خانم توران میرهادی در یادداشتی در ابتدای کتاب گفتن که زمانی که به نوهاشون،سپهر، قول ِ شاهنامهخوانی داده بودن، از بین نسخ مختلف، نثر آقای اقبال یغمایی رو انتخاب کردن. چون به متن اصلی نزدیکتر بود و هم اینکه بخشهایی از نظم در کنارش بود و اینطور شد که خانم میرهادی برای نوههاشون با موفقیت برنامهی شاهنامهخوانی شبانه رو اجرا کردن.
یادداشت خانم میرهادی توضیح خوبی راجع به کتاب میده اما چند خطی هم از تجربهی شخصیم میگم.
من به واسطهی مامان ادبیاتیم، از سه چهارسالگی با داستانهای شاهنامه آشنا شدم. به محض اینکه سواد خوندن و نوشتن پیدا کردم، مصمم بودم شاهنامهی قطور و زرشکی رنگ مامان رو بخونم، اما نه خوندن خط نستعلیقش برام آسون بود و نه درک ابیاتش. از اون زمان تا پایان نوجوانیم نسخههای متعددی از کتابهای مصور کودکانه گرفته تا داستانهای کوتاه شدهی نشرهای افق و پیدایش رو خوندم و لذت بردم اما هیچ وقت نمیفهمیدم شاهنامه چطور از کیومرث و جمشید به رستم و سهراب رسید. بهرام گور کجای شاهنامه است و حلقهی بین روایتها کجاست.
این شد که یکبار دیگه و این بار در بزرگسالی به سراغ کتابخونهی مامان رفتم و این کتاب رو پیدا کردم. کتابی کامل، خوشهضم و روان که حلقههای زنجیر پادشاهی اسطورهای-تاریخی ایران رو از کیومرث تا یزدگرد در کنار هم روایت میکنه. با حفظ امانت به زبان و واژگان فردوسی، در عین حال مناسب برای ما تنبلهای مشتاق که شاهنامه رو دوست داریم اما انرژی خوندنش رو به شعر نداریم.
ایضا خوندن این کتاب فرصتی فراهم کرد که با دید کامل به قضاوت شاهنامه بشینم و نگاهم به شاهنامه از اون حالت ستایش مفرط کمی واقع گرایانهتر بشه.
در شاهنامه در کنار تمام ماجراهای خردورزانه، مظاهر زیادی از جنسیتزدگی و نژادپرستی دیدم. زنان جز چند مورد محدود که تونستن از بندهای کلیشه آزاد بشن و به دنیای قهرمانها وارد بشن (گردآفرید و گردیه و ... )، در شبستان و به ناز و کرشمه، توطئه و افسونگری و زاد و ولد مشغولند. تا جایی که فردوسی از زبان شیرین، همسر خسرو بهمون میگه که یک زن شایسته کسیه که سه شرط داشته باشه: حجب و حیا ، پسرزایی و زیبارویی
پادشاه در شاهنامه موجودی ورای سایر انسانهاست، فرهی ایزدی اون رو از سایرین متمایز و ممتاز میکنه تا جایی که رستم (نماد پهلوانی و خردمندی) ، فرمانهای ابلهانهی کیکاووس رو برای فتح مازندران اطاعت میکنه و آدمها به صرف شاهزاده بودن یا نبودنشون میتونن از دیگران برتر یا پست تر باشن. فرمان پادشاهان مثل فرمان خداست و باید اطاعت بشه و بیاحترامی و یا کشتن پادشاهان، حتی اگر تا حدودی ابله و ضعیف باشن، گناهیست نابخشودنی و از سر فرومایگی.
البته وقتی زمانهی فردوسی رو لحاظ میکنیم، میتونیم این خصوصیات رو درک کنیم و حتی به خاطر نظم زیبا و خردورزیش سر تعظیم فرود بیاریم.
اما مرادم این بود که بگم تنها بعد از خوندن کتاب کامل بود که تونستم بفهمم شاهنامه یک اثر بینقص و صد درصدی نیست. این نگاه جامع رو از زحمات آقای یغمایی و "ز گفتار دهقان" دارم و از داشتنش راضی و خوشحالم.
فکر میکنم برای هر ایرانی لازمه خوندنش. ممکنه برای خیلی از مردم خوندن متن اصلی شاهنامه در ابتدا مشکل باشه یا فرصت کافی نداشته باشند ولی خوندن این کتاب با متن ساده و دلنشین نه تنها ما را با داستانهای شاهنامه اشنا میکنه بلکه میتونه زمینه مناسب و مقدمه ای خوب برای خوندن اصل کتاب باشه. همینطور این کتاب متن خوبی برای مادر و پدر ها و معلم هاست تا قصه های قشنگش را برای بچه ها بگن.