این کتاب کولاژی از منابع مهم درباره زیباشناسی و فلسفه هنر به زبان فارسی و انگلیسی است. عنوان فرعی این کتاب به خواننده اعلام میکند که مشغول مطالعه جستارهایی پدیدارشناسانه درباره هنر و زیبایی است، اما در عمل این اتفاق نمیافتد.
کتاب هنر و زیبایی از آن رو اهمیت دارد که اغلب دانشجویان فلسفه هنر و هنر به زبان انگلیسی تسلط کافی ندارند. به همین علت از چاپ این کتاب و مطالعه آن برای به انجام رساندن پروژههای دانشگاهی خود سود میبرند. این کتابی درسی است که نگارنده علیرغم ادعایی که در پیشگفتار کرده، بدون دیدگاه و نگرشی خاص به شکلی شتاب آلود (همانطور که مولف تاکید کرده) نوشته شده است.
به هرحال خلا موجود و عدم دسترسی به منابع و از طرف دیگر تسلط نداشتن علاقهمندان این مباحث به زبانهای خارجی باعث شده تا این کتاب بوسیله صنعت چسب و قیچی منتشر شود و حتی مورد استفاده بسیاری از دانشجویان هم قرار گیرد. اما اگر این نکته ذکر نشود کمی بیانصافی است. چون این کتاب از معدود منابع فارسی است که مباحث مربوط به زیباشناسی و هنر را به شکلی جامع و موجز در یک مجلد بیان کرده است.
این نکته هم ناگفته نماند که این کتاب تنها برای مطالعه کسانی مفید است که تا به هیچ اثر دیگری درباره فلسفه هنر و زیباشناسی مطالعه نکردهاند. «هنر و زبیایی» از این نظر کتابی مفید است. خواننده میتواند با خواندن این کتاب به اطلاعاتی مقدماتی در زمینه هنر و فلسفه هنر دست یابد و با اندیشه هنر از فلسفه یونان باستان تا متفکران متاخری چون دریدا و فوکو آشنا شود. یکی دیگر از نکات مثبت این کتاب کتابشناسیهای فارسی و انگلیسی است که مولف برای هر فصل آورده است.
کتاب هنر و زیبایی، دایرهالمعارف مفاهیم پدیدارشناسی، فلسفۀ هنر و چندین بحث مشابه است. کار نویسنده در جمعبندی و تدوین مطالب ارزنده است. وی در نهایت، توانسته از دل هزاران مطلب پیچیده و طولانی، سلسله مباحثی را گلچین کند که برای عموم و متخصصین کاربردی باشد. ویژگی کتاب در توضیح و بسط بیش از حد فلسفه است که گاه ادبیت موضوعِ مورد پژوهش را در بر میگیرد. نگاه به هنر از زمان رواقیون و ارسطو و افلاطون پیگیری میشود تا دورۀ معاصر و اندیشمندانِ فلسفه و زبانشناسی و جامعهشناسی و دیگر دانشها. سهم شوپنهاور، هگل، هایدگر، نیچه و گادامر از پدیدارشناسی بیش از دیگران است. هنر در سیر تاریخی خود تحولات بیشماری را پشت سر گذاشته است. زیباییشناسی، موضوعی داغ و جدید است که در هنر کهن و جدید حضوری متفاوت دارد. قواعد ثابت در دوران کهن، اجازۀ حضورِ پر رنگ را به زیباییشناسی نمیداد، زیرا هر چیز بر اساس ضروت بود. هنر شکلی از بیان محسوب نمیگردید و سرچشمۀ هنر یعنی هنرمند و احساسات و حالات درونی او تفسیر نمیشد، اما از رنسانس به بعد ذهنیت هنرمند و مخاطب و جهان جزء لاینفک هر نوع تحلیلی به شمار میرفت. خلاقیت و ابداع و نوآوری در سایۀ نگاهِ نبوغآمیز، خصلت بارز ادبیات نوین است و آموزههای کانت شدیداً بر این عنصر اصرار داشت. و در نهایت آنچه موجب گسست هنر از عصر قدیم میگردد، ویژگی بیهمتایی و بیمانندی اوست که یگانگی و وحدت را در پی دارد. همین عامل موجب برتری هنر بر طبیعت و شگفتآفرین بودن آن میشود. نوعِ رمان کالبدیست برای اثبات این حقیقت که زندگی از زبانِ هنر و بدون کاربست شعر روایت گردد. داوریهای ذوقی از قرن 17 موجبات ظهور علمِ زیباییشناسی را فراهم نمود. دیگر هنر در برابر علم، مادههای پژوهشی فروانی داشت و از عینیت و انتزاعی که کانت برای آن تعیین کرده بود، تغذیه میشد. اصلیترین تحول هنر در ظهور همین زیباییشناسیست که هنر را چیزی درونبود و خوداتکاء میداند که فاقد فرجام بیرونیست و مرزهای خود را بهطور مشخصی از دیگر علوم جدا کرده است. بحث مهم در زیباییشناسی، ذهنیت و کیفیت دریافت است که تا کنون نیز از جمله بحثهای داغ هنر محسوب میگردد. کمتر بحثی را میتوان یافت که از قرن هفده تا کنون اینگونه رواج داشته باشد. پدیدارشناسی و علم هرمنوتیک به دنبال اثبات این حقیقت است که فرآیند خوانش، کاملاً چیزی نسبی و متکی به خواننده است. شرایط و احساسات، زمان و مکان و دانش قبلی، از مهمترین عناصرِ دخیل در دریافت متون است. به قول ویتگنشتاین و هایدگر، گسترۀ دانش و دریافت هر کس به اندازۀ زبان اوست و زبان خانۀ هستی انسان است. زیباییشناسی دریافت با استعانت از روانکاوی و زبانشناسی، به بررسی چنین عواملی میپردازد. «به اعتقاد هیوم زیبایی از متعلقات احساس و ذهن است. زیبایی شیء نیست بلکه حالتی است در درون ما و هم از این روست که هر ذهنی زیبایی متفاوتی درک میکند.» (ص 204)
مباحث مختلفی در این کتاب مطرح گردیده که همگی از جمله مباحثِ زنده و داغ هنر در عصر امروز است. با توجه به تاریخ انتشار کتاب، این کتاب را میتوان از معدود کتابهای پیشرو در چنین مباحثی دانست. حجم قابل توجه فیش برداریام، لااقل برای من دید مثبتی از این کتاب را به همراه داشت.