این کتاب و رمان پایانی پوراحمد دو روی یک سکهاند. هر دو زندگینامهای خودنوشتند اما نخستین به درازای بیست سال پس از انقلاب و دومی رمانگونهای نوشته شده چهل سال پس از انقلاب. دگرگونی پوراحمد بین این دوکتاب شگفتانگیز است. انگار پس از چهل سال خود او هم تازه دانسته بر سر او و بر سر ایران چه رفته و ویرانی چگونه در کمین آن سرزمین نشسته بود. در کتاب کودکی نیمهتمام او از سختیهای کار در پیش و پس از انقلاب میگوید، گویی تفاوتی نیست و نبود و همین است که هست اما در دومین کتابش آن تفاوت از زمین تا آسمان را میبیند. هر دو کتاب داستان دوران سخت سپاهی دانش او در روستایی کوچک و خشک است، اما نگاه نخست کجا و نگاه دوم کجا. هر دو کتاب را باید با هم خواند تا این دو داستان دو نیمه بهم بپیوندند و دگرگونی نویسنده و روشن شدن پیشامدها آشکار شود.