Mikhail Afanasyevich Bulgakov (Russian: Михаил Булгаков) was a Russian writer, medical doctor, and playwright. His novel The Master and Margarita, published posthumously, has been called one of the masterpieces of the 20th century.
He also wrote the novel The White Guard and the plays Ivan Vasilievich, Flight (also called The Run), and The Days of the Turbins. He wrote mostly about the horrors of the Russian Civil War and about the fate of Russian intellectuals and officers of the Tsarist Army caught up in revolution and Civil War.
Some of his works (Flight, all his works between the years 1922 and 1926, and others) were banned by the Soviet government, and personally by Joseph Stalin, after it was decided by them that they "glorified emigration and White generals". On the other hand, Stalin loved The Days of the Turbins (also called The Turbin Brothers) very much and reportedly saw it at least 15 times.
در نمایشنامهی نفوس مرده که با الهام از کتابی به همین نام به قلم نیکلای گوگول نگاشته شده نیز از دنیای تصنعی و حماقت طبقهی اشرافیت و آرمانشهر ترسیمی آنان سخن می گوید و با قلمی تند و گزنده جامعهی آن زمان را زیر سؤال می برد و جهانی را به تصویر میکشد که همچون اثر گوگول نشئت گرفته از تلخی های آن زمان و ناامیدی انسان کنونی در دنیای مدرن و به دور از واقعیت ها است ویژگی تیپهای شخصیتی که گوگول در قهرمانان رمان خود گنجانده (خست پلیوشکین،نخراشیدگی ساباکویچ،لاقیدی نازدریوف،ساده لوحی مانیلوف و ...) در ادبیات روسیه و خارج از آن به ضرب المثل تبدیل شده و تا امروز نیز تازگی و گیرایی خود را از دست نداده است
نمایشنامه نفوس مرده میخائیل بولگاکف ترجمه سحر کریمی مهر کتابی با طنز قوی، الهام گرفته از کتابی به همین نام از گوگول. “چیچیکوف”با گذر از روستاها، فضای روستایی روسیه قرن ۱۹ را برای خوانندگان ترسیم می کند، جوامعی بشدت ظالمانه که نظام سرواژ حاکم بر آن زندگی و بقا دهقانان را به زمین ارباب گره زده است ،آنها حق خروج از روستا را ندارند و بسیاری از آنها در راه فرار از روستا کشته می شوند. اربابان دهقانان را گرسنگی می دهند، به بیگاری وامیدارند و برای مزدوری به دیگران کرایه میگیرند و بیماریهای مهلکی در میان دهقانان شیوع دارد.. “بولگاکف “ چهره هایی از اربابان طماع ، خسیس، عیاش و ساده لوح برای جامعه به نمایش می گذارد که بواسطه استقبال مردم از کتاب، جز ضرب المللی های مردم روسیه قرار می گیرند. حکومت تزار از هر ارباب بنا به تعداد رعیتهایش مالیات می گیرد و تعداد رعیتها، علیرغم مرگ و میر بالا آنها، تا سرشماری بعدی ثابت می ماند. دیوانسالاری تزاری دچار فساد و رشوه خواری است و “چیچیکوف” فضا را برای معامله غریب و غیرقانونی خود مهیا می بیند. او روستا به روستا به اربابان مراجعه می کند و خواهان خرید رعیتهای مرده آنها و انتقال آنها به زمین خود می گردد، تا با بالا بردن اعتبار زمین خود، دریافت وام را تسهیل کند. او خواهان معامله ای غریب با اربابان آزمندی است که در صدد فروش مرده ها به قیمت گزافند و برایشان این معامله پوچ ابهامی ندارد. صحنه های چانه زنی این آزمندان و ترسشان از ضرر کردن، سر فروش هر مرده طنز قوی اثر را نمایش می دهد. دیوانسالاری روس برای خلاصی “ چیچیکوف” از زندان درخواست ۳۰ هزار روبل می کند، فضایی قرار گرفته بر فساد و تباهی و پوچی.
Особой любовью Булгакова среди русскоязычных писателей был Николай Гоголь. Чичиков уже возрождался к жизни в двадцатых годах двадцатого века, чтобы вновь стать достойным внимания, на этот раз в качестве театральной постановки. Михаил взялся вкратце изложить содержание поэмы “Мёртвые души”. Благо то не вызывало затруднений. Сценическое построение произведения позволяло распределить содержание, предоставив возможность Чичикову встретиться с каждым действующим лицом. Добавлять от себя ничего не требовалось, всё итак оказывалось понятным. Будет и судилище, на котором никто так толком и не поймёт мотивов скупщика умерших крепостных. Ясно же будет другое – в России всегда можно откупиться, причём практически на законных основаниях.
به نسبت دو اثر دیگری که از «بولگاکف» خوانده بودم، کمتر دوستش داشتم. نمایشنامهایی که از خلق تعداد زیادی تیپ و نه شخضیّتهایی تماماً نمایشی کمک میگیرد تا داستان خود را روایت کند.
خب به نظرم این داستان هم خیلی جذاب پر کشش بود، در مورد استفاده درست از هوش و ذکاوت انسان خردمند در زندگی البته اینجا متمایل به شیادی است. فردی زیرک و رند رعیت های مرده ملاکان را خریداری میکنه چرا؟