محصول غربت نشینی و تبعید خودخواسته و ناخواسته
کسرایی در واپسین تجربیات جدی خود به اصل خود باز می گردد و این چه تعبیر جالبی است از شاعر بزرگ و گم کرده راه ما
روح شاهنامه در زبان فاخر کسرایی جاری می شود و کسرایی در اندک تجارب نمادسازی موجود در ادبیات ایران به بازآفرینی رستم و سهراب می پردازد
تلخی موضوع با تلخی پیری و آوارگی کسرایی در هم آمیخته و اینگونه تلخی تاریخ و امروز را به تصویر می کشد اما زیبایی مهره سرخ صرفا به خاطر زبان آن نیست موضوع به خوبی در یک تجربه شاعری حرکت می نماید و از یک حالت تئوریک به تجربه ای تاریخی می پیوندد