عطاالله مهاجرانی (زادهٔ ۲ مرداد ۱۳۳۳ در اراک) نویسنده و سیاستمدار ایرانی است. وی نماینده شیراز در دوره اول مجلس شورای اسلامی، در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی معاون پارلمانی نخست وزیر و در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی معاون پارلمانی رییس جمهور شد. در دوره اول ریاست جمهوری محمد خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد که بعدا از آن استعفا داد. او از چهرههای تأثیرگذار در شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی است و روابط نزدیکی با غلامحسین کرباسچی شهردار سابق تهران دارد. وی هم اکنون عضو هیئت علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس است. همسر او جمیله کدیور و برادر زنش محسن کدیور از فعالان سیاسیاند.
محرّمِ سه-چهار سال پیش بود که موقع خواندن فصلهای پایانی، عزیزتر از جانی این کتاب را به شکل نهچندان-دموکراتیکی از من کادو گرفت و من هم نتوانستم دو-سه فصل باقیمانده را تمام کنم. یکجورهائی مانده بود روی دلام خواندن این بخشها خلاصه. پارسال که کتاب را دوباره خریدم، گذاشتماش تا محرّم که شد از اوّل بخوانماش و همینطور هم شد و دوباره شیرینیِ قلم نویسنده من را برد به محرّم همان روزها
حقیقتاش این است که «تاریخدانی» و «پیراستهنویسی» معمولاً در یک نفر جمع نمیشوند و مهاجرانی از این بابت قدری استثنا ست. تسلّط مؤلّف به منابع تاریخ اسلام آدم را یاد قلم مرحوم سیّد مرتضی عسکری میاندازد و قدرت تحلیلاش سطح کتاب را از نوشتههای مرسوم مرتبهای بالاتر میبرد. اگر نگاهی به فصلبندیِ کتاب بیندازیم [ «ریشهها»/ «دگرگونی باورها و ارزشها»/ «ماهیت و مبانی ساختار حکومت معاویه»/ «سلطنت معاویه و سبّ علی (ع)»/ «ولایتعهدی یزید»/ «مرگ معاویه»/ «طلایهی انقلاب»/ «انقلاب عاشورا» ] خواهیم فهمید که هدف مهاجرانی فراتر از روایتِ عاشورا یا مقتلخوانی، تحلیل زمینه و زمانهی شکلگیری و واکاویِ ریشههای این تراژدی سوزناک است
بحث اینجا ست که «چرا» این اتّفاق در دل تاریخ به وقوع پیوست و نه این که این حادثه «چهگونه» و به چه صورتی بر صفحهی تاریخ رقم خورد. تمرکز نویسنده در این میان بیشتر بر حکومت بنیامیّه ( کمی عثمان و بیشتر معاویه ) و انحرافات خاصّ این دوران است. کتاب لابد بنا بر ملاحظاتی چندان متعرّض انحرافاتِ سالهای خلافتِ دو خلیفهی نخستین اهل سنّت نشده است
هر وقت نوشتهای از مهاجرانی میخوانم و یا سخنرانیای از او میبینم، بیشتر حسرت میخورم از اینکه چرا چنین کسی بایست وارد وادیِ سیاست از نوع ژورنالیستی آن میشد... و خب اغلبِ نخبگان قدر خود را نمیدانند
مهاجرانی سعی کرده کتابی به فرم قیام حسین مرحوم شهیدی بنویسد، اما در ارائه دادن تصویری کلی از مختصات جامعه مسلمانان قبل از واقعه عاشورا به هیچ وجه به پای آن کتاب نمی رسد، حتا در دو فصل آخر کتاب که نویسنده نیم نگاهی هم به هدف شناسی عاشورا دارد فراتر از نقل چند حدیث پیش نمی رود و تلاشی که نویسنده در جمع دو نظریه حکومت و شهادت سیاسی کرده بسیار ساده انگارانه می نماید.
عاشورا موضوع منحصر به فرد و بی نظیری است؛ نیز حاضران آن لحظه و نقطه. نوشتن درباره اش بسیار سخت است؛ نیز شنیدن و خواندن درباره آن. زمان اما گرد فراموشی پاشیده است بر پیکرش و آگاهی از حقیقتش دشوار به نظر می رسد. منابع بسیار است و اطمینان اندک. غور در روایت های متعدد و متناقض شاید مفید باشد برای قرب به واقعیت؛ به آن چه در آن لحظه و نقطه از تاریخ می گذرد. عطاالله مهاجرانی تاریخ دان است و مشرف به منابع و مواخذ. منصف است و محقق. دست به قلم شده است برای سیاهه کردن یک روایت تازه اما مدققانه و محققانه. نام انقلاب نهاده است بر آن لحظه و با تکیه بر منابعی که انگشت شماری از آن به زبان فارسی، یک اثر جدی را به نگارش درآورده شاید تکراری اما مستند و مستدل. «انقلاب عاشورا» اگر به شنیدن صدای مهاجرانی عادت داشته باشید با آن نطق های بلیغ و فصیح، حتما این کتاب آن بلاغت و فصاحت را برایتان یادآور است و خواندنش برای آن ها که دقیق هستند دلنشین.
نويسنده به خوبي شرايط اجتماعي و سياسي دوران حكومت معاويه و يزيد را ترسيم كرده است. دوراني كه در كمتر از ٥٠ سال ديگر چيزي به جز اسم از اسلام باقي نمانده بود. حلالهاي خدا حرام و حرامها حلال شده بودند. سب علي(ع) جزئي از آيين منابر شده بود. همچنين نويسنده به خوبي الگو و امام بودن حضرت حسين را به تصوير كشيده است. قسمت جالبي از متن كتاب در خصوص نگاه به مرگ و زندگي را در ادامه مي آورم:
در پاسخ به حر كه گويي مي خواهد امام حسين را از مرگ بترساند؛ ايشان مي فرمايند: نمي دانم به تو چه بگويم اما سخن آن برادر اوس را برايت مي گويم كه سرود: بزودي مي روم. مرگ براي جوانمرد ننگ نيست. وقتي انگيزه اي درست و نيكو دارد و در راه حق جهاد مي كند و مسلمان است. جان خود را فداي انسانهاي صالح مي كند و از انسانهاي تباه شده فريب خورده و خوار دوري مي كند. اگر زنده ماندم، پشيمان نيستم و اگر مردم ملامت نمي شوم. براي تو خواري همين بس كه بماني به ننگ! همين موضعگيري شگفت، همين تحليل و تبيين از مرگ و زندگي و عزت و سرافكندگي بود كه جان آماده حر را شعله ور كرد. ص٢٠٥
نویسنده از دو جهت دید جامعی به واقعه ی عاشورا دارد. یکی اینکه واقعه ی عاشورا را به عنوان یک رویداد - که اکثرا در نظر میگیرند- در نظر نگرفته بلکه از نزدیک دو دهه قبل از واقعه عاشورا شرایط سیاسی و اجتماعی را بررسی کرده و روندی که منجر به واقعه ی عاشورا میشود را به خوبی وصف کرده. و دیگری اینکه نظرات افراد مختلف را راجع به واقعه ی عاشورا با ذکر منبع بیان کرده و سعی کرده که کمترین جهت گیری را داشته باشد.