Jump to ratings and reviews
Rate this book

نقش پنهان

Rate this book
رمان « نقش پنهان » اولین بار در سال ۱۳۷۰ منتشر شد اما آنچنان که باید مجال نیافت تا مورد توجه منتقدان قرار گیرد. محمدعلی در سال ۱۳۸۰ این رمان را با اندکی ویرایش دوباره منتشر کرد و این بار آرا و نظرات گوناگون را برانگیخت. رمان نقش پنهان نام یکی از داستان‌های کوتاه محمدعلی را بر خود دارد که در دنیای سخن چاپ شد و بعدها به «خورشیدهای سنگی» تغییر نام داد. این رمان نگاهی گذرا به تاریخ معاصر کشورمان است که در برگیرنده سال های پایانی حکومت پهلوی، وقوع انقلاب و آغاز جنگ است.
در « نقش پنهان » پدر راوی به قتل می رسد؛ قاتل مشخص است و تمامی شواهد لازم نیز موجود، اما دادگاه به دلایلی از صدور حکم سر باز می‌زند. راوی نیز در این میان در باورهای پیشین خویش دچار شک و تردید می‌شود، درصدد کشف حقایق و روابط پنهان برمی‌آید و خواننده را نیز همراه با خویش با تعلیق حاضر در ساختار داستان درگیر می‌سازد. روایت محمد محمدعلی در « نقش پنهان » شرحی بر تمامی این عدم قطعیت ها است.

240 pages, Paperback

First published April 1, 1991

2 people are currently reading
13 people want to read

About the author

محمد محمدعلی

20 books25 followers
محمد محمدعلی نویسنده معاصر ایرانی، در اردیبهشت سال ۱۳۲۷ خورشیدی در تهران متولد شد.

پس از اخذ دیپلم و پایان نظام وظیفه وارد مدرسه علوم اجتماعی شد و سپس با لیسانس علوم سیاسی و اجتماعی به استخدام سازمان بازنشستگی کشوری در آمد. از سال 1359 تا 1361 سردبیری فصلنامه ای به نام برج را به عهده داشت و پس از آن نیز کم و بیش با مطبوعات از جمله مجله های دنیای سخن و آدینه همکاری می کرد و سه ویژه نامه شعر و داستان مجله آدینه به سردبیری او منتشر شد. از 1369 به وزارت فرهنگ و آموزش عالی منتقل شد و در مرکز اسناد و مدارک علمی کشور مشغول کار گردید. در 1381 بازنشسته شد. نخستین کتابش را در 1354 منتشر کرد و در آن به شیوه ای واقع گرایانه به زندگی فقر زده روستاییان پرداخت. بعدها کوشید تا نوعی سمبلیسم را با واقعیت اجتماعی تلفیق کند. مرگ و مرگ طلبی از مضامین اصلی رمان های اوست. همچنین توجهی خاص به آب و معضلات ناشی از آن و ریشه یابی این مسأله نشان می دهد که خصوصأ در باورهای خیس یک مرده (1376) به وضوح قابل مشاهده است. در واقع می توان گفت که هیچ نویسنده ای به اندازه او بر آب و نان و مسائل مترتب بر آن تمرکز نکرده است. تقریبأ در تمام رمانهایش چند آوایی داستانی وجود دارد و بدنه داستان از زبان راویهای متعدد و گاه راوی- نویسنده شکل می گیرد. همچنین در بیشتر آنها عدم قطعیت و تعلیقی در پایان بندی دیده می شود.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (6%)
4 stars
8 (17%)
3 stars
20 (44%)
2 stars
9 (20%)
1 star
5 (11%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for Behzad.
668 reviews130 followers
May 22, 2025
چرا مدام سعی کردی یه کاری کنی ازت خوشم نیاد؟ چرا اینقدر هی منو یاد جعفر مدرس صادقی انداختی با اون نثر دم دستی و روونش که البته عمق پیدا نمیکنه دست کم واسه من؟ چرا هم خواب میدید شخصت اصلیت؟ و چرا هرکاری کردم برام مهم نشد شخصیت ها و ماجراهات؟ چرا میتونستی خوب باشی و لب مرز خوب بودن وایسادی برای من، ولی هیچوقت از این مرز رد نشدی؟ چرا زندگی خانوادگی اینقدر دستمایه ت بود؟ خب باشه، مگه زندگی خانوادگی بده؟ واسه من بله، بده.
خلاصه که اولین تجربه م بود از محمد محمدعلی.
واقعگرا نبود. در حالی که من فکر میکنم رمان دست کم باید یه پاش توی واقعیت باشه. اگه هم میخوام تمثیل ببافه، اگه هم میخواد استعاری باشه، بایستی واقعیت رو هم بچسبه. غیر از اینه؟ نمیدونم. یکی نیست بگه حوصلۀ مرور نوشتن نداری مگه مجبوری بیای چرند بنویسی؟ ولی خب اگه دقت کنین اینا چرند نیست. دقیقاً برداشتیه که «نقش پنهان» در من برانگیخت. اینقدر که از هر دری زد و از هر دیواری گریخت.

حالا بخوام یه مقدار کمتر نمک به حروم باشم و خوبی هاش رو هم بگم، باید بگم که شروع و شاید پایون خوبی داشت. اشخاصش خوب بودن. و خوبی های دیگری هم داشت. که من نمیدونم چی هستن. ولی بودن. شاید. احتمالاً.
Profile Image for Omid Kamyarnejad.
73 reviews34 followers
February 22, 2017
هیچ چیز وحشتناک تر از این نیست که دریابیم در پشت ظاهر حوادث و یا اعمال ظاهری آدم ها, فکری نهفته است که قادر است آدمی را از تمامی صفات انسانی تهی سازد... بخشی از نقد این اثر از آقای علیرضا سیف الدینی... رمام بسیار قوی و عالی که در در نقد آن توجه ای به درستی نشد و مورد بی مهری قرار گرفت...
Profile Image for Negar Khalili.
217 reviews80 followers
May 25, 2025
سیر ماجرای کتاب منو یاد کتابای اسماعیل فصیح انداخت. یه قتلی اول کتاب اتفاق می‌افته و ما تا آخر کتاب داریم داریم با روای پیش می‌ریم که بفهمیم چرا.
البته من از کیفیت این کتاب صدالبته بیشتر راضی بودم تا داستان‌های پرادای فصیح.
قهرمان این داستان گیج و گم بود و همین برای من جذابیت داشت.
داستان از قبل از انقلاب پیش می‌ره و تا زمان جنگ ادامه داره. اینم برای من خالی از لطف نبود. انگار گیجی قهرمان قاطی شده بود با وضعیت پریشان جامعه.
قسمت مورد علاقه‌م قسمت صفیه خانم بود، اونجا که هنوز نمی‌دونستن کیه. اونجا که داره با سر بی‌حجاب (که بعدا می‌فهمن کلاه‌گیسه) باغچه‌ی حیاط رو بیل می‌زنه. نگاهی که به اون زن دارن برام جالب بود و خب تفاوتی که طی این سال‌ها ایجاد شده خوشاینده.
من اگر بخوام به گیجی و خلی قهرمان نمره بدم، نمره‌ی بدی نمی‌دم، ولی خود ماجرا (به معنای ماجرایی کلمه) چندان چیز دندون‌گیری برام نداشت و صرفا یه ماجرای جنایی بود. انتظار من در انتهای کتاب ماجرایی معنادارتر (یا حتی بی‌معناتر!) بود. این ماجرا خیلی معمولی بود.
از زبانش هم بدم نیومد. جملات ساده و کوتاه بودن و فرم ساده‌ای هم داشت.
دیدم کتاب رو با بوف کور مقایسه کرده بودن! کامان دیگه! جز اون جملات اولش به نظرم هیچ محل مقایسه‌ای با کتابی مثل بوف کور نداشت. گیجی قهرمانشم چندان شباهتی به جنس گیجی و گمی قهرمان بوف کور نداشت. ولی در مجموع از خوندنش پشیمون نیستم.
Profile Image for محمدحسین.
73 reviews19 followers
March 12, 2024
معمولی داشت پیش می‌رفت ولی آخراش خوب شد.
Profile Image for Hamid.
50 reviews14 followers
Read
April 22, 2018
کتاب جذابیه برای من. شاید بخاطر نثر روان، علاقه‌ی من به موضوع و مدتی دور بودن از مطالعه باشه. به‌هر حال با ولع در یک نشست تا صفحه هفتاد و هشت رو خوندم.
پی‌نوشت؛ حالا خواندن کتاب تمام شد. حدود سه نشست دوساعته و جمعاً شش ساعت زمان برد.
Profile Image for SerA Mo.
55 reviews18 followers
December 8, 2008
من زیاد نمیتونم با نوشته های ایشون ارتباط برقرار کنم.بابا مشکل من نیستم...یه عالمه اتفاقای عجیب غریب سینمایی توی داستاناش میفته که حتی خود شخصیتها و قهرمانهای کتابشم هی توی متن میگن که چقدرعجیب و باورنکردنیه!!!خب مگه مجبوری واقعه ای بوجود بیاری که انقدر تخیلیه که فقط تو کارتونا اتفاق میفته؟...البته انقدر هم شور نبودا،اما...خب خوشم نیامد
Profile Image for Shoupa.
13 reviews4 followers
May 23, 2025
«نقش پنهان» را باید در دسته‌ی رمان‌هایی قرار دارد که تاریخ را از طریق روایت‌های شخصی بازنمایی می‌کند. من به آن «تاریخ در خلال لحظات شخصی» می‌گویم؛ از این نظر، شباهت زیادی به رمان «رازهای سرزمین من» دارد. مثلاً اگر رمان را سه بخش تقسیم کنید می‌بینید که سه رخداد مهم تاریخ سیاسی ایران یعنی کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب و جنگ نقش مهمی دارد، اما همیشه در پس‌زمینه‌ی داستان قرار دارد. متقارن با این سه واقعه، مهم‌ترین اتفاقات داستان هم در این سه بخش می‌افتد.
داستان میان واقعیت و رؤیا رخ می‌دهد، اما رؤیا و واقعیت در کل داستان، مرز مشخصی دارند و به‌راحتی می‌توان آنها را جدا کرد. اگر بخواهم نظری به جغرافیای ادبی داستان بیندازم، آن‌هم سرسراست و ساده است، بدون پیچیدگی. مثلاً راوی، یا همان قهرمان داستان، سفرش به شمال است و بعد به جنوب. حرکت خطی و با جهات جغرافیایی آشکار. همچنین محله سرآسیاب و محل زندگی راوی نیز مختصات مبهمی دارند، گویی که در این داستان، شهر بدن ندارد. داستان پایان ویژه‌ای دارد که از جنس سفر به سرزمین مردگان است. در پایان داستان، مردگان داستان دیدار می‌کند و این از نظرم نکته‌ی ویژه‌ای است.
اما این رمان مهم است یا رمان‌های این دهه مهم هستند. اگر به تاریخ داستان‌نویسی ایران نگاه کنید معمولاً داستان‌ها در تداوم یا تأثیر از سنت‌های ویژه‌ی داستان‌نویسی مثل سنت هدایت، گلشیری یا ... خلق می‌شدند. چیزی که شاید بی‌شباهت به نظریه‌ی «اضطراب تأثیر» بلوم نباشد، اما این رمان، نسبتی با سنت‌های داستان‌نویسی پیش از خود ندارد. و از این نظر اتفاق تاریخی ویژه‌ای در ادبیات داستانی زبان فارسی رخ داده است.
58 reviews7 followers
November 22, 2007
به نقل از سایت کتاب انتشارات کاروان
نقش پنهان که نام یکی از داستان های کوتاه محمدعلی را که در دنیای سخن چاپ شده است _ و بعدها به «خورشیدهای سنگی» تغییر نام داد _ برخود دارد، نگاهی گذرا به تاریخ معاصر کشورمان است که در برگیرنده سال های پایانی حکومت پهلوی، انقلاب و آغاز جنگ است. مفهوم عدم قطعیت که پس از این اثر در رمان های «باورهای خیس یک مرده» و «برهنه در باد» نیز به کار گرفته می شود، در این اثر به شکلی کاملاً درونی شده و نه سطحی، به چشم می آید. اگر تا پیش از انقلاب به دلیل شرایط خاص اجتماعی نویسنده با قطعیت می توانست از آرمان ها و ایده آل ها سخن بگوید و حوادث اطرافش را به شکلی مطلق مورد بررسی قرار دهد، وقوع انقلاب و آغاز جنگ و شرایط اجتماعی و سیاسی جدیدی که پدید می آید آن قطعیت پیشین را، که غالباً از نویسنده مصلحی اجتماعی، سیاسی و... می ساخت، در نگاه نویسنده از میان می برد. در « نقش پنهان » پدر راوی به قتل می رسد؛ قاتل مشخص است و تمامی شواهد لازم نیز موجود، اما دادگاه به دلایلی از صدور حکم سر باز می زند. راوی نیز در این میان در باورهای پیشین خویش دچار شک و تردید می شود، درصدد کشف حقایق و روابط پنهان برمی آید و خواننده را نیز همراه با خویش با تعلیق حاضر در ساختار داستان درگیر می سازد. روایت محمد محمدعلی در « نقش پنهان » شرحی بر تمامی این عدم قطعیت ها است.محمدعلی برخلاف بسیاری از نویسندگان که در دهه شصت به خلق آثار داستانی دست می زنند، خود و خواننده اش را در گذشته غرق نمی کند. روایتی که محمدعلی برمی گزیند روایتی سیال است که غالباً از گذشته آغاز می شود و به امروز می رسد. این حرکت و پویایی در ساختار داستان نیز به گونه ای دیگر به چشم می آید، یعنی نویسنده که در ابتدا قالبی واقع گرایانه را برگزیده است به تدریج و با بهره گیری از کابوس های راوی، خواننده را به جهان نمادین و سرشار از اوهام رهنمون می سازد. محمدعلی در این اثر بار دیگر ویژگی های خود را، به عنوان نویسنده ای که در جهت تطبیق جهان داستانی خود با روش های نوگرایانه حرکت می کند اما در عین حال همچنان اصول گرا به شمار می رود، به تصویر می کشد. قاتل‌ مشخص‌ است، مقتول‌ مشخص‌ است، دادگاه‌ همه‌چیز را می‌داند، اما به‌ دلایلی‌ مبهم، دادگاه‌ به‌ تاءخیر می‌افتد و اجرای‌ عدالت‌ به‌ سرنوشت‌ و مبارزه‌ی‌ زندگی‌ راوی‌ مبدل‌ می‌شود. اما به‌ محض‌ اجرای‌ عدالت، نامه‌ی‌ قاتل‌ به‌ وکیلش‌ به‌ دست‌ راوی‌ می‌افتد و انگیزه‌های‌ قاتل‌ برای‌ این‌ قتل، زندگی‌ راوی‌ را زیر و رو می‌کند.
Profile Image for Ali.
Author 17 books681 followers
July 2, 2013
خوشبختانه در این دو سه دهه ی اخیر، بسیاری به نوشتن پرداخته اند و در میان آثار چاپ شده، کارهای قشنگ کم نیست. اما متاسفانه به هزار و یک دلیل، یکی هم دور افتادگی از ایران، خواندن همه ی آنها برایم میسر نشده. از میان بسیاری که خوانده ام، اینها کارهایی ست که بیشتر دوستشان داشته ام. از این مکان از قاضی ربیحاوی/ دیوان سومنات از ابوتراب خسروی / جامه به خوناب از رضا جولایی/ خالو نکیسا، بنات النعش و یوزپلنگ از ایرج صغیری / نیمه ی غایب از حسین سناپور/ پرنده ی من از فریبا وفی/ رنگ کلاغ از فرهاد بردبار/ راز کوچک و داستان های دیگر از فرخنده آقایی/ سیاسنبو از محمدرضا صفدری / سوء قصد به ذات همایونی از رضا جولایی/ سلام خانم جنیفر لوپز از چیستا یثربی و...
کسانی مانند شهریار مندنی پور و محسن مخملباف هم بوده اند که بنظر من چند اثرشان خواندنی و ماندنی ست؛ هشتمین روز هفته، سایه های غار، ماه نیمروز و دل دلدادگی از شهریار مندنی پور و "باغ بلور" و چند اثر دیگر از محسن مخملباف که در مجموعه ی آثارش با نام "گنگ خوابدیده" خوانده ام.
از آنان که پیش از انقلاب هم می نوشتند، چند کار از جعفر مدرس صادقی؛ "گاوخونی"، "شریک جرم"، و چند اثر از امیر حسن چهلتن؛ "دیگر کسی صدایم نزد" و "تالار آینه" را دوست دارم.
برخی هاشان انگار دیگر نمی نویسند، مثل "صفدری" و "صغیری" و چه حیف! شاید هم که نوشته اند و مثل کار خیلی های دیگر در هزار توی تایید و مجوز و غیره و غیره مانده است.
از آنجا که برخی از عزیزان "کتابدار گودریدز" متاسفانه بدون داشتن اطلاعات کافی به "ترکیب" عنوان های مشابه می پردازند، در این عمل کلیه ی ملاحظات شخصی از جمله نظرات افراد در مورد کتاب مزبور از بین می رود، و گاه تنها نظر اولی بجای نظرات همه باقی می ماند.
Displaying 1 - 10 of 10 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.