What do you think?
Rate this book


24 pages, Paperback
First published January 1, 2000
ویلیام جیمز برای اینکه نشان بدهد که چگونه اخلاقی هم ناظر به عالم ذهن باید وجود داشته باشد، مطلب را اینگونه تصویر کرده و گفته ما انسانها به تعداد عناوینی که بر ما حمل و بار میشود، وظایف و مسوولیتهایی داریم. مثلا اگر بر من عنوان پدر بار میشود، از آن رو که پدر هستم، وظایف و مسوولیتهایی دارم. اگر رییس هستم، از آن رو که رییسم، وظایف و مسوولیتهای دیگری دارم...
وب، ویلیام جیمز میگوید عناوین فراوانی بر ما قابل حمل است و به ازای هر عنوان اخلاقی، یک سری وظایف و مسوولیتهایی بر عهده شما میگذارد. علاوه بر همه این عناوین، یک عنوان دیگر هم بر ما قابل حمل است و آن اینکه ما متفکر هم هستیم. انسان از آنرو که متفکر است وظایف و مسوولیتهایی دارد که به آن مسوولیت یا وظایف عقیدتی و عقلانی میگویند...
در مواجهه با هر عقیده ای، چهار مقام را باید از هم تفکیک کنیم و آنها را با یکدیگر خلط نکنیم و این خلط این چهار مقام با یکدیگر از موارد خطاهای اخلاقی ما است، اگر آکاهانه صورت بگیرد.
اگر کسی مدعی شود که " الف، ب است " به عنوان یک عقیده و آن را برای من اظهار کند، من در برخورد با این مطلب ، چهار مقام را باید از هم تفکیک بکنم، اگر قصد داوری نسبت به آن را دارم.
مقام اول این است: چه شد که مخاطب من دارای این عقیده شد که " الف، ب است "؟ چه اوضاع و احوالی دست به دست هم دادند که صاحب این عقیده، به آن معتقد شده است؟ این یک مقام است که مقام علل تکوین یک عقیده در ذهن و ضمیر یک انسان است...
مقام دیگر این است که حالا به هر حال و به هر علتی، یک عقیده در ذهن و ضمیر کسی منعقد شد. چه عللی دست به دست هم داده اند که این شخص عقیده خود را با دیگران در میان گذاشت و اظهار کرد؟...
و اما مقام سوم این است که عقیده " الف، ب است "، به هر علتی در زندگانی یک شخص، متکون شد، شده باشد و به هر علتی هم که شخص آن را اظهار کرد، بکند . اما آیا این عقیده مطابق با واقع است یا نه؟ صادق است یا کاذب؟ حق است یا باطل؟ این مقام، مقام سوم است. مقامی که ارتباط گزاره با واقعیتی که این گزاره حاکی از آن است، چیست؟...
و اما یک مقام چهارم هم داریم و آن اینکه این عقیده حق باشد یا باطل، اگر این عقیده مورد اعتقاد کسی واقع بشود یا جامعه ای معتقد به این عقیده بشود، چه آثار منفی یا مثبتی بر اعتقاد به این گزاره مترتب میشود. در ساحت شخصی، در روان شخص معتقد و در جامعه هم در روان جامعه. رواج این عقیده چه آثار مثبتی خواهد داشت؟ یا چه آثار منفی ای خواهد داشت؟ آثار منفی آن بیشتر است یا آثار مثبت آن؟ اصلا آیا هیچ گونه آثار منفی دارد یا نه علاوه بر آثار مثبت، آثار منفی هم دارد...
حالا من میخواهم این را عرض کنم که عموم ما به عنوان متفکر و اندیشمند و کسانی که اهل بیان و قلم هستیم، باید به این نکته التفات بکنیم که اصل اهتمام ما در مواجهه با نظرات، بیشتر باید به مقام سوم باشد. یعنی این مقام که یک عقیده به هر دلیلی که در ذهن و ضمیر یک شخص متکون شده و به هر جهتی که آن شخص، آن را اظهار کرده و هر گونه آثار مثبت و منفی که دارد، بالاخره صادق است یا کاذب؟
اگر کسی ادعا کند - کما اینکه فراوان در مجلات و مطبوعات و مباحث سیاسی، اجتماعی و مباحث صرفا فکری دیده میشود - کسی اظهار بکند که بحث من با شما در مقام سوم است، ولی فورا به مقام دوم بلغزد - که فراوان دیده میشود - یا فورا به مقام چهارم بلغزد، این شخص مرتکب یک خطای اخلاقی هم شده است...