Jump to ratings and reviews
Rate this book

اخلاق باور

Rate this book

24 pages, Paperback

First published January 1, 2000

55 people want to read

About the author

مصطفی ملکیان

57 books144 followers
مصطفی ملکیان (زاده ۱۲ خرداد ۱۳۳۵ در شهرضای اصفهان)، فیلسوف، اخلاق‌پژوه، عرفان‌پژوه و مترجم ایرانی است. بخش عمده پژوهش‌های وی در حوزه تاریخ فلسفه، منطق، فلسفه اخلاق، فلسفه دین، عرفان، ادیان و مذاهب، روان‌شناسی اخلاق، کلام، هرمنوتیک و فقه و اصول، فلسفه فقه و مولانا‌پژوهی بوده است. پدر وی، عبدالرحیم ملکیان، از عالمان و عارفان بزرگ شهرضا است که هم‌اکنون نیز در قید حیات است. مجموعه‌ای از اشعار ایشان با عنوان دیوان ناصح قمشه‌ای را انتشارات سهروردی به همت مصطفی ملکیان منتشر کرده است.

ملکیان دوران تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان خود را در شهرضا گذراند، اما تحت تأثیر جو حاکم بر جامعه و توصیه برخی خویشان، از سال ۱۳۵۲ در رشته «مهندسی مکانیک» تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کرد اما پس از دو سال تحصیل در این رشته متوجه شد علاقه اصلی او فلسفه است. لذا از تحصیل در دانشگاه انصراف داد و مجدداً در کنکور شرکت کرد و در رشته فلسفه دانشکده الاهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران پذیرفته شد. در اواخر دوره کارشناسی، که فقط یک‌ ترم از تحصیل ایشان باقی مانده بود، رژیم شاه به دلیل در دست داشتن آثار دکتر شریعتی و پخش آن، وی را دستگیر و سه روز زندانی کرد. پس از آن، از ادامه تحصیل محروم شد، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ در اسفندماه به تحصیل بازگشت. در تیرماه ۱۳۵۸ با خانم سیمین صالح ازدواج کرد و برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم آمد.

همچنین با اصرار دکتر مفتح (رئیس وقت دانشگاه تهران) در مقطع ارشد رشته فلسفه ادامه تحصیل داد و در کنار آن به تحصیل و سپس تدریس در حوزه علمیه مشغول شد. در اواخر تحصیل در مقطع ارشد به دلایلی از تحصیلات آکادمیک صرف نظر کرد و به مطالعه شخصی و تحصیلات حوزوی ادامه داد. مهم‌ترین استادان حوزوی وی عبارت‌اند از: محمدتقی مصباح یزدی، عبدالله جوادی آملی، حسن حسن‌زاده آملی، یحیی انصاری شیرازی، سید رضا بهاءالدینی و آیت‌الله ستوده.
ملکیان در زمان حضور در قم با مؤسسات مختلفی همچون امام صادق (ع)، باقرالعلوم، امام خمینی، دانشگاه تربیت مدرس قم و دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشگاه شهید محلاتی در بخش‌های آموزشی و پژوهشی همکاری مستمر و خوبی داشت و شاگردان بسیاری در زمینه‌های مختلف علمی پرورش داد. در تهران نیز در دانشگاه تهران و امام صادق (ع) و دانشگاه تربیت مدرس تدریس می‌کرد. از سال ۱۳۸۸ فعالیت وی به تدریس در مؤسسات خصوصی همچون پنجره حکمت، پرسش و سروش مولانا محدود شد.

کتاب‌ها، جزوات درسی، سخنرانی‌ها و کلاس‌های وی مخاطبان فراوانی دارد و زوایای فکری- فرهنگی جدیدی را به روی مخاطبان می‌گشاید. برخی از تألیفات مهم او چنین است: تاریخ فلسفه غرب، اخلاق باور، نقد آرای اخلاقی - سیاسی مک‌اینتایر، مشتاقی و مهجوری، راهی به رهایی، مهر ماندگار، در رهگذر باد و نگهبان لاله و ... .

نگریستن از ناکجا به هر کجا (اثر تامس نیگل)، گابریل مارسل (اثر سم کین)، ویتگنشتاین (اثر هادسن) و سیری در سپهر جان (مجموعه مقالات) هم از جمله آثاری است که وی به فارسی ترجمه کرده است. همچنین، وی در ترجمه، ویرایش، و سخنرانی‌های متعدد در زمینه‌های گوناگون فکری و فرهنگی، و نگارش مقدمه‌های عالمانه بر کتاب‌های مختلف آثار ارزشمندی آفریده است. علاوه بر این، وی در سمت استاد راهنما و استاد مشاور، در نگارش رساله‌های دانشگاهی فراوانی نقش ماندگاری ایفا کرده است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (8%)
4 stars
11 (47%)
3 stars
6 (26%)
2 stars
3 (13%)
1 star
1 (4%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Agir(آگِر).
437 reviews708 followers
March 6, 2016

چند سال پیش در مورد کتاب «یازده دقیقه» از پائولو کوئلیو در سایتی بحث می کردیم که شخصی کامنتی با این مضمون گذاشت: این نویسنده صهیونیست است

وی بجای نقد کتاب به تکفیر شخصیت نویسنده می پرداخت
و متاسفانه اینکه خیلی از ماها تحت تاثیرآموزشی قرار گرفتیم که باعث شده در برابر عقاید مخالف،بدون آنکه در باره آنها بیاندیشم،این چنین متعصبانه برخورد کنیم

این یکی از بزرگترین بلیات فکری ما است و اگر آگاهانه صورت بگیرد، ما نوعی ظلمت درونی را در خودمان حس می‌کنیم. ما باید روشن کنیم که چه می‌خواهیم بگوییم. دیگر نمی‌توانیم وقتی که می‌خواهیم بگوییم (فلان نظر) حق نیست و باطل است، برویم سراغ انگیزه های شخص از اظهار آن مطلب و بگوییم این شخص وابسته به فلان گروه و فلان دسته است و بنابراین سوء نیت دارد


:در مورد کتاب

مداخله اخلاق در قلمرو تفکر، وقتی اثر خود را ظاهر می‌کند که نزاع در عالم تفکر پیش آید. هم چنین وقتی که متفکری بطور یگانه و تنها قصد می‌کند که در میان آرا و نظرات فراوانی که با آنها مواجه می‌شود، اتخاذ موضع بکند. بعضی را بپذیرد و بعضی دیگر را کنار بگذارد

این کتاب در این باره است که در باورها و تفکرات هم، اخلاقیات
:نقشی اساسی باید داشته باشد

اخلاق می‌گوید رعایت قواعد " منطق " و رعایت قواعدی که در " تفکر نقدی " مضبوط است، اخلاقا بر متفکران لازم است. یعنی زمانی که من یک قاعده منطقی را نقض می‌کنم، صرفا همان قاعده منطقی را نقض نکرده ام، بلکه یک جرم اخلاقی را هم مرتکب شده ام


:بیشتر عقاید ما بر اساس دلیل و منطق نیست

گاهی از سر خوف عقیده ای در انسان به وجود می‌آید. گاهی هم از سر طمع. گاهی عشق، گاهی نفرت، گاهی منفعت فردی، گاهی منفعت گروهی و گاهی هم استبداد. مهم اینجا است که همه عقایدی که من و شما داریم، به سبب آن نیست که برای آنها استدلالی داریم. تنها بعضی از عقاید ما مدلل به دلیل است، نه همه عقاید ما. و اتفاقا ویلیام جیمز از کسانی است که به شدت پافشاری می‌کند بر این مطلب که اکثر عقاید ما ناشی از یکی از علل قبلی است، نه استدلال


: ما همه عقاید خود رو بروز نمی دهیم

هزار عقیده ممکن است در ذهن و ضمیر من بجوشد اما من همه آنها را اظهار نکنم. بعضی از آنها را اظهار می‌کنم و با شما در میان می‌گذارم. شما هم نسبت به من همینطور هستید. چه علل و عواملی باعث می‌شوند و چه انگیزه هایی سبب می‌شوند که انسان عقاید خود را اظهار کند و کتمان نکند و آن را در درون خود نگه ندارد

باید اضافه کنم که زیگموند فروید بر این باور است که حتی بصورت ناخودآگاه هم دست به سانسور بعضی افکار می زنیم


رفتار اندیشمندان با عقاید مختلف چگونه باید باشد؟

حالا من می‌خواهم این را عرض کنم که عموم ما به عنوان متفکر و اندیشمند و کسانی که اهل بیان و قلم هستیم، باید به این نکته التفات بکنیم که اصل اهتمام ما در مواجهه با نظرات، بیشتر باید به مقام سوم باشد. یعنی این مقام که یک عقیده به هر دلیلی که در ذهن و ضمیر یک شخص متکون شده و به هر جهتی که آن شخص، آن را اظهار کرده و هر گونه آثار مثبت و منفی که دارد، بالاخره صادق است یا کاذب؟
اگر کسی ادعا کند - کما اینکه فراوان در مجلات و مطبوعات و مباحث سیاسی، اجتماعی و مباحث صرفا فکری دیده می‌شود - کسی اظهار بکند که بحث من با شما در مقام سوم است، ولی فورا به مقام دوم بلغزد - که فراوان دیده می‌شود - یا فورا به مقام چهارم بلغزد، این شخص مرتکب یک خطای اخلاقی هم شده است. بیشترین استدلالهایی که من در مطبوعات می‌بینم وقتی در آن دقت می‌کنم، می‌بینم شخص استدلال کننده آمده و در مواجهه با یک فکر، گفته من می‌خواهم صدق و کذب آن را معلوم کنم، حق و باطل آن را معلوم کنم - یعنی ادعا کرده من در مقام سوم هستم - ولی فورا رفته به مقام دوم یا چهارم



:نتیجه نویسنده

در جامعه ما، بین دو نقطه افراط و تفریط قرار داریم. در جامعه ما فراوانند کسانی که هر عقیده ای را می‌کوبند و جلوی اظهار آن را می‌گیرند، با اینکه ممکن است مستدل هم باشد. شما نگویید که دلیلی که آن آقا برای عقیده اش دارد ضعیف است و من می‌توانم آن را رد بکنم. خوب باشد. اما او باید بتواند که دلیل خودش را اظهار بکند تا بعد ما بتوانیم ضعیف بودن آن را نشان بدهیم و رد بکنیم یا نه؟
ما نمی‌توانیم به صرف اینکه ما فهمیده ایم مخالفان ما، یا برای سخنانشان دلیلی ندارند و یا اینکه دلیلشان ضعیف و به سادگی قابل رد است، جلوی آزادی بیان عقاید مستدل را بگیریم
..و

فراوانند کسانی که فکری را فقط به دلیل نو بودن قبول می‌کنند و فراوانند کسانی که فکری را به دلیل نو بودن رد میکنند
فراوانند کسانی که فکر شریفی را رد کرده اند، فقط به دلیل اینکه غربی بوده یا فقط به دلیل اینکه شرقی بوده
Profile Image for Maryam.
74 reviews30 followers
February 7, 2016
از متن:
انسان عقیده ای که برایش"دلیل" ندارد، اخلاقا حق ندارد اظهار کند و حق ندارد طوری عمل کند گویی به آن معتقد است. ....اخلاق اقتضا میکند هرکسی با هر عقیده ای که دارد اگر برای سخن خود استدلالی دارد، آزاد باشد که آن عقیده را اظهار کند
Profile Image for Hesam.
164 reviews18 followers
January 22, 2016
این کتاب که پیاده سازی یک سخنرانی هست ، رو به شدت به دوستان توصیه میکنم
لینک متن کامل : اینجا

تکه هایی از کتاب:

ویلیام جیمز برای اینکه نشان بدهد که چگونه اخلاقی هم ناظر به عالم ذهن باید وجود داشته باشد، مطلب را اینگونه تصویر کرده و گفته ما انسانها به تعداد عناوینی که بر ما حمل و بار می‌شود، وظایف و مسوولیتهایی داریم. مثلا اگر بر من عنوان پدر بار می‌شود، از آن رو که پدر هستم، وظایف و مسوولیتهایی دارم. اگر رییس هستم، از آن رو که رییسم، وظایف و مسوولیتهای دیگری دارم...
وب، ویلیام جیمز می‌گوید عناوین فراوانی بر ما قابل حمل است و به ازای هر عنوان اخلاقی، یک سری وظایف و مسوولیتهایی بر عهده شما می‌گذارد. علاوه بر همه این عناوین، یک عنوان دیگر هم بر ما قابل حمل است و آن اینکه ما متفکر هم هستیم. انسان از آنرو که متفکر است وظایف و مسوولیتهایی دارد که به آن مسوولیت یا وظایف عقیدتی و عقلانی می‌گویند...
در مواجهه با هر عقیده ای، چهار مقام را باید از هم تفکیک کنیم و آنها را با یکدیگر خلط نکنیم و این خلط این چهار مقام با یکدیگر از موارد خطاهای اخلاقی ما است، اگر آکاهانه صورت بگیرد.
اگر کسی مدعی شود که " الف، ب است " به عنوان یک عقیده و آن را برای من اظهار کند، من در برخورد با این مطلب ، چهار مقام را باید از هم تفکیک بکنم، اگر قصد داوری نسبت به آن را دارم.
مقام اول این است: چه شد که مخاطب من دارای این عقیده شد که " الف، ب است "؟ چه اوضاع و احوالی دست به دست هم دادند که صاحب این عقیده، به آن معتقد شده است؟ این یک مقام است که مقام علل تکوین یک عقیده در ذهن و ضمیر یک انسان است...
مقام دیگر این است که حالا به هر حال و به هر علتی، یک عقیده در ذهن و ضمیر کسی منعقد شد. چه عللی دست به دست هم داده اند که این شخص عقیده خود را با دیگران در میان گذاشت و اظهار کرد؟...
و اما مقام سوم این است که عقیده " الف، ب است "، به هر علتی در زندگانی یک شخص، متکون شد، شده باشد و به هر علتی هم که شخص آن را اظهار کرد، بکند . اما آیا این عقیده مطابق با واقع است یا نه؟ صادق است یا کاذب؟ حق است یا باطل؟ این مقام، مقام سوم است. مقامی که ارتباط گزاره با واقعیتی که این گزاره حاکی از آن است، چیست؟...
و اما یک مقام چهارم هم داریم و آن اینکه این عقیده حق باشد یا باطل، اگر این عقیده مورد اعتقاد کسی واقع بشود یا جامعه ای معتقد به این عقیده بشود، چه آثار منفی یا مثبتی بر اعتقاد به این گزاره مترتب می‌شود. در ساحت شخصی، در روان شخص معتقد و در جامعه هم در روان جامعه. رواج این عقیده چه آثار مثبتی خواهد داشت؟ یا چه آثار منفی ای خواهد داشت؟ آثار منفی آن بیشتر است یا آثار مثبت آن؟ اصلا آیا هیچ گونه آثار منفی دارد یا نه علاوه بر آثار مثبت، آثار منفی هم دارد...
حالا من می‌خواهم این را عرض کنم که عموم ما به عنوان متفکر و اندیشمند و کسانی که اهل بیان و قلم هستیم، باید به این نکته التفات بکنیم که اصل اهتمام ما در مواجهه با نظرات، بیشتر باید به مقام سوم باشد. یعنی این مقام که یک عقیده به هر دلیلی که در ذهن و ضمیر یک شخص متکون شده و به هر جهتی که آن شخص، آن را اظهار کرده و هر گونه آثار مثبت و منفی که دارد، بالاخره صادق است یا کاذب؟
اگر کسی ادعا کند - کما اینکه فراوان در مجلات و مطبوعات و مباحث سیاسی، اجتماعی و مباحث صرفا فکری دیده می‌شود - کسی اظهار بکند که بحث من با شما در مقام سوم است، ولی فورا به مقام دوم بلغزد - که فراوان دیده می‌شود - یا فورا به مقام چهارم بلغزد، این شخص مرتکب یک خطای اخلاقی هم شده است...

Profile Image for Mojtaba Taherzadeh.
13 reviews7 followers
January 31, 2016
اخلاق در باور و عقیده ! کتاب بسیار مفید و کوتاه و ساده ای است که به درست فکر کردن و درست بحث کردن و درست باور داشتن کمک شایانی می کنه! خوندنش رو به همه توصیه می کنم
Profile Image for I'm Kian .
155 reviews43 followers
December 25, 2015
جزوه ی بسیار کوتاه ولی بسیار مفیدی است. فایل جزوه قابل تهیه در نت میباشد.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.