۱۴۰۲/۷/۶
از ۱۴۸ صفحه کتاب، ۵۸ صفحه مقدمه بود که هیچ بار ارزشی برای یادگیری به من خواننده نداشت و مولف کتاب که جزو اساتید دانشگاه و مدرسین هست در زمینه سینما و فیلمنامهنویسی درباره کارهای خودش و فیلمها و مستندها صحبت کرده و به کرات درباره فیلمی به نام
«خوشبختی آقای ایزدی» که نوشته خودش بود صحبت کرده و مثال زده بوده!
و بعداز اتمام مقدمه و توضیحاتی که اکثرا در کتابِ رابرت مکککی با نام: داستان، ساختار و سبک و اصول فیلمنامهنویسی وجود داشته، صحبت کرده با این تفاوت که حرفهای ایشون رو کمی بسط و تغییر داده و بجای مثال زدن از یک فیلم معروف و یا شاهکار سینمایی مرتب از فیلمنامهای که خودش نوشته اون هم قبل از انقلاب و بعد در سال ۱۳۵۸ تبدیل به فیلم شده با یک نام دیگر برای خواننده مثال زده! (عزیز من برو سراغ شاهکارهای سینمایی که همه دیده باشن چه اصراری داری که مدام از سناریویی بگی که کسی سناریوش رو نخونده و فیلمش رو با یک عنوان دیگه ندیده؟!
واقعا این کتاب هیچ فایدهای برای من نداشت و تعجب میکنم چطور این کتاب با توجه به گفتههای خود مولف در دانشگاه تدریس میشه؟!
عجب!