فدلاهما (دلل) مدخل ها : دلل - دَليل ابن دريد، محمد بن حسن، جمهرة اللغة - بيروت، چاپ: اول. ج3 ؛ ص1251 - :راه شناخت بسايط در ادراك بسايط يعنى علم بدانها فلاسفه و عارفان را بحثى است كه عارف در تحكيم مبناى خود و ردّ مبناى اهل نظر بدان اعتماد و اتكا دارد. زيرا اهل نظر گويند كه بايد حقايق أشياء و حدود آنها را از جنس و فصل به طريق استدلال به يكى از اشكال اربعه به دست آورد. ولى سخن عارف اين است كه چنين نيست كه طريق تحصيل معارف، منحصر به نظر فلسفى يعنى اقامه صغرى و كبرى و تشكيل شكل و ديگر قواعد منطقيه بوده باشد. بلكه طريقى ديگر نيز وراى طور عقل يعنى عقل نظرى كه سيره فيلسوف است در اختيار مى باشد وگر نه به تحصيل معرفت بسايط، مطلقا اعم از بسايط عالم عنصرى چون اعراض و بسايط به معنى مجردات نوريه كه عقول و مفارقاتند چه نحوه و به چه طريق راه مى يابيم عارف در اينجا سخنى از فوق طور عقل دارد كه در فصوص سالفه گفته آمد، شيخ الرئيس در منطق برهان شفا در تحصيل بسايط حرفش اين است كه جز از راه لوازم بينه آنها نمى شود بدانها راه يافت. همين حرف است كه اكنون در عبارت فوق نقل كرديم. پس فيلسوف هم در بسايط ناچار است به وراى طريق عقل نظرى يعنى اقامه دليل منطقى تمسك بجويد .مع ذلك سخن عمده در ادراك انسان مر حقايق أشياء خواه مركب و خواه بسيط است كه چگونه علم بدانها راه مى يابد علامه حسن زاده آملى، ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1378. ص570 * فَدَلَّاهُما : " دلى" از ماده" تدليه" به معنى فرستادن دلو در چاه است كه آن را به ريسمانى بسته و تدريجا در چاه پائين برند، و اين در حقيقت كنايه لطيفى .از اين معنى است كه شيطان با طناب مكر و فريب، آنها را از مقام والايشان فرود آورد و به چاهسار مشكلات و دورى از رحمت حق افكند مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، 28جلد، دار الكتب الإسلامية - ايران - تهران، چاپ: 10، 1371 ه.ش - ج6 117. - .دلى (دلو) – دلو : ظرف آبكشى و وارد كردن آن بچاه قرشى، علىاكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، 1371. ج2 ؛ ص355