکسره کرد، آنهم از دید کسی که خود سه ماه قبل از پیروزی انقلاب به فرار روزانه هزار سرباز وظیفه از پادگان های ارتش اذعان دارد، ارتشی که مهمتر از هر سلاحی انگیزه و دلیلی برای مقاومت در برابر انقلابیون ندارد و از این جهت به خوبی می توان به ناگزیری صدور اعلامیه بی طرفی شورای فرماندهین ارتش در ظهر 22 م بهمن پی برد و البته در این میان اهمیت مذاکرات چند ماهه برخی انقلابیون به خصوص سران نهضت آزادی با برخی سران رژیم شاه و در راسش تیمسار مقدم ،آخرین رئیس ساواک و البته امریکایی ها، در مهار کردن خشونت ارتش و دست آخر پیروی انقلاب.
صفحات آخر کتاب را برای پدرم بلندبلند خواندم. خوشحالم که توانستم نسخهی فیزیکی چاپ اول کتاب را پیدا کنم (۶۰۰ ریال را حدود ۳۰۰ تومان خریدم ☹️ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)
باری، کتاب «اعترافات ژنرال» که درواقع بازچاپی از کتابی با عنوان «حقایق دربارهٔ بحران ایران» به قلم ارتشبد عباس قرهباغی، آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، است کوششی است درجهت بهدست دادن روایتی از تاریخ معاصر ایران و بهطور خاص، وضعیت نیروهای مسلح شاهنشاهی در روزهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷. نویسنده در ابتدا به معرفی خود و شرح زندگینامهاش پرداخته و سپس وقایع تاریخ معاصر را از زمان تشکیل دولت جعفر شریفامامی تا صبح روز ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ به رشتهی تحریر درآوردهاست.
قرهباغی به وضعیت نیروهای مسلح در برهههای مختلف توجه ویژهای دارد و در جایجای کتاب بهتفصیل دربارهی وضعیت ارتش شاهنشاهی و سایر نیروهای مسلح در بازههای زمانی مختلف (زمان تشکیل دولت نظامی، پیش و پس از خروج شاه از کشور، هنگام به قدرت رسیدن بختیار و درنهایت پساز بازگشت آیتالله خمینی به ایران) سخن میراند. جزئیات جالبتوجهی هم برای خواننده دارد؛ دلیل نارضایتی همافران و علت پیوستن آنها به انقلابیون را بیان میکند، دربارهی مأموریت ژنرال هویزر در ایران صحبت میکند و در پایان هم شرح دقیق و لحظهبهلحظهی سقوط تهران در ۲۱ و ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و جلسهی شورای عالی نیروهای مسلح را مانند یک سند پرجزئیات و مفصل تاریخی توضیح میدهد.
نقطهی قوت دیگر کتاب، استناد قرهباغی به اعترافات خود سران دستگیرشدهی ارتش و مطالب روزنامههای داخلی و خارجی است. این از آنجا مهم است که قرهباغی گویی این کتاب را بهمثابه جوابیهای به کتابهای «۳۷ روز پس از ۳۷ سال» و «یکرنگی» شاپور بختیار نوشتهاست. خواندن آنها پساز خواندن این کتاب باید جذاب باشد! 😁
اما از آنجایی که «اعترافات ژنرال» یک بازچاپ است خالی از اشکال نیست. انتشارات نی مقدمه و پیام پایانی قرهباغی را از کتاب حذف کردهاست لکن متن اصلی کتاب بدون تغییر باقی مانده و حتی ویرایش شدهاست که تا حد امکان اغلاط نگارشی و تایپی نسخهی اصلی گرفته شود (مقدمه و پیام پایانی را نخوانید هم ضرر نکردهاید!) علاوهبر این، در پایان هر فصل و همچنین در آغاز کتاب، انتشارات مطالب «تکمیلی!» خود را چاپ کردهاست که خب اگر خواستید، بخوانید و رد شوید. ترکیبی است از مفاهیم زیر: «ما خوبیم، انقلاب خوبه، شاه بده، آمریکا و انگلیس و فرانسه و اسرائیل بدن» و البته سعی شده که قرهباغی را به تناقضگویی بکشاند که خب قضاوت میزان موفقیت آنها در این موضوع به عهدهی خواننده است (باری، شاید همین مطالب مجوز چاپ این کتاب شدهاست!)
سرانجام، «اعترافات ژنرال» کوششی است ستودنی، خواندنی و احتمالاً کمقدردیده یا قدرنادیده جهت بهدست دادن تصویری از وضعیت ارتش و سایر نیروهای مسلح شاهنشاهی و اقدامات ارتشبد قرهباغی در بحبوحهی انقلاب ۵۷ و واپسین روزهای حکومت پهلوی.
ارتشبد عباس قرهباغی متولد ۱۲۹۷ تبریز پس از اتمام دوره دبیرستان نظام، در دانشکده افسری همدوره محمدرضا پهلوی بود. او فارغالتحصیل رشته حقوق دانشگاه تهران، دورۀ دکترای حقوق دانشگاه پاریس، دورۀ عالی دانشگاه جنگ و دورۀ ستاد مشترک از فرانسه بود. او در چهاردهم دیماه سال پنجاه و هفت به ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد از متن کتاب ص ۱۳ – در تاریخ ۲۸ مرداد سال پنجاه و هفت، سینما رکس آبادان به آتش کشیده شده و در حدود ۴۸۰ نفر کشته شدند ص ۲۲ - در هفده شهریور سال پنجاه و هفت، در میدان ژاله تهران ۸۶ نفر کشته و ۲۰۵ نفر زخمی شدند ص ۳۰ – نقل از کتاب «پاسخ به تاریخ» : در اواخر آذرماه، سناتور محمدعلی مسعودی به من گزارش داد که جرج لامبراکیس، دبیر اول سفارت آمریکا در تهران به وی گفته است : به زودی در ایران یک رژیم جدید وجود خواهد داشت ص ۷۳ – در روز عاشورا مصادف با بیستم آذرماه در پادگان لویزان گارد شاهنشاهی، در اثر حمله طرفداران انقلاب، بیست و هفت افسر، چهل و یک درجه دار و چهار سرباز کشته شدند ص ۱۰۴ – به نقل از ابراهیم یزدی : برژینسکی مدت شش ساعت با شاه تلفنی مذاکره کرد و متعاقب آن دولت نظامی ازهاری روی کار آمد ص ۷۹ – در نهم دی ماه شاپور بختیار مأمور تشکیل کابینه شده و در دهم دیماه ازهاری استعفاء داد. مدت زمان دولت ازهاری پنجاه و پنج روز بود که پانزده روز آخر آن وی بیمار و بستری بود. ازهاری از کشور خارج شد ص ۸۲ - ... در حدود پنج ماه است همه تلاش میکنیم ولی عملاً ثابت شده است از دست کسی کاری ساخته نیست ص ۹۲ – ارتشبد غلامعلی اویسی از سال پنجاه و یک فرمانده نیروی زمینی بود. ص ۱۰۷ – نام ارتشبد غلامعلی اویسی با ذکر مبلغ دویست و هشتاد میلیون تومان در بین خارج کنندگان ارز بود که به طور ناگهانی از کشور خارج شد ص ۹۵ - تعداد همافران نیروی هوائی در حدود دوازده هزار نفر بود