Jump to ratings and reviews
Rate this book

راهنمای مستند تخت جمشید

Rate this book
Archaeology

262 pages, Paperback

First published January 1, 1384

17 people are currently reading
180 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
14 (35%)
4 stars
15 (37%)
3 stars
9 (22%)
2 stars
1 (2%)
1 star
1 (2%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Mahdi Lotfi.
447 reviews135 followers
June 3, 2017
راهنمای مستند تخت جمشید عنوان کتابی است از علیرضا شاپور شهبازی که در ۲۶۳ صفحه و به وسیله نشر بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد چاپ شده‌است. همانطور که از عنوان کتاب هویدا است، این کتاب در خصوص کاخ بزرگ تخت جمشید و جزئیات آن چاپ گردیده‌است. در کتاب نگاره‌های گوناگونی از سنگ نبشته‌ها، نقوش و سنگ نگاره‌ها وجود دارد.
پیش از کتاب راهنمای مستند تخت جمشید کتاب شرح مصور تخت جمشید در سال ۱۳۵۶ خورشیدی به فارسی توسط علیرضا شاپور شهبازی چاپ گردیده بود.
در این کتاب متون سنگ نوشته‌های به زبان فارسی باستانی، بابلی و ایلامی موجود در تخت جمشید به فارسی ترجمه شده است.
Profile Image for Maryam Shahriari.
259 reviews968 followers
April 9, 2013
از بهترین کتاب‌هایی که درباره تخت جمشید خوندم. مرحوم شهبازی اطلاعات مربوط به مجموعه تخت جمشید را مختصر، مفید، با عکس‌های گویا، و بررسی چند جانبه مباحث در این کتاب گرد آورده است. بیان کردن احتمالات مختلفی که درباره ماهیت بناها مطرح بود باعث ارزشمندتر شدن کتاب در نظر من شد. ‌‏
واقعاً راهنمای مستند خوبی برای کسانی که قصد بازدید از تخت جمشید را دارند هست. ‏به علاقمندان کسب اطلاعات بیشتر درباره تخت جمشید توصیه می‌کنمش.‏


سه شنبه 20 فروردین 91 - اصفهان
Profile Image for Negar Ghadimi.
321 reviews
November 16, 2020
روشِ اداریِ هخامنشیان در داخله به هیچ وجه شباهتی با رومیان ندارد، چه، در امپراتوریِ آنان، مللِ مغلوب مجبور بودند خود را به پایه‌ی فرهنگِ عمومی برسانند و در اقتصاد، مشترک و سهیم باشند ... اما این مناسبات در زمانِ کوروش و داریوش، با آن‌چه گفته شد اختلاف دارد ... پادشاهانِ مزبور در شاهنشاهیِ خود که وسیع‌ترین شاهنشاهی در تاریخِ دنیاست، ترکیبی از تمدن‌های گوناگون به وجود آوردند ... بنابر استقلالِ داخلیِ وسیعی که در زمانِ کوروش اعطا شد و بنابر سیاستِ زیرکانه‌ی داریوش، این فرهنگ‌های قدیم محفوظ ماندند و شاید هم در توسعه و ثباتِ مملکت مؤثر شدند.
———————————————————
اهورامزدای بزرگ که مُهِست (بزرگ‌ترین) خدایان (است)، او داریوش را شاه آفرید، وی را پادشاهی بخشید، به خواستِ اهورامزدا داریوش پادشاه است. گوید داریوش شاه: این کشورِ پارس - که اهورامزدایم به من سپرد، که زیبا، خوب اسپ و نیک مردم است - به خواستِ اهورامزدا و من، داریوش شاه، از دیگری نمی‌ترسد ...
———————————————————
این که معروف است علتِ کوتاه گرفتن پله‌ها این بوده که سواران بتوانند به بالای صفّه روند، اشتباهی عامیانه است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد. برعکس، به نظر می‌آید که در ایرانِ باستان با اسب به درونِ کاخِ شاهی رفتن، ممنوع بوده و نشانه‌ی خوار داشتنِ بارگاهِ فرمانروا به شمار می‌آمده است. پهن بودنِ پله‌ها و کوتاه بودنِ ارتفاعِ آن‌ها به گمانِ ما برای آن بوده است که عده‌ی بسیار زیادی از بزرگانِ اداری و سپاهیِ مملکت بتوانند به آسانی، هم‌گروه و گفت‌و‌گو کنان از آن‌ها بالا روند، درست به همان‌گونه که این بزرگان بر پلکان‌های آپادانا و کاخِ مرکزی نقش شده‌اند.
———————————————————
بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین کاخِ داریوش آپادانا بوده است که بنایش در حدودِ ۵۱۵ ق.م. آغاز شد و تکمیلِ آن سی سال به طول انجامید ... وسعت و شکوهِ این تالار در تاریخِ هنرِ قدیم بی‌سابقه بوده، به طوری که گنجایشِ پذیرایی از ده هزار مهمان را داشته است ... سقفِ وسیع و سنگینِ تالار بر روی الوارهای گران، از چوب سدر و یا سرو استوار بوده ... دیوارهای تالار همه به پهنای ۵/۳۲ متر و از خشتِ خام بوده است.
———————————————————
بنابر متونِ قدیمی، می‌دانیم که نخبه‌ترین سپاهِ ایرانی را یک گروهِ ده‌هزار نفری تشکیل می‌داد که از پیادگان بودند و هرگاه یکی از ایشان بیمار و یا کشته می‌شد، بی‌درنگ جایش را با یک تنِ دیگر پر می‌کردند، یعنی هیچ‌گاه تعدادِ این سپاه از ده‌هزار تن کم‌تر نمی‌شد، از این جهت آن را «سپاهِ جاویدان» یا بی‌مرگ می‌خواندند.
———————————————————
چرخِ گرونه‌ها دندانه دندانه‌ای است (مثلِ چرخ‌های امروزی) و محوری گرد دارد که از آن دوازده پره بیرون آمده است. میخِ میانِ صفحه‌ی محور را با نقش برجسته‌ی یک زن - که دست‌ها را به سینه گذارد - نشان داده‌اند. (این تصویر، تنها نقشِ زن در نقوشِ تختِ جمشید می‌باشد.)
———————————————————
این رسم که فرمانروا بر اورنگ بنشیند و بزرگانِ مملکتی که از سرتاسرِ کشور می‌آمده‌اند او را بر سرِ دست بلند کنند و به مهم‌ترین تالارِ کاخ ببرند، از ایران به اروپا رفت و هنوز در دربارِ پاپ رایج است؛ یعنی پاپ، که به مثابه‌ی شاهنشاهِ کاتولیک‌ها است، بر تختِ فرمانروایی می‌نشیند و کاردینال‌ها و اسقف‌های بزرگ که مثلِ نمایندگانِ مللِ تابعه‌اند، او را بر سرِ دست بلند می‌کنند و با تخت به تالارِ بزرگ و شورخانه‌ی واتیکان می‌برند.
———————————————————
اسکندر دو ماه در تختِ جمشید ماند و سپسِ به رغمِ اندرزِ مشاورِ پیرش «پارمینیون»، ارگِ شاهی را به آتش کشید و آن را منهدم کرد. علتِ این کار نه مستی و از خود بیخودی بود ... و نه لذتِ انتقام‌کشی از خشیارشا که آتن را آتش زده بود ... علتِ حقیقیِ آتش زدنِ پارسه این بود که می‌دید ایرانیان پایتختی باشکوه و مذهبی، و مرکزی ملی در اینجا ساخته‌اند که تا باقی است امیدِ آنان به زنده ماندنِ دولتِ هخامنشی و نگهداریِ آیین‌های ملیِ ایرانی به جای خواهد ماند و هرگز آن مقدونی را جانشینِ پادشاهانِ خویش نخواهند دانست.
Profile Image for Bahareh.
99 reviews8 followers
June 15, 2023
صدها سال بعد از حمله اسکندر و اعراب
و زمانی که یاد و خاطره پادشاهان هخامنشی به کل فراموش شده بود
مردمی که از نزدیکی خرابه‌های پارسه (اسم درست تخت جمشید) رد میشدند
تصاویر حکاکی شدهٔ تخت شاهی رو می‌دیدند که روی دست مردم بلند شده‌

و از آنجا که نمی‌تونستند خط میخی کتیبه‌های حک شده روی سنگ‌ها را بخونن
فکر میکردند که این همون اورنگ جمشیده که فردوسی تو شاهنامه ازش صحبت کرده

(جمشید پادشاهی افسانه ای عادل و زیبارو بود که نوروز را بر پا داشت و هفتصد سال بر ایران پادشاهی کرد. اورنگ یا تخت شاهی او چنان بزرگ بود که دیوان به دوش می‌کشیدند)

به همین خاطر نام این مکان را تخت جمشید نهادند. بعدها که باستان‌شناسان توانستند خط میخی کتیبه را ترجمه کنند،
متوجه شدند که نام اصلی آن پارسه بوده‌.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.