علیمحمد حقشناس (۱۴ اردیبهشت ۱۳۱۹، جهرم – ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹، تهران) زبانشناس، فرهنگنویس و شاعر ایرانی، استاد گروه زبانشناسی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مؤلف و مترجم آثار متعدد در زمینهٔ ادبیات، زبانشناسی، تاریخ زبانشناسی و فرهنگهای انگلیسی به فارسی بود. او از اعضای شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی بود.
برخی از آثار: آواشناسی، فرهنگ انگلیسی به فارسی هزاره، زبان و ادب فارسی در گذرگاه سنت و مدرنیته، بازگشت دیالکتیک، تاریخ مختصر زبانشناسی، ترجمه تاریخ زبانشناسی، مکاتب زبانشناسی نوین در غرب (ترجمه).
ما دهه شصتیها با معلمهایی سروکار داشتیم که شاید نمونهی این بیماران روانی رو در کمتر جایی میشد پیدا کرد. سر کلاس تا دلتان بخواهد ما را کتک میزدند و به بهانههای مختلف کیسهبوکسمان میکردند. حتی در یکی از کلاسها معلمی چنان سیلی به یکی از بچهها زد که برای همیشه شنوایی گوشش را از دست داد...از همان اول ابتدایی من هم کم کتک نخوردم و یکبار معلمی چنان با ترکههای سپیدار به جانِ دو دستم افتاد که با دیدن سرخی زیاد آنها، حس میکردم الان است که خون فواره کنند. هردو دستم را میان زانوانم فشار میدادم تا شاید با ندیدن آنها دردشان را کمی فراموش کنم ولی بیهوده بود...واقعیتش آدم شلوغی هم نبودم و هیچوقت سر به سر معلمها نمیذاشتم. اما بیشتر معلمها مشکلی اساسی باهام داشتند و نمیدانم از کجایشان درآورده بودند که من باهاشان لج میافتم و عمدا درس نمیخوانم...و همین بر شدت تنبیهات اضافه میکرد و فلک کردن که میگفتن با شاه مُرده است، را برام دوباره زنده کردند و پاهایم را به چوب بستن...زبان فارسی ما هم یک آخوندی بود که با انگشتر نگین دار گنده اش بر کلهمان میکوبید که دربارش میگفتیم این مرتیکه اصلا جزو آدمیزاد نیست بلکه گُهِ خالصه....بیشترمان آخر سال هرجور شده نمره قبولی رو میگرفتیم و با پاره کردن کتابهای درسی جشن میگرفتیم تا کمی احساس آزادی بکنیم...ته دلمان خوش بود که از شرِ اون معلمهای کثافت خلاص شدیم اما سال بعد باز معلمهای گُهتری نصیبمان میشد
زبان فارسی یک از روانترین و بهترین کتابهای درسیه.بخشای زبانشناسیش رو خیلی خیلی دوست داشتم وخیلی خوشحالم که سوال حفظی از زبان فارسی1 خیلی مرسومه تو المپیاد:] کتاب خوبی بود و منی که همیشه از دستور چه فارسی،چه عربی وجه انگلیسی فراریم پسندیدمش.البته به جز درس قیدها و نمودار چندجزئی ها:\ (البته سوال ازچندجزئی ها هم خیلی مرسومه)
واقعا از این کتاب خوشم نمی آمد. البته مطمئنم که دانستن مباحث آن برای ما ضروری است، ولی علمای قوم باید فکری کنند تا این مباحث را به نحو شیرین تر و پایدارتری به تعلمان بیاموزند. شخصا چیز زیادی از مباحث این کتاب یادم نیست.