نگرشی نو در تحلیل مسائل اجتماعی / دانیلین لوزیک / تهران: امیرکبیر، چاپِ اول 1383 مسایل اجتماعی مسایل اجتماعی - ایالات متحده ادراک اجتماعی ادراک اجتماعی - ایالات متحده
«سعید معیدفر» [مترجم] در پیشگفتار این کتاب توضیحاتی ارائه داده است که شاید خلاصهی آن چنین باشد: بررسی مسائل اجتماعی از عمدهترین مباحث جامعهشناختی است که بهتدریج نیز بر توجه به آن افزوده شده است. این شاخه از جامعهشناسی در سطحی کلان به تبیین معضلات عمدهی اجتماعی میپردازد. - چگونه اینکار انجام میشود؟ اینگونه که در چهارچوب نظریههایی جامعهشناختی، مسئلهی مورد نظر را تعریف و روند شکلگیری آنرا تحلیل میکنند تا بتوانند برای حل آن مسئله راهکارهایی ارائه کنند. اما نظریههای جامعهشناختی که مورد استفاده قرار میگیرند متعددند، و این نظریهها نیز متأثر از دیدگاههایی مختلف مانند دیدگاههای کارکردگرایی، تضادگرایی و انتقادی هستند که عوامل آشکار یا پنهان [ساختاری] یا ذهنی [نسبی] را در رویکردهای پژوهشی خود بهکار میگیرند. [9] - تعریف ما از «واقعیت اجتماعی» چه تأثیری بر اهمیتیافتن دیدگاههای جدید پژوهشی دارد؟ اگر «واقعیت اجتماعی» را ذهنیت تعمیمیافتهی نسلهایی پیدرپی از یک موضوع بدانیم، آنگاه به اهمیت کاربردی دیدگاههای جدید پی خواهیم برد. دیدگاههای عمدهای مانند: برچسبزنی و سازهگرایانه.
«معیدفر» معتقد است: امروزه مشکلات اجتماعی ایران چنان پیچدرپیچ شده که تعیین اولویت برای مسائل آن زیر سؤال رفته است حال آنکه در تحلیل مسائل اجتماعی، توجه به اولویتها بدیهیترین نکته در آغاز هر بحثی است زیرا از سرگردانی در نقاط شروع مباحث جلوگیری میکند. چرا در ایران با چنین سردرگمی مواجه شدهایم؟ زیرا در بررسی مسائل اجتماعی به جنبههای ذهنی پژوهشهایمان کمتوجه هستیم. حال با توجه به این توضیحات، «معیدفر» معتقد است ترجمهی این کتاب میتواند به درک بهتری از مسائلمان کمک کند. چون «دانیلین لوزیک» در این کتاب با دیدگاه سازهگرایانهی خود بر این نکته تأکید داشته است که مسائل اجتماعی مستقل از ذهنیتهای بازیگران آن نیستند. [10] و بین «واقعیت اجتماعی» با «مسئلهی اجتماعی» تفاوتهایی وجود دارد؛ مانند این موضوع که قرنها تعداد قابل توجهی از انسانها در فقر میزیستهاند اما بسیار از انسانها باور نداشتهاند [و چهبسا ندارند] که فقر یک مشکل اساسی و اولویتدار است. آیا شایعبودن یک موضوع کافی است تا آنرا یک مسئلهی اجتماعی نیز تلقی کنیم؟ خیر، زیرا میزان توجه افکار عمومی به آن موضوع اهمیت بیشتری دارد و تا این توجه جلب نشود ارادهی جمعی لازم نیز برای بررسی و حل آن شکل نخواهد گرفت. اگر این توجه و اراده شکل نگیرد عملاً موضوعی بهعنوان «مسئله»ی اجتماعی نیز وجود نخواهد داشت. حال نکتهی قابل توجه دیگری نیز وجود دارد، و آن اینکه میان مشکلات اجتماعی نیز رقابت وجود دارد، رقابت برای اینکه هریک زودتر به «مسئلهای اجتماعی» برای جلب توجه تبدیل شوند. زیرا جوامع برای رویارویی با معضلات متعدد خود با محدودیت منابع مواجهاند پس باید تعداد معدودی از مشکلات را بهعنوان «مسائل اجتماعی» مهم خود انتخاب کنند. - این انتخاب متأثر از کدام عوامل است؟ متأثر از تلاش مدعیان و فرایندی است که میان آنها با مخاطبانشان شکل میگیرد. فرایندی که مسائل اجتماعی را شکل میدهند. - حال اگر میان مدعیان و مخاطبان آنها در یک جامعه گسست ارتباطی وجود داشته باشد چه اتفاقی میافتد؟ در اینصورت خواهیم دید با آنکه آن جامعه با مشکلات متعدد و پیچیدهای مواجه است اما اینگونه رفتار میشود که گویی آن جامعه فاقد «مسئله»ی اجتماعی است. اما هنوز هم میتوان با رویکردهایی کارکردگرایانه و انتقادی برای آن جامعه مسئله-تراشی کرد، اما این مسائل «مسائل اجتماعی» نخواهند شد و مواجههی لازم برای بررسی و حلشان شکل نخواهد گرفت.
«معیدفر» خواندن این کتاب را توصیه میکند زیرا ابعاد کاربردی آن زیاد است و حتی در شناخت معضلات برنامهریزی اقتصادی و تربیتی یاری رسان است. شناخت دیدگاه سازهگرایانهی اجتماعی، برای تحلیل مسائل اجتماعی از دیگر کاربردهای این کتاب اعلام شده است. [11] و چون موضوع اصلی مباحث این کتاب: نحوهی نگرش به مسائل اجتماعی و تحلیل آنها است، حتی خواندن مباحث مربوط به مصادیق جامعهی توسعهیافتهای مانند آمریکا نیز برای مخاطبان ایرانی آن مفید تلقی شده است. [12]
*هنوز متوجه نشدهام که پینوشتهای هر فصل و ضمیمهی نظری که مؤلف کتاب از آن بهعنوان یک جلد مجزا و مهم در دل کتاب یاد میکند [15] در ویرایش فارسی کتاب دقیقاً چه شده و کجا است؟!