کتابی تا این حد واقعگرا و صریح دربارهی تاریخ بعد از انقلاب ایران «نوشتن» شاید نه، ابدا نه، کار سختی نیست، ولی چاپ کردنش چرا.
مردم ایران با فراموش کردن قسمتی از تاریخ که به موجودیت خودشان منتهی شده، دارند وارد مردابی از کودکانگی در فرهنگ و سیاست میشوند. مرحلهی «دوست ندارم»، پلهی «نمیخوام». جایی که یا دستکم میگیرند و بیکله پرخاشگری میکنند، یا حق خود را نمیشناسند و نمیخواهند. این برداشت و تفسیر من نیست، عدهای که زندگیشان رصد این مسئله است میگویند. دولتآبادی، احمدی، اباذری، شایگان و دیگران.
نصف جملاتی که از زبان آن «مهم»ها میشنوی، تاریخی صد ساله دارند. از ترس چیزی و در جواب چیزی به زبان آمدهاند. او میداند، و تو نه. اگر ندانی، اگر نبینی، اگر سر به پردهی سینمای کوچک علایق چندروزه فروکنی، آنها که «مهم»اند، آرزویشان را تا تحقق میرسانند. تو را از اعتبار میاندازند. روحت را مینوشند.
کتاب برای خوانده شدن در زمان نامناسبی بدستم رسیده، این کتاب در سال 1381 و با درنظرداشتِ ملاحظات زمانی در اکثر قریب به اتفاق موضوعات مطروحه، به بیان نظرات نویسنده میپردازد ، ساده تر بگم، خیلی دیر خوندمش ترجمه در برخی جاها مطلوب اما در ساختارِ "جملات طولانی با چند فعل متداخل منفی+مجهول"، کارنامه ضیعفی داره فصل اول خلاصه ایرانِ به انقلابه، توضیح واصحاته برایِ منِ ایرانی. فصل دوم ایران بعد از 68 فصل سوم ایران بعد 1376 تا زمان تحریر و اما قسمت ارزنده کتاب، دو فصلِ "جامعه، فرهنگ جنسیت..." و نتیجه گیری هستش سانسور روی کتاب بسیار ضعیفه و حتی پیش گویی نویسنده عدم تحمل مردم ایران بر وضع موجوده
ویژگی شگفتانگیزی ندارد، به خصوص برای مخاطب ایرانی و نسبتا اهل مطالعه. در عین حال یکجا دیدن روایتهای کتاب بد نیست. کتاب در پایان دولت دوم اصلاحات نوشته شده است و اگر امروز بود شاید جور دیگری نوشته میشد
کتاب تحولات جامعه ایران بعد از انقلاب اسلامی رو در سه فصل خیلی فشرده بیان میکنه که برای آشنایی و یه دید کلی خوبه چون حجم از زیادی از اطلاعات رو به شما میده و نویسنده هم سعی کرده مثل ناظر بی طرف مسائل رو بیان کنه.
فصل اول سیاست و اقتصاد در دوره امام خمینی: مهمترین حوادث بین سالهای۱۳۵۶تا ۱۳۶۲ از جمله کنار رفتن بنی صدر و قدرت گرفتن روحانیون و مهمترین احزابی که فعالیت میکردند رو بررسی کرده و همچنین تحولات اقتصادی و نهادهای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایجاد شده.
فصل دوم سیاست و اقتصاد در ایران پس از امام خمینی: وقایع ایران از سال ۱۳۶۸ تا اواخر سال ۱۳۸۱ از زمان دولت رفسنجانی تا دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی، انتخاب آیت الله خامنهای به عنوان ولی فقیه، تجدید نظر در قانون اساسی...
فصل سوم جامعه، جنسیت، فرهنگ و زندگی فرهنگی: نویسنده به بررسی وضعیت زنان، آموزش و بهداشت، هنرها به ویژه سینما، گرایشهای فکری مثل کدیور، شبستری، عبدالکریم سروش و درباره وضعیت اقلیتها دینی و قومی پرداخته.
«اوضاع جاری جامعه ایران چه به لحاظ داخلی و چه از نظر خارجی چنان پیچیده است که مشکل بتوان آینده آن را با اطمینان پیش بینی کرد. تجربه گذشته ایران نشان می دهد که بعید است ایرانیان در درازمدت یک حکومت به شدت نامطلوب را تحمل کنند یا اجازه بدهند که بیگانگان بر سرنوشتشان مسلط شوند.»
چند هفته پیش این کتاب را داشتم میخواندم، نویسنده همان مقدمه کتاب مردانه میگوید که مخالف جمهوری اسلامی است. در طول کتاب هم دقیقا همین نگاه حاکم است. کل تاریخ انقلاب اسلامی به این نحو خلاصه شده است که همیشه گروه های مخالف انقلاب یا بالاخره زاویه دار یک اعتراض کوچک کرده اند در این میان طرفداران خشن خمینی از فرصت استفاده کرده و ریخته اند دک و پوز آنها را پایین آورده اند و خلاصه دیکتاتوری آخوندی را تقویت کرده اند. اما یک مساله توجهم را جلب کرد و آن هم این که نویسنده با تمام این مخالفتش با اشاره به چند برهه از انقلاب که ایران خواسته است به آمریکا نزدیک شود همه اش اعتراف کرده است که این آمریکا بود که در همه این موارد نامردی کرد. یعنی هر بار که ایران به سمت آمریکا خندیده است و سعی کرده است وضعیت را از شکر آبی در بیاورد آمریکایی ها دبه در آورده اند. نکته جالبتر آن که در همه این برهه ها حاج آقا هاشمی بهرمانی طلایه دار بوده است. وقتی تاریخ کوتاه 30 و اندی ساله گذشته و تجربه چند بار آزموده دست دراز کردن به طرف آمریکا را نگاه میکنم میمانم که وقتی این تجربیات را کسی زندگی کرده و در حافظه اش نمانده آن خاطرات با امام چطور در ذهنش میماند. این سطرهای پایین را هم از صفحه تلگرام آقای حسین دهباشی امروز صبح دیدم که تحریکم کرد این یادداشت را بنویسم:
بروس ریدل | تحلیلگر سیآیای در کتاب «آغاز دشمنی» نوشتهٔ جیمز بلایت میگوید که درونگرایی و انزوای ایران به این معنا بود که این کشور دیگر دلیل اصلی نگرانی سیاستگذاران آمریکایی نخواهد بود | با این وجود دولت جورج اچ دبلیو بوش به یافتن راهی برای برقراری روابط دیپلماتیک با ایران ادامه داد | جورج بوش در سخنرانی مراسم تحلیفش اشارهای غیرمستقیم به ایران داشت: «امروز آمریکاییانی در سرزمینهای بیگانه اسیر شدهاند | هرگونه کمکی در این زمینه تا مدتها از یاد نخواهد رفت | هر حسن نیتی با حسن نیت پاسخ داده خواهد شد | نیکی میتواند تا ابد ادامه پیدا کند |» معنای سخنرانی این بود که اگر ایران به آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان کمک کند به نیکی پاسخ خواهد یافت | اما برنت اسکوکرافت | مشاور امنیت ملی | در کتابی که با همکاری جورج اچ دبلیو بوش نوشته شده است با عنوان «دنیای دگرگون شده» (۱۹۹۹) مینویسد زمانی که رفسنجانی در پایان سال ۱۹۹۱ شخصا آزادی گروگانها را تسهیل کرد | دولت آمریکا «هیچ کاری نکرد» | مشخص شد که حسن نیت با نیکی جبران نمیشود |
آیت الله هاشمی رفسنجانی | چندسال پس از این تجربه تلخ | از این موضوع چنین یاد میکند:
«در مورد گروگانهای آمریکایی در لبنان «تورگوت اوزال» از ترکیه | دبیرکل سازمان ملل متحد آقای خاویر پرز دکوئیار و نخستوزیر ژاپن با ما صحبت کردند که شما از نفوذ خودتان در لبنان استفاده کنید و مشکل گروگانهای آمریکا را حل کنید | وعده هم دادند که اگر این کار انجام شود آمریکا اقدامات بزرگی به نفع ایران خواهد کرد | ما خیلی زحمت کشیدیم تا توانستیم گروگانگیرها را قانع و این مسئله را حل کنیم | این کار آسانی نبود پیداکردن گروگانگیرها و یافتن راهی برای مذاکره با آنان طولانی و سخت بود | حزبالله لبنان در این راه به ما کمک کرد | ولی به محض اینکه قضیه تمام شد | آمریکا به جای اینکه به آن وعدههایی که داده بود عمل کند | طلبکار هم شد |»
[ «حقیقتها و مصلحتها» | گفتوگو با هاشمی رفسنجانی | نشر نی | ۱۳۷۸ | ص۶۱) ]
نتایج انقلاب ایران" سه فصل اضافه شده بر کتاب " ریشه های انقلاب: تاریخ تفسیری ایران معاصر" است که در سال 1981 میلادی در آمریکا و 1369 شمسی به ترجمه ی دکتر عبدالرحیم گواهی به نام "ریشه های انقلاب ایران" در ایران منتشر شد. مدیران دانشگاه ییل در سال 2002 در خواست چاپ تازه ی کتاب را به نویسنه ی آن نیکی آر. کدی محقق و پژوهشگر مسائل سیاسی پیشنهاد دادند و کدی در ضمن بازنگری، این سه فصل جدید را بر آن کتاب افزود نخست وزیر، همه پرسی از مردم درباره ی نظام جمهوری اسلامی، شکل گیری ی مجلس شورای اسلامی، اشغال سفارت آمریکا، حزب جمهوری اسلامی، بنی صدر، رجایی، مجاهدین خلق، جنگ ایران و عراق و عهدنامه ی آتش بس بین این دو فصل دوم روایتی ست از انقلاب و ایران پس از مرگ بنیان گذار آن؛ تعیین رهبر جدید، انتخاب هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری، تغییر قانون اساسی ی ایران، دوران سازندگی، انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری، دستاوردهای دوم خرداد، بازداشت دگر اندیشان، ورود مطبوعات آزاد، کنفرانس برلین، کوی دانشگاه، ترور سعید حجاریان، توقیف مطبوعات و روابط آمریکا با ایران فصل سوم از چند بخش جداگانه شکل گرفته؛ جامعه، آموزش، بهداشت – زنان و خانواده – هنرها: به ویژه سینما – گرایش های فکری: روحانی و غیر روحانی – جوامع اقلیت – نتیجه گیری. و بخش آخر کتاب که نتیجه گیری نام دارد، تحلیل شخص کدی ست از وقایع سال های 1357 تا 1381 شمسی در ایران
این کتاب یک روایت ساده از تاریخ معاصر ایرانه. گاهی وقتها تحلیلها خیلی سطحی میشه. بزرگترین امتیاز کتاب ارائه یک نگاه از بیرون به مسائل ایرانه که میتونه جذاب باشه.