زاون قوکاسیان (ارمنی: Զաւէն Ղուկասյան زاده ۷ اردیبهشت ۱۳۲۹ – درگذشته ۱ اسفند ۱۳۹۳) کارگردان، فیلمساز، منتقد و مدرس ایرانی ارمنیتبار صاحبنظر سینمای ایران بود.
وی در اصفهان به دنیا آمد و از دانشگاه همین شهر، در رشته شیمی فارغالتحصیل شد، اما از همان جوانی سینما را برگزید. علاوه بر نگارش یادداشت و نقدهای سینمایی، چندین عنوان کتاب در حوزه سینما و سینماگران تألیف کرد و در چند دوره از جشنوارههای سینمایی در ایران، اتریش و ارمنستان جزو هیئت داوران بود. آقای قوکاسیان، در سال ۱۳۵۰، فیلمسازی را با فیلمهای کوتاه ۸ میلیمتری در سینمای آزاد آغاز کرد و مدتی نیز سرپرست سینمای آزاد اصفهان بود. او به عنوان کارگردان چند فیلم کوتاه، مستند و داستانی ساخت از جمله: در فلق (کوتاه ۱۳۵۰)، عروس کهن (کوتاه ۱۳۵۲)، فصلی دیگر (کوتاه ۱۳۵۵)، نقش خیال (مستند ۱۳۶۶)، خاج شویان (مستند ۱۳۶۱) و همه فرزندان من (داستانی ۱۳۶۳). اولین کتاب زاون قوکاسیان در حوزه سینما در سال ۱۳۵۰ منتشر شد که دربارهٔ فیلم «چشمه» ساخته آربی آوانسیان نوشت. نوشتن کتابی دربارهٔ یک فیلم تا آن زمان در سینمای ایران سابقه نداشت.
از شما می پُرسَم که اِمروز به جهان می آیید فردا چه پیشِ روی شماست؟
آیا ما را تکرار می کُنید بر جاده های تَنگ سراشیب و خسته به تلخی، جای دیگران را می سپرید؟
آیا از شما یکی- یا همه- بن بَست را می بینید و زمان را که می گُذَرد؟
آیا به پُشتِ سر می نگَرید به رَهِ سخت آمده و میان بُری می یابید؟
ما خویش را نمی بخشیم - ما درجازَدِگان - ما قربانیانِ خُودیم؛ امّا آیا فردا روزِ بهتری است؟
از شما می پُرسَم که اِمروز به جهان می آیید! . زادروز بیضایی،مرد دانا مبارک .تو بر ما فراوان افزودی :خودش در پاسخ شادباشی می گوید درود بر آن خاک سوخته" و هر که سوخت برآن خاک درودم برآن که ماند یا رمید سپاسم بر هر که و هر کجا کرنش بر هرکه در بند است حرف دلم می ماند برای آنهایی "که نگفته می شنوند . .
مسافران را دیده بودم ولی می گریخت از من چون غریبه ای از نادانی این کتاب راه گشود وعامل وصل شد به جهانی از دانش و فرهنگ سپاس برای زاون و همیشه استاد، بیضایی
در قسمتی از کتاب قوکاسیان به این موضوع اشاره میکنه که آقای بیضایی در مسافران کلمه جدیدی خلق میکنه: پس آرایی به جای دکور. و در ادامه هم آقای بیضایی اینطور جواب میدن: پیش از مسافران این واژه را در دیباچه نوین شاهنامه سنجیدم و به نظرم به خوبی جواب داد... من فکر میکنم زبان فارسی نیروی ساخت و ساز کافی دارد، که اگر به کار گرفته شود زبانی زنده و پرتحرک و پیش رونده است، و دلیلی ندارد ما با این تنبلی ارثی ملی که دامنمان را گرفته همانطور که بازار محصولات پست این و آن شدهایم وارد کنندهی مطلق واژه ها هم باشیم.