بزرگمردی که خدماتِ فراوان به ایران زمین ارائه داد که یکی از خدمات همین کتاب است، کاری بس گرانبها و ارزشمند هستش برایِ پژوهش در تاریخِ سرزمینم ایران، هرگاه در کتبِ مختلفِ تاریخی با واژه ای روبرو میشدم که در معنا کردنِ اون واژه به مشکل میخوردم، تنها راهِ چاره برام « لغت نامۀ دهخدا» بود
یاد علی اکبرِ دهخدا و دیگر میهن پرستانِ این مرز و بوم گرامی
اگر در فارسی مدرن چند کتاب مرجع "گران سنگ" داشته باشیم، یکی همین لغتنامه زندهیاد دهخداست که یکتنه باری را به دوش کشیده که از پس نهادها و سازمانها هم برنمیآید. یعنی کار عشق - که عشق هیچوقت در ساختمانها و عمارتهای رسمی و دولتی یافت نمیشود. پنج ستاره برای این اثر سترگ واقعا کم است. اگر کسی دست به قلم میبرد و ادعای نوشتن دارد، اگر کسی مدعی کتابخوانی و فارسیخوانی است، اگر از فرهنگ دم میزنند و "استاد ادب" لقب گرفتهاند اما با این مجموعه خارقالعاده فرهنگی بیگانهاند، با ادعایی (در بهترین حالت) توخالی مواجهید. آدم در شگفت میماند از وسعت کوششی که صرف تدوین این فرهنگ شده. نه تنها فرهنگ واژگان یا همان لغتنامه، بلکه دایرهالمعارفی از مفاهیم حول لغتهاست با شواهد بسیار و بینظیری که از دل ادبیات فارسی بیرون کشیده و پیش روی خواننده گذاشته شدهاند. از آن فرهنگهایی است که میشود نشست و به چشم یک کتاب خواندشان. و نکتههای آموختنی که بیانتهایند، پر از نوشتهها و مثالها و ریزبینیهای خاص و نامعمول که فقط از ادیبی چون دهخدا انتظارش را میتوان داشت. خوب میشد اگر در زمانه "سلبریتی"های بهاصطلاح فرهنگی از زندگی این اعجوبههای فرهنگ حقیقیمان هم چیزی میخواندیم و میدیدیم که کار دل، فارغ از هیاهو و خودنمایی و حاصل عمری کسب دانش و تربیت نفس و فکرهای ناب، چگونه ساخته میشود؛ پروژههای فکری و فرهنگی و هنری ماندگار چه سرشتی دارند و از دل و جان چه کسانی سرچشمه میگیرند. چطور عمری صرف یک پروژه میشود، با صبر و وسواس و دقت و ... عشق. یعنی همان ارکانی که برای امروز ما بیگانهاند. ما اسیر لحظههاییم (نمونه بارزش: "اینستاگرام": عکس فوری + پیام آنی؛ معطلش نکن، بگیر و بگذار و بنویس - آنی؛ ببین و بخوان و بگذر - آنی. بازاریابی و فرهنگ دیجیتال بر همین اصل "آنی" استوار شده، تاثیرهای آنی ، واکنشهای آنی، حافظههای آنی، احساسات و هیجانهای آنی، عشقها و نفرتهای آنی، افکار و تحلیلهای آنی ...)، صبر و صرف زمان و برنامههای بلندمدت دیگر برایمان معنی ندارد و جای تعجب هم نیست که این فرهنگ نزارتر و کممایهتر شود. باری، حالا که لوح فشرده این مجموعه هم مدتهاست در بازار موجود شده و نسخههایی از آن بهصورت "آنلاین" درآمده، بهانهای برای محرومکردن خودمان از آن نمیماند. لغتنامه علی اکبر دهخدا در کنار دایرهالمعارف فارسی دکتر مصاحب دو گوهر ناب و درخشان مرجعنویسی مدرن فارسی، در دسترس ما هستند.
لغتنامۀ دهخدا از عبارت بسیار شنیده شدۀ «اُطلُبوا العِلمَ مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحدِ»، به مانند غالب نویسندگان، بهعنوان یکی از احادیث یاد کرده و آن را به پیامبر اسلام نسبت داده است (دهخدا، ۱۳۷۷: ۱۳/ ۱۹۶۳۸). چنانکه شاعر و سرایندۀ مصرع مشهوری چون «ز گهواره تا گور دانش بجوی» را نیز سعدی خوانده است (همان: ۱۲/ ۱۹۳۵۳)!
در دهههای اخیر هم بیت «چنین گفت پیغمبر راستگوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی» بیشتر به فردوسی نسبت داده شده است و وزارت آموزشوپرورش نیز آن را به نقل از این شاعر بزرگ ایران و البته حدیث جعلی «اُطلُبوا العِلمَ مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحدِ» شعار ملّی کرده است. حال آنکه چنین بیتی از فردوسی نیست و حتی در ابیات الحاقی شاهنامه هم نیامده است. همانطورکه عبارت عربی «اُطلُبوا العِلمَ مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحدِ» نیز اساساً حدیث و روایت نبوده و سند و منبعی برای آن در جوامع روایی شیعه و اهلسنّت یافت نشده است (اسفندیاری، ۱۳۹۴: ۷).
باتوجه به آنچه گذشت، گویندۀ عبارت عربی و سرایندۀ شعر مذکور کماکان نامشخّص است. هرچند دقیقتر آن است که بگویم نام شاعر مصراع اول معلوم نیست، اما نام شاعر مصراع دوم مشخص شده است؛ چراکه در یکی از یادداشتهای علیاصغر حکمت با عنوان «یادداشتهائی از عصر پهلوی» آمده است که بازرس ادیب و سخنور وزارت معارف، مرحوم میرزاابوالقاسم فخرالاشراف، در سال ۱۳۱۵ شمسی مصرع «ز گهواره تا گور دانش بجوی» را سرود (حکمت، ۱۳۵۴: ۷۳۷-۷۳۸).
منابع:
_ دهخدا، علیاکبر، ۱۳۷۷، لغتنامۀ دهخدا، تهران، مؤسسۀ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.