مقاله ای اینگونه آغاز می شود و تخیل خواننده را به جاهایی می برد که تصورش در ابتدا مشکل بود
کی دو موپاسان اغلب در رستوران برج نهار می خورد، هر چند اعتنایی به غذا نداشت. او می گفت اینجا یگانه جایی در پاریس است که مجبور نیستم برج را ببینم و این امر حقیقت دارد که باید در پاریس احتیاط هایی بی اندازه به عمل آوری تا برج ایفل را نبینی، هر فصلی که باشد ، از خلال مه و ابر ، در روزهای ابری و آفتابی ، در باران ، هر جا که باشی ، هر چشم اندازی از بام ها، گنبدها با شاخه های درختان باشد که تو را از آن جدا کند: برج حضور دارد ... ...
- ذهنیت نسلی از کریستوفر بالس ترجمه حسین پاینده - برج ایفل از رولان بارت ترجمه یوسف اباذری -در باب تحقیق میل در ارزش مبادله ترجمه اثر بودریار ترجمه مراد فرهادپور -کالاها و ابژه های مسرت بخش اثر بری ریچاردز ترجمه حسین پاینده -فرهنگ رسانه های گروهی از ژان بودریار ترجمه شیده احمدزاده - فرهنگ تلویزیون اثر جان فیسک ترجمه مژگان برومند -دو راه پرهیز از امر واقعی میل اثر اسلاوی ژیژک ترجمه مازیار اسلامی -زندگی قهرمان و زندگی روزمره از مایک فدرستون ترجمه هاله لاجوردی - زیبایی شناختی کردن زندگی روزمره اثر مایک فدرستون ترجمه مهسا کرم پور
فصلنامهٔ ارغنون از نشریات دربارهٔ فلسفه و علم کلام، ادبیات و نقد ادبی، و فرهنگ و علوم انسانی بودهاست. ۲۷ شماره از این مجله در ۲۲ مجلد به طبع رسیدهاست. این فصلنامه از بهار ۱۳۷۳ تا سال ۱۳۸۳ منتشر میشد و از سال ۱۳۹۳ انتشارش از سر گرفته شد. ارغنون به قصد تمهید مقدمهای مناسب برای شناخت و نقد فرهنگ معاصر در غرب، از طریق گزینش واقعبینانهٔ متون طراز اول در حوزههای فلسفی و ادبی و فرهنگی و ترجمه و احیاناً شرح و نقد آنها که در موارد اندکی تألیفاتی از نویسندگان ایرانی نیز در برخی شمارههای آن وجود دارد.